امير محبيان مطرح کرد
سه هدف آمريکا از تحريم وزير امور خارجه ايران
بامداد پنج شنبه ايالات متحده آمريکا در اقدامي بيسابقه محمد جواد ظريف، وزير امور خارجه کشورمان را تحريم کرد. تحريمي که به استناد تحريم هاي مرتبط با مقام معظم رهبري اعمال شده است. مقامات آمريکايي در توجيه اين اقدام عجيب خود اظهارنظرهاي گوناگون و گاه متناقضي بيان کردهاند، از يکسو گفتهاند چون ظريف مدافع رهبري و سياست هاي اوست، وي را تحريم کردهاند و از سوي ديگر ادعا کردهاند که چون او بازيگر ساده و بيتاثيري است او را مورد تحريم قرار دادهاند. اين اقدام کاخ سفيد خلاف عرف بينالمللي و بيسابقه در عرصه ديپلماسي جهاني محسوب مي شود. اقدامي که هم سازمان ملل و هم کشورهاي اروپايي و آسيايي و هم روسيه و چين آن را نکوهش کرده و خلاف عرف بينالمللي دانستهاند. در اين رابطه ديپلماسي ايراني گفتوگويي را با دکتر امير محبيان، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل سياسي و بينالمللي انجام داده که در ادامه مي خوانيد:
برخي معتقدند کاخ سفيد با ايجاد فاصله زماني ميان اعمال تحريم عليه رهبري با اعمال تحريم عليه وزير امور خارجه کشورمان بهدنبال اين است تا شائبه هايي در خصوص شکاف ميان حاکميت با دولت، به خصوص دستگاه سياست خارجي ايجاد کند. آيا اقدام ساعات ابتدايي روز پنجشنبه وزارت خزانه داري ايالات متحده آمريکا در تحريم ظريف در تقابل با اين تحليل پيشين شما قرار ندارد؟
مرور رفتارهاي سياسي دولت آمريکا از آغاز ورود چالش با ايران حاکي از آن است که ايجاد و تعميق و گسترش شکاف ميان دولت و راس نظام يا به عبارتي ايجاد و تثبيت حاکميت دو گانه جزء راهبردهاي دائمي آمريکا در قبال ايران بوده است. پس از شروع مذاکرات هسته اي موسوم به مذاکرات برجام؛ بهويژه در دولت ترامپ کوشيدند بر آن شکاف؛ اختلاف و شکاف جديدي را ميان دستگاه ديپلماسي با سپاه پاسداران بيفزايند. هدف نهايتا علاوه بر ايجاد اختلاف آن بود که ظريف را صرفا وزير امور خارجه دولت و نه وزير امور خارجه ايران بنمايانند و او را در برابر سپاه بهعنوان بازوي قدرتمند مقاومت قرار دهند. هر چند متاسفانه در داخل هم افرادي کم بصيرت در اين دام افتادند و درون بازي ترامپ عمل کردند اما مقام معظم رهبري با درايت اين روند را متوقف کردند و با حمايت از ظريف بهرغم انتقادات به پاره اي از روندها بازي آمريکايي ها را با شکست مواجه کردند. از سوي ديگر؛ ارتباط عالي سردار سليماني بهعنوان فرمانده عملياتي عرصه مقاومت و ظريف بهعنوان ژنرال عرصه ديپلماسي جمهوري اسلامي، آمريکايي ها را کاملا مأيوس کرد و نتيجه آن اين بود که رسما با تحريم ظريف اعلام کنند که شکاف ميان ظريف - سليماني جز توهم چيزي نيست.
نکته بسيار مهمي که در اين ميان وجود دارد به مواضع دوگانه پمپئو باز ميگردد که از يکسو اقدام ايالات متحده آمريکا در تحريم محمد جواد ظريف را بهدليل اينکه وزير امور خارجه ايران مدافع رهبري است توجيه مي کند. از آن سو هم به صراحت عنوان ميکند که وزير امور خارجه ايران مهره اصلي و اثرگذار در مذاکرات نيست. چرا که به ادعاي او تصميمات در جاي ديگري گرفته ميشود و ظريف تنها يک بازيگر ساده و بدون تاثير است. ارزيابي شما در اين خصوص چيست؟
تناقضات آمريکايي ها يکي يا دوتا نيست. خطاهاي واضح در اطلاع رساني و موضع گيري هاي متناقض چه در مورد سقوط پهپادها و چه منطق مواضع ديپلماتيک کاملا نشان داد که ادعاي کساني که با بت سازي مکانيسم تصميم گيري آمريکايي ها هميشه ايراني و تصميماتش را تحقير مي کردند تا چه حد از واقعيت به دور است. واقعيت اين است که مواضع ايران در مقايسه با آمريکا بهويژه در دوران ترامپ بسيار پخته تر و کم اشتباه تر بوده است.
در کنار اين سناريوها عده اي معتقدند که اساسا تحريم محمدجواد ظريف بهدليل قطع ارتباط وزير امور خارجه ايران با برخي از عناصر و مقامات حزب دموکرات در آستانه انتخابات رياست جمهوري سال 2020 آمريکا انجام گرفته است. تحليل شما در اين خصوص چيست؟
به گمان من آمريکا از اين اقدام چند هدف داشته است: - تغيير در تيم مذاکرهکننده و حذف ظريف به اميد آن که فرد ضعيفي به جاي ظريف مقابل آنها بنشيند. - وادار کردن نظام به اينکه در سطحي فراتر از وزارت امور خارجه يعني رهبري وارد مذاکره و مدل کره شمالي را اجرايي کنند که اين مقايسه کاملا دال بر ناشناختن سازوکار مديريت نظام است. - و نيز قطع رابطه ظريف با افکار عمومي جهان. زيرا ظريف عملا با استفاده از رسانه هاي جهاني راهبرد خود را بهعنوان مدير ديپلماسي جمهوري اسلامي به پيش برده و فضا را به نفع منطق ايران دگرگون کرده است.