ادامه از صفحه 6/ اگر یک شرایط نسبتا آزاد و شفافی فراهم شود با وضعیتی که فعلا در جریان اصولگرا میبینم، خیلی امید به موفقیتشان نیست. آنها هم همه امیدشان به این است که اصلاحطلبان رد صلاحیت شوند و هیچکدام باقی نمیمانند و برایشان ایجاد امیدواری میشود و در این زمینه برخی این را مسلم میدانند حتی صندلیها را هم شمرده و شمارهگذاری هم کردهاند. طبیعتا اشکالی هم که در کارشان است که نتوانستهاند خودشان را بازسازی کنند استفاده از همین روشهاست. آنها برای رسیدن به برخی مناصب مخصوصا انتخابی، عملا خودشان را قبل از اینکه مدیون مردم بدانند مدیون بعضی دیگر میدانند. ولی دوست داریم اگر شرایط فراهم شود طرفین بتوانند خیلی قوی و منسجم در طی یک رقابت وارد گود شوند و بتوانند نقاط قوت خود را خوب بشناسند و هم نقاط ضعف شان روشن شود. ولی اگر همین باشد که تابحال دیدهایم آنها همه امیدشان این است که میدان را از اصلاحاتیهای اصیل خالی ببینند تا آنها بتوانند رقابت کنند.
احتمالا بر سر اینکه رئیس مجلس جلیلی یا قالیباف باشد چانه زنی میکنند و پیروزی خود را تا این حد حتمی میدانند. مجلسی با اکثریت اصولگرا تصور میکنند و رئیسی از خود را روی صندلی ریاست میبینند و احتمالا انتخابات مجلس را پیش زمینه انتخابات 1400 هم میدانند!
ببینید! این گونه حرفها را در طول 40 سال در دورههای متعدد دیدهایم. زمانی که آقایان قالیباف و جلیلی هم کاندیدا بودند بر سر ریاست با هم بحث میکردند. ولی اتفاقاتی که در زمان انتخابات رقم میخورد ممکن است با خیلی از چیزهایی که دوستان تصور میکنند، متفاوت باشد.
دیدار آقای قالیباف و آقای احمدینژاد اخیرا رسانهای شده است. در این میان گفتمان آقای قالیباف نواصولگرایی است در حالی که احمدینژاد خود را اصولگرا که نه حتی فراتر از جناحهای سیاسی میداند.
البته ملاقات کردن که عیبی ندارد و ممکن است مفهومی در سیاست پیدا کند یا نکند. قدیمها این اتفاقات به شکلهای متعدد همیشه میافتاده است. بالاخره آقای قالیباف چندین بار آمده و مواردی در ذهن داشته که اتفاق نیفتاده و آقای احمدینژاد هم به گونهای و هر کدام تصوراتی از شرایط برای خودشان دارند. طبیعتا تلاش میکنند اگر بتوانند موفق شوند ولی حتی نسبت به اینکه در همین مرحله با همین وضعیتی که هست بتوانند وحدت شان را حفظ کنند، از آنجا که محوری در بین شان نمیبینم و به قول معروف شیوخ شان زیاد شده، امکان این اتفاق را خیلی بعید میدانم. الان قالیباف مدعی است، حداد مدعی است، احمدینژاد مدعی است و بزرگان روحانی شان هم مدعیاند و به نظر میرسد هیچکدام بنا ندارند زیر بار همدیگر بروند. لذا با توجه به این شورای وحدتی هم که عنوان میکنند، خیلی مطمئن نیستم. مثل همان حواشی که راجع به جمنا بود و در آخر با چند لیست حضور پیدا کردند. درواقع مطمئن نیستم چون به هر صورت این جریان تضادهای درونی خودش را نشان داده مخصوصا نسل جوانترشان با نسل میانسال و پیرترشان تفاوتهای خیلی جدی پیدا کردهاند. به نظر میرسد که جمع کردن اینها در یک مجموعه
چندان کار آسانی نباشد. هرکدام که کمی مطرح میشوند حتی اگر شکست هم خورده باشند مثل جلیلی و قالیباف که چندین بار آزمایش کردهاند، اما حس امیدواریشان خیلی بالاست و معمولا باز شروع میکنند و همچنان مدعیاند.