آرمان ملی-فریبا نهاوندی: به گفته سرپرست سازمان توسعه تجارت در حالی که در ترکیه 1600 شرکت بزرگ صادراتی فعالیت دارند، در ایران تنها 80 شرکت بزرگ صادراتی مشغول به کار هستند. حال در چنین شرایطی که این کشور بزرگترین رقیب تجاری ایران، بهویژه در منطقه به شمار میرود، این بدان معناست که هر شرکت صادراتی در ایران باید با 20 شرکت ترکیهای به رقابت بپردازد. با این حال برخی مسئولان همچنان به توسعه شرکتهای خرد و متوسط صادراتی تاکید میورزند، اما از سوی دیگر گروهی از اقتصاددانان اعتقاد دارند که در نبود شرکتهای بزرگ، شرکتهای کوچک صادراتی نمیتوانند تاثیر خاصی روی چرخه صادرات بگذارند. همچنین امروزه علاوه بر فشار تحریمها، بسیاری از محدودیتها ریشه در عملکرد صادرکنندگان داخلی دارند. بهویژه در چند وقت اخیر اخبار مختلفی از بازگشت محصولات ایرانی از خاک کشورهای مقصد به گوش میرسد که در این زمینه میتوان به تخممرغهای مرجوعی از عراق اشاره کرد. یا برخی از فعالان اقتصادی ایران در لبنان پستهایی را در فضای مجازی منتشر کردهاند که نشان میدهد محصولات صادراتی به این کشور هیچ تنوعی ندارند، در حالی که مردم این کشور همواره به
خرید کالاهای ایرانی علاقه نشان میدهند. در این زمینه «آرمان ملی» گفتوگویی با محمد امیرزاده، عضو هیات رئیسه اتاق بازرگانی ایران، انجام داده است که در ادامه میخوانید.
اخیرا سرپرست سازمان توسعه تجارت اعلام کرده است که در مقابل 1600 شرکت بزرگ صادراتی ترکیه، در ایران تنها 80 شرکت بزرگ صادراتی فعالیت دارند. آیا با چنین نسبتی میتوان از صادرکنندگان ایرانی انتظار داشت در بازارهای صادراتی گوی سبقت را از ترکتبارها بربایند؟
این نسبت لزوما به معنای شکست ایران در مقابل ترکیه نیست. بهجای توجه به این آمار بهتر است ما همین تعداد شرکت بزرگ صادراتی را که وجود دارند، فعال نگه داریم و از آنها حمایت کنیم. مشکل اصلی امروز صادرات ایران این است که سیاستهای داخلی که در قبال تولیدکنندگان و صادرکنندگان به اجرا میگذاریم مطابق گفتههای مسئولان و حتی طرحهای مصوب نیست. بدین معنا که تصمیمات خوبی گرفته میشود و به تصویب هم میرسد، اما در زمان اجرا شاهد فشار بر تولیدکننده و صادرکنندگان هستیم و به همین جهت این گروهها هر روز نسبت به گذشته ضعیفتر میشوند و تحلیل میروند. در فضای موجود ایجاد محدودیت برای شرکتهای تولیدی و صنعتی به دلیل برگشتخوردن چک، تاخیر در پرداخت مالیات و عوارض و ... صرفا فضای تولید را میبندد و راه را برای سودجویانی باز میگذارد که نه مالیاتی میپردازند و نه تاثیری بر بهبود تولید ناخالص داخلی میگذارند. این در حالی است که از مجریان کشور انتظار میرود در شرایط تحریم تولیدکنندگان را درک کنند و حتی در زمینههایی که به آن اشاره شد معافیتهایی را در نظر بگیرند، اما با تشدید فشارها، علاوه بر تعطیلی بنگاههای تولیدی، بر شمار
افراد بیکار کشور میافزایند. ما باید در حوزه داخلی تصمیمات مناسبی را به اجرا بگذاریم، آنگاه مشاهده میکنیم که چطور رفتهرفته بر تعداد شرکتهای بزرگ صادراتی افزوده میشود و آنها خود عنان بازارهای بینالمللی را به دست میگیرند. نگاهی به عملکرد همین کشور ترکیه که اکنون به گفته سرپرست سازمان توسعه تجارت دارای 1600 شرکت بزرگ صادراتی است نشان میدهد آنها تا همین چندی پیش عقبتر از ایران بودند، اما با برنامهریزی مناسب و حمایت از تولیدکنندگان در بعضی از بازارها نقش جهانی پیدا کردهاند. این به سازوکار رشد بازمیگردد.
برخی کارشناسان فعالیت 80 شرکت بزرگ صادراتی در کشور را عددی خوشبینانه میدانند. نظر شما در این باره چیست؟
در حوزه خشکبار، مواد پتروشیمی، صنایع دستی، خدمات فنی و مهندسی و ... شرکتهای صادراتی بزرگی مشغول به فعالیت هستند، اما تجربه نشان میدهد که در سالهای اخیر همینها هم بهشدت تحلیل رفتهاند. قطع مراودات با سایر کشورها باعث شده تا فعالیت تعدادی از این شرکتها در عمل مختل شود. حال وقتی سرپرست سازمان توسعه تجارت عدد 80 را برای این شرکتها اعلام کردهاند، حتما همینطور است. زیرا ایشان بر این حیطه تسلط دارد و جزئیات آمار و ارقام را میداند. ما بهعنوان فعال بخشی از اقتصاد فقط بر اساس آنچه خواندهایم و دیدهایم میتوانیم اظهار نظر کنیم، اما ایشان بر کل فعالیت صادرکنندگان احاطه دارند و قطعا آمار دقیقتری ارائه میدهند. حال اگر 80 شرکت بزرگ صادراتی هم در ایران فعال باشند، عدد مناسبی است و با آنها میتوان صادرات را به نقطه مطلوبی رساند.
سیاستگذاریهای چند وقت اخیر بیشتر به سمت حمایت از بنگاههای خرد و متوسط گرایش دارد. آیا در نبود شرکتهای بزرگ، این بنگاهها میتوانند تاثیری بر چرخه تولید و صادرات داشته باشند؟
نباید در حوزه صادرات چنین دیدگاهی داشت. شرکتهای کوچک و متوسط خود میتوانند بهعنوان هسته اصلی عمل کنند. حمایت از شرکتهای خرد و متوسط توفیری با حمایت از شرکتهای بزرگ ندارد، بلکه هر دو بخش باید مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرند. متاسفانه یکی از اشتباهات فاحش این است که آقایان تعریف اشتباهی از تولید ارائه میدهند. بهعنوان مثال در تعاریف بخش مسکن و صنعت ساختمان را از بخش تولید حذف کردهاند، در حالی که این صنعت میتواند بهعنوان پیشران اقتصاد عمل کند. این بخش با صنایع زیرمجموعهای که در خود جای داده نقش بسیار پررنگی در GDP کشور دارد. با این حال گاهی مشاهده میشود که این بخش را جزو بازارهای غیرمولد قرار میدهند و دیدی اشتباه نسبت به آن دارند.
اکنون علاوه بر محدودیتهایی که بر اثر تحریم ایجادشده، گاهی برخی رفتارها باعث سوءظن مشتریان خارجی نسبت به کالای ایرانی میشود. بهعنوان مثال چندی پیش بار تخممرغهای ایرانی از عراق به کشور بازگشت. چراکه کالاهای فروختهشده فاسد بودند. آیا راه مقابلهای با اینگونه رفتارها وجود دارد؟
در این زمینه دستگاههای ناظر باید ورود پیدا کنند و تاجر مربوطه را مورد مواخذه قرار دهند. در این زمینه میتوان جرایم سنگینی در نظر گرفت که دیگر افراد به فکر صادرات کالاهای بیکیفیت به سایر کشورها نشوند. چراکه برند این محصولات به نام ایران ثبت میشود و حتی یک بار اشتباه به معنای آخرین اشتباه است و دیگر بهسختی میتوان رضایت کشور مقصد را جلب کرد. بهویژه آنکه اکنون ما در شرایط تحریم قرار داریم و بهخودیخود باید محدودیت جدی و سختی را پشت سر بگذاریم تا شاید کشوری مجاب به خرید کالا از صادرکننده ایرانی شود.