وقتي ايالات متحده، اروپا را تحريک کرده است شرکتهاي کشورهاي مختلف از معامله با ايران سرباز ميزنند، اما اگر چنانچه آن کشورها مشوق شرکتهاي خود بودند ميتوانستند دست به اقدامات موثري بزنند. حتي در مورد نرساندن سوخت به دو کشتي ايراني که حتي بار خود را از برزيل خريداري کرده بود و به مدت بيش از 50روز در آنجا معطل نگه داشته بود در شرايطي قرار داشت که فروشنده سوخت شرکت دولتي برزيل بود. يعني حتي دولت برزيل نيز همکاري نکرد تا زماني که محکوميتهاي مالي و خسارت گريبان آن را ميگيرد. مساله ايران با آمريکا و غرب مسالهاي سياسي است، بهگونهاي که بارها آلمانها و فرانسويها در اين خصوص متذکر شدهاند. بايد بدانيم که اين تحريمها عليه تهران، مشخصا تحريمهاي مديريتشده با تحريکات تلآويو است. اين تحريمها مردم ايران را نشانه گرفته است. کشور ايران بزرگ است و بهگونهاي از بسترهاي مناسب کشاورزي و تا حدودي صنعتي برخوردار است. همچنين ايران ميتواند با کشورهاي همسايه خود يک نظام تبادلات برنامهريزيشده غيررسمي را راهاندازي نمايد تا بدين وسيله بتواند از شرايط سخت کنوني براي مردم ايران دوام آورده و عبور نمايد. اينستکس نميتواند خواستههاي ايران را تامين نمايد، چون بايد در اين صندوق پول باشد. اينکه وزير خارجه کشورمان صراحتا مطرح داشتهاند طرفهاي اروپايي ميبايستي نفت ايران را خريداري کنند مقصود آن است که بايد پول در اين صندوق در برابر خريد نفت واريز شود. حال هر خريدي که ميخواهد در اروپا باشد بهاي آن در اين صندوق واريز شود. حتي اقتصاد قاچاق هم بايد از طريق کشورهاي ديگر به اروپا حمل شود آنوقت آن پول هم به همان کشورها خواهد رسيد. در چنين شرايطي چنين پولي به اينستکس واريز نميشود. بهعنوان نمونه ايران کشمش خود را به صورت غيررسمي به ترکيه برساند و بعد همان کشمش را ترکيه صادر خواهد کرد و پول آن به ترکيه آمده و در مقابل ايران ميتواند از ترکيه کالاهاي مورد نياز خود را خريداري کند، اما چنين روندي به اينستکس ارتباطي پيدا نميکند. اين روشي است که در زمان تحريمهاي پيشين همينگونه عمل شد و نتيجه آن پيداشدن اشخاصي همچون بابک زنجاني بود. در حال حاضر حملونقل دريايي با مشکل مواجه است. دولت بريتانيا برخلاف تمام تعهدات و کنوانسيونهاي بينالمللي نفتکش ايراني را توقيف ميکند. بنابراين در آينده ممکن است در مورد حملونقل دريايي و هوايي نيز بر اين دامنه افزوده شود. کما اينکه فرانسويها و آلمانها براي هواپيماهاي ايراني ايجاد مشکل کردند، بهگونهاي که به هواپيماهاي شرکتهاي ايراني بنزين ندادند. به نظر ميرسد اين عمليات ايذايي تحريمها ادامه پيدا ميکند. توقف تحريمها يا با جنگ و يا آتشبس و ديپلماسي راهگشا خواهد بود. متاسفانه مشتاقان جنگ در آمريکا زياد هستند. بايد بدانيم در استراتژيهاي آمريکاييها حمله زميني به ايران وجود ندارد، اما امکان دارد در صورت درگيري احتمالي زيرساختها آسيب ببيند که البته يکطرفه هم نخواهد بود.