واقعيت اين است که موضوع حذف چهار صفر از پول ملي مدتهاست در دستور کار دولت و بانک مرکزي قرار دارد. موضوعي که از ابعاد مختلف مورد بحث و تبادلنظر واقع شده و اظهارنظرهاي فراواني نيز در طول اين مدت صورت گرفته تا اينکه ديروز دولت تصميم بر حذف چهار صفر گرفت. کار شايسته و بجايي که هم اثر بينالمللي و هم اثر داخلي خواهد داشت و هم در حسابرسي و حسابداري موثر است. درحقيقت در ابعاد مختلف ميتواند آثار مثبتي دشته باشد. هرچند ممکن است از نظر برخي اثر رواني کوتاهمدت هم داشته باشد و گمان کنند ارزش داراييهايشان پايين آمده اما اينطور نيست. همانطور که در جامعه ميبينيم هيچکس به تراول 50هزار توماني 500هزار ريال نميگويد و همه 50تومان ميگويند و معاملات هم بر همين اساس صورت ميگيرد و فقط کار حسابداري را کمي سخت کرده و در صحنه بينالمللي ارزش پول ملي پايين نشان داده ميشود که جالب نيست. درحقيقت اين اقدام در راستاي واقعيت ملموس صورت پذيرفته است. اگر کف دلار روي هفتهزار تومان باشد و کالاهايي که مورد معامله قرار ميگيرد با تومان محاسبه شود، انتظاراتي که خود مردم دارند و مجموعه اعداد و ارقامي که در حسابهاي مالي مطرح است، نشان از بزرگي رقمهاست که در حسابهاي مالي بهصورت غيرواقعي خودنمايي ميکند تا جايي که نوشتن و خواندن هم با مشکلاتي همراه است. البته ممکن است تغيير و چاپ اسکناسهاي جديد هزينهبردار باشد اما قابل حل است و البته اين امر بايد در مجلس هم تصويب شود که به نظر ميرسد با توجه به واقعيتها تصويب خواهد شد. چنانچه پروسه عملياتي آن هم ظرف يکسال آتي انجام شود، در مجموع کار مناسبي انجام ميگيرد و خيلي جاي نگراني وجود ندارد. در واقع آثار منفي آن خيلي کمتر از آثار مثبت است. به ياد داشته باشيم که اين اقدام همان واقعيت ملموس جامعه است که دارد اجرا ميشود و تمام معاملات هم براساس همين واقعيات است. بهطور مثال زائريني که به عراق سفر ميکنند ارزش پولي ملي را پايين احساس ميکنند درحالي که با اين اتفاق ميتوانيم آثار مثبت بيشتري را در سطح بينالمللي شاهد باشيم.