آرمان ملي: با نگاهي گذرا به شبکههاي اجتماعي بهراحتي ميتوان به اين نتيجه رسيد که متاسفانه برخي از افرادي که در شبکههاي اجتماعي فعال هستند به ظاهر شادند، اين در حالي است که در زندگي واقعي افرادي بسيار غمگين و عبوس هستند که اين مهم ميتواند در زمره پيامدهاي استفاده بيش از اندازه از فضاي مجازي و يا شبکههاي اجتماعي قرار بگيرد. گفتني است بسياري از روانشناسان بر اين باور هستند که غيرواقعيبودن ابعاد زندگي برخي افراد فعال در شبکههاي اجتماعي را ميتوان يکي از مهمترين دلايل اين پديده عنوان کرد، چراکه اين دسته از افراد تمايل دارند خود را افرادي شاد و موفق و بدون دغدغه در شبکههاي اجتماعي نشان دهند، اين در حالي است که در واقعيت گونه نيست.
شروع ماجراهاي پرچالش
متاسفانه امروزه شاهد تضاد فاحش ميان جامعه واقعي و مجازي هستيم که ادامهداشتن اين روند ميتواند باعث بروز بسياري از بيماريهاي روحي و رواني در افراد جامعه شود و نيز ميتواند آسيبهاي اجتماعي بسياري را در جامعه به دنبال داشته باشد. بايد در نظر داشت که افراد در دنياي مجازي به دليل انعطاف بيش از اندازه، قابل پيشبيني نبودن آن، عدم کنترل بيش از اندازه و موارد ديگر بسيار شادتر هستند، اين در حالي است که متاسفانه در دنياي واقعي به دليل وجود مشکلات اقتصادي بيش از اندازه، قابل پيشبيني بودن شرايط موجود و همچنين کمبود امکانات لازم براي پيشرفت و ترقي، انسانها بسيار غمگين و به نسبت افسردهاي شدهاند. بديهي است که داشتن نگاه طنز به مسائل در شبکههاي اجتماعي خود ميتواند تاثير عامل تاثيرگذاري در شادبودن هرچه بيشتر افراد در فضاي مجازي داشته باشد، اين در حالي است که متاسفانه برخي در دنياي واقعي نميتوانند بنا به دلايل مختلف نسبت به مسائل پيرامون خود نگاهي طنز داشته باشند که اين مهم بهيقين در بلندمدت ميتواند عاملي براي ابتلا به افسردگي، انزواطلبي و يا ساير بيماريهاي روحي و رواني ديگر در افراد شود. البته بايد يادآور شد منظور از نگاه طنز؛ تمسخر بيش از اندازه و خارج از عرف مسائل موجود در جامعه نيست. شايان ذکر است که برخي جامعهشناسان بر اين باور هستند که افزايش بيش از اندازه کنترلهاي اجتماعي ميتواند تاثير بسزايي در شادنبودن مردم داشته باشد. هنجارهاي جامعه و حرکت قانونمند در مسير فعاليتهاي اجتماعي بايد رعايت شود، اما بهتر از سختگيريهاي غيرضروري اجتناب ورزيد تا با ايجاد فضاي شادتري بتوان بهتر نقش خود را در جامعه ايفا کرد. بنابراين زماني که قصد شادکردن مردم را داريم بهتر است که کمي در چارچوبها و فرهنگهاي رايج در جامعه تعامل شود و با بازنگري و يا حتي تغيير آهسته آن بتوان شاهد شادبودن هرچه بيشتر مردم بود.
مثبتنگري در شبکههاي اجتماعي
همانگونه که ميدانيم که افراد فعال در شبکههاي اجتماعي تنها قصد دارند تا لحظات شاد و اتفاقات خوب زندگي خود را به نمايش بگذارند که اين خود ميتواند عاملي براي شادبودن آنها به حساب آيد، چراکه روانشناسان معتقد هستند که مثبتنگري خود ميتواند تاثير بسزايي در افزايش شادي افراد داشته باشد. متاسفانه در مقابل در دنياي واقعي افراد سعي دارند تا تنها مشکلات و سختيهاي زندگي خود را نمايان کرده و به آن توجه کنند که اين خود ميتواند عاملي براي غمگينشدن هرچه بيشتر افراد باشد. پرواضح است که شادبودن در شبکههاي اجتماعي شايد بتواند براي فرد پيامدهاي مثبتي را به دنبال داشته باشد، اما در بسياري از موارد ميتواند باعث فاصلهگرفتن فرد از خود واقعي او شود که اين مهم عاملي براي بروز بحران هويت در فرد خواهد شد. بنابراين بهراحتي ميتوان اين ادعا را داشت که نداشتن سواد رسانهاي و همچنين عدماستفاده درست از شبکههاي اجتماعي با آثار منفي بسزايي مواجه خواهد بود بهگونهاي که بنا به اظهارنظر رفتارشناسان افراد فعال در شبکههاي اجتماعي ديگر رابطه چنداني با اعضاي خانواده خود ندارند که اين نيز ميتواند در افزايش طلاقهاي عاطفي، کاهش روابط ميان اعضاي خانواده و در نهايت کمرنگشدن کارکرد خانواده بسيار نقش داشته باشد.
اهميت حمايتهاي اجتماعي
بايد در نظر داشت که متاسفانه امروزه به دلايل مختلف شاهد کاهش چشمگير حمايتهاي اجتماعي در جامعه هستيم که اين مهم خود ميتواند آثار منفي بسياري را نيز به دنبال داشته باشد تا جايي که کارشناسان ميگويند جاي خالي حمايتهاي اجتماعي در جامعه خود عاملي براي شادنبودن مردم است، چراکه هرگاه فرد در جامعه خود را تنها ببيند و بهخصوص در شرايط بحراني و استرسزا از وجود پشتوانه مناسب مطمئن نباشد بهيقين نميتواند احساس شادي را نيز بهدرستي تجربه کند.
در نهايت...
بايد يادآور شد که شادبودن يا نبودن شايد در ظاهر اهميت چنداني نداشته باشد، اما بايد در نظر داشت که شادي خود ميتواند عاملي براي دستيابي به پيشرفتهاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و يا حتي فرهنگي در جامعه شود تا جايي که روانشناسان ميگويند شادبودن خود ميتواند تاثير بسزايي در کاهش آمار طلاق و نيز بهبود روابط اعضاي خانواده داشته باشد.