کشاندن ناو لينکلن ايالات متحده به منطقه خليج فارس و از سوي ديگر اعزام ناوچهها و زيردريايي اتمي بريتانيا به منطقه با چنين تصوري انجام شده که اگر شايد يک روزي دست به چنين اقداماتي ميزدند کشورها به خودشان ميلرزيدند و بدون هيچ گونه بحثي هر آنچه آنها ديکته ميکردند پذيرا ميشدند. اما آنها در حال حاضر مشاهده ميکنند نه تنها تحريمهاي اقتصادي شان تاکنون جواب نداده بلکه حضور نظاميشان در منطقه براي ايران ايجاد ترس نميکند. بريتانيا بر اين تصور بود که با اعلام ائتلاف دريايي اکثر کشورهاي اروپايي با چنين پيشنهادي همراه ميشوند لذا لندن ميتواند جوي را ايجاد کند که در لواي آن ساير کشورهاي منطقه بيشتر به آنها وابسته شوند. با چنين اقدامات و رويکردي از سوي لندن-واشنگتن نه تنها ايران دچار هراس نشد بلکه در برابر روند تهاجمي آنها ايستادگي کرد. اگر آمريکاييها با پهپادشان به دنبال جمعآوري اطلاعات از فضاي سرزميني ايران بودند نيروهاي دفاعي کشورمان پرنده متجاوز را ساقط کردند. انگليسيها نفتکش ايراني را در جبلالطارق توقيف کردند در مقابل ايران کشتي انگليسي را که قوانين دريايي را نقض کرده بود توقيف نمود. در نتيجه آنها نتوانستند پاسخي به اين اقدام بدهند به دليل آنکه ميدانستند که اگر پاسخ ديگري به اين ماجرا بدهند ميتواند با واکنش سختتري از سوي ايران مواجه گردد. اگر زماني هواپيماي مسافربري ايراني توسط ناو آمريکايي منهدم ميشد و ايران دستانش براي پاسخگويي خالي بود، اما ايران امروز دستانش براي دفاع، پاسخ متناسب و بازدارندگي خالي نيست. در نتيجه وقتي چنين وضعيتي را همه کشورهاي منطقه رصد ميکنند قاعدتا عقل حکم ميکند که آنها وقتي به ناتواني کشورهاي فرامنطقهاي اذعان کرده و به اين نتيجه ميرسند که آنها نميتوانند اهدافشان را پيش ببرند، خودشان را به جاي آنکه زير بليت و زير فشار يک کشور ديگر قرار دهند، بهتر ميبينند که ضمن همکاري و مشارکت با يکديگر امنيت خودشان را حفظ کنند. اين منطقه بدون حضور ايران و همکاري کشورهاي منطقه نميتواند روي آرامش به خود گيرد. به نظر ميرسد کشورهاي منطقه خودشان به اين نتيجه رسيدهاند که جز با همکاري جمعي نميتوانند منطقه پر حادثه و پر تنش خليج فارس را اداره کنند. کشورهاي منطقه جز با همکاري نميتوانند مسائل عديده امروز را به خصوص در ابعاد امنيتي و سياسي حل کنند. بنابراين عربستان به عنوان بزرگترين کشور جنوبي حوزه خليج فارس به اين نقطه رسيده که با همکاري با ساير کشورهاي منطقه ميتوان امنيت منطقه را تامين کرد. برخي از کشورهاي منطقه و فرامنطقهاي تلاش کردند تا ايران را از صحنه معادلات منطقهاي خارج کنند، اما سرانجام اين بازيگران متقاعد شدند که نميتوانند آنچه را که دنبال آنند به دست آورند. عربستان تمام ظرفيتش را به کار برد اما راه به جايي نبرد. به گونهاي که در صحنههاي مختلف از جمله يمن، سوريه و عراق با صرف هزينههاي هنگفت بدون نتيجه مجبور به خروج شد. در نتيجه وضعيت کنوني، به نظر ميرسد اين کشورها متاثر از پيام ايران مبني بر انعقاد پيمان عدم تعرض و مشارکت در جهت تامين امنيت دسته جمعي به دنبال آنند چنين روندي را پيش گيرند.