ما در جايي زندگي ميکنيم که اسم مردمسالاري ديني را برخود دارد. يعني حکومت مردم بر مردم و براي مردم. اين جامعه به مردم و رسانه توجه ويژهاي دارد براي همين هم روابط عموميها شکل ميگيرند و سازمانها هم از اين طريق با عموم مردم ارتباط ميگيرند. دوم، رسانهها هستند که مهم ميشوند. اهالي رسانه نقش بسيار فعالي در حوزه نظارت دارند و عملکرد سازمانهاي مختلف را وارسي ميکنند. تمام سازمانها بايد با نظارت کنترل شوند. متاسفانه سازمانهايي مانند صداوسيما نميخواهند کنترلپذير شوند. خيلي راحت ميگويم که صداوسيما تبديل به يک کمپاني شده است. يادمان هست که در ابتداي انقلاب قرار بود سازمان صداوسيما تبديل به يک دانشگاه بزرگ شود. اين سازمان با عملکرد درست و دقيق در دوران دفاع مقدس آرامش بسيار خوبي به مردم داد ولي حالا وضعيت ديگري شکل گرفته است. اين سازمان تبديل به يک کمپاني مالي شده و مردم را هم کلافه کرده است. مدام شاهد تبليغ اسپانسرها و اعداد و ارقام هستيم و کسب درآمد نقش اساسي اين سازمان شده است. مسئولان سازمان صداوسيما نقش فرهنگي خود را به محاق فراموشي سپردهاند. شما اين روزها مدام تيزرهايي را ميبينيد و ميشنويد که هيچ ربطي به مسائل فرهنگي ندارد. برنامههايي را در تلويزيون ميبينيم که در آنها به طرز عجيبي مردم را مسخره ميکنند، يعني اينکه مجري ميآيد و براي مردم ميشمارد: يک... دو... سه... چهار... حالا دست!» واقعا براي چه کسي بايد دست بزنيم؟ آنان مردم را دست مياندازند و از همه هم ميخواهند دست بزنند. اخبار تلويزيون که وضعيت خاص خود را دارد. آنقدر همه جانبه عمل نکردهاند که ديگر سخت ميشود به آنان اعتمادي کرد. سازمانهايي مانند صداوسيما بايد تحت نظارت شديد قرار بگيرند. در ماههاي گذشته هم مقام معظم رهبري فرمودند که مديري را بنا بر قانون اساسي منصوب ميکنند و ديگر هم در مديريت آنجا دخالتي ندارند. پس حتما گروههاي ديگر بايد اين سازمان را تحت کنترل قرار دهند. رهبري حتي درباره رياست قوه قضائيه هم چنين جملهاي بيان کردند. ما در ايران قوانين مشخصي داريم و بايد بر همين اساس با تخلفات صداوسيما برخورد شود. اين روزها شاهد بلبشوي عجيبي در رابطه با اعداد و ارقام نجومي دستمزدها هستيم. گروهي ميگويند فلاني مبالغ کلاني را بابت سريالسازي و برنامهسازي و مجريگري از تلويزيون گرفته است. اين اتفاقات به خاطر عدم نظارت قانوني صورت ميگيرد. ما حالا به نقطهاي رسيدهايم که مردم با خود ميگويند: «چگونه به اين وضعيت رسيديم؟ آيا نظارتي نبوده است؟» شايد حرفهايي که جناب آقاي رئيسجمهور و ديگران در رابطه با نظارت بر سازمان صداوسيما گفتند به نوعي نوشدارو پس از مرگ سهراب باشد. اين سازمان سالهاست که تحت نظارت اساسي نبوده است. مردم اين روزها نااميد شدهاند. مسئولان عزيز! تا الآن چه کار ميکرديد؟ چرا برخي به خاطر سوءاستفادههاي مالي گسترده در دادگاهها هستند؟ پس وظيفه ناظران و رسانهها چيست؟ رسانههاي کشورهاي توسعهيافته مانند آژير عمل ميکنند و براي کوچکترين اتفاق پيشپا افتادهاي فرياد ميکشند و کسي هم جرات ندارد پاي خودش را کج بگذارد. البته بايد خيلي راحت بگويم که متاسفانه در ايران برخي از اهالي رسانه به راحتي خريده ميشوند و اين مساله در کشورهاي توسعهيافته کمتر ديده ميشود. در آنجا شاهد هستيم که رسانهها آبروي سوءاستفادهکنندگان و سازمانهاي مشکوک را ميبرند.