هفت ماه ديگر تا برگزاري انتخابات مانده و اين مدت آبستن حوادث گوناگوني است که ميتواند در کشور ما تاثير بگذارد. مسائل داخلي و بينالمللي و منطقهاي که طبعا روي انتخابات و جناح بنديها هم تاثيرگذار خواهد بود. نکتهاي که در اين ميان مطرح است ائتلاف اصلاحطلبان با بعضي از اعتداليون که همان راستهاي معتدل و نه اصلاحطلبان معتدل هستند، ميباشد. از شخص حسن روحاني تا حزب توسعه و عدالت گرچه راست تندرو نبودند اما راست بودند و ائتلافي که صورت پذيرفت به نفع اصلاحطلبان تمام نشد. چهرههاي سرشناس اصلاحطلب يکي يکي از داخل دولت کنار گذاشته شد و بعضا صلاحيت اصلاحطلبان براي مجلس تاييد نشد. بهرغم اينکه سخنگوي محترم شوراي نگهبان از اينکه اصولگرا و اصلاحطلبان برايشان تفاوتي ندارد، سخن گفته اما چون هياتهاي نظارتي که در شهرستانها هستند، نوعا از جناح اصولگرا ميباشند، تاييد چهرههاي شاخص اصلاحطلب با اما و اگرهايي همراه است. تا جايي که قبلا هم اصلاحطلباني بودهاند که به تاييد نشدن صلاحيتشان اعتراض کردهاند اما کمتر به نتيجه رسيدهاند. واقعيت اين است که اصلاحطلبان يا نبايد به مجلس بروند يا اگر ميروند با يک ليست صددرصد اصلاحطلب اصيل بروند. بازيهايي که اصلاحطلبان درگيرش شدهاند، بهگونهاي است که عدهاي از مردم را نااميد کرده است. مردمي که کمتر از اصولگراها چيزي ديدهاند و اين بار هم از اصلاحطلبان چيزي دستگيرشان نشده است. فراکسيون اميد از اصلاحطلبي چه دارد؟ حذف علي مطهري و جايگزيني چهره منتسب به راستها در هيات رئيسه! لذا معتقدم در عين حال که حوادث و رخدادهاي آينده بسيار تعيين کننده است ولي اگر صلاحيت ژنرالها و نيمه ژنرالهاي اصلاحطلبان تاييد نميشود، بهتر است که ليستي هم ارائه ندهند. البته نه اينکه انتخابات را تحريم کنند يا در انتخابات شرکت نکنند ولي به عنوان اصلاحطلب ليست ارائه ندهند تا افرادي که بعضا ادبياتشان هم به اصلاحطلبان شبيه نيست چه رسد به عملکردشان روانه خانه ملت نشوند. کمااينکه بعضا ليست شوراي شهر و مجلس چندان هم به درد اصلاحات نخوردند. در دولت هم يکييکي معتدلهاي گرايش به اصلاحطلبان مثل علي جنتي و علي ربيعي با استيضاح و استعفا کنار گذاشته شدند. به اين ترتيب يا دربست ليست اصلاحطلب شناخته شده و اصيل ارائه شود يا اينکه ائتلاف فراموش شود. در ائتلاف کسي به مانيفست حزبش وفادار نيست. جناح راست درحالي با جناح اصلاحطلب ائتلاف ميکند که تنها راي اصلاحطلبان را جذب ميکند. در اين ميان بنده خدايي که برند اصلاحات است، وارد صحنه ميشود و صادقانه خواهان مشارکت و راي به همه ليست ميشود. فارغ از آنچه درمورد سرخوردگي و نااميدي از جناحهاي سياسي اصلاحطلب و اصولگرا، سرداده ميشود هنگام انتخابات اين شعارها به فراموشي سپرده شده و مردم وارد صحنه ميشوند. هرچند جناح مقابل با جنجالآفريني سعي در القاي اين دارد که چون اصلاحطلبان ميدانستند راي نميآورند، مشارکت نکردند ولي اگر قرار است فراکسيون اميدي تشکيل شود که خاصيت چنداني نداشته باشد، بهتر است که اصلا ليستي هم ارائه نشود. البته مجلس هميشه يک سري نماينده به صورت مستقل داشته اما موضوع اين است که برخي به اسم اصلاحطلبي گاهي با تندروها همدست شدهاند. در فراکسيون اميد چهرههايي هم افشاگر پشت پرده بوده، فعال و اثرگذارند ولي آنطور که انتظار ميرفت، نبودهاند. چنانچه مجلسي مثل همين مجلس تشکيل شود که اصلاحطلبان در آن نباشند، لااقل دائما دفاع و توجيه نميکنند. حسن روحاني در مبارزات انتخاباتي با چهرههاي تند محافظهکار رودررو شد اما در عين حال يک وقت هم با هم نشست و برخاست و از هم تمجيد ميکنند چون ديگر رايشان را از اصلاحطلبان گرفتهاند. گويي اصلاحطلبان فقط به درد اين ميخورند که راي دهند و به خانههايشان بازگردند! چيزي که من با آن مخالفم.