يکي از مواردي که امروزه ذهن جامعه را به خود درگير کرده، موضوع طلاق است. عمر برخي زندگيهاي مشترک در سالهاي اخير به يکسال رسيده و بعد از دهه شصتيها، اينبار موج طلاق به دهه هفتاديها رسيده است، در حالي که از قديم نيز گفتهاند هرچه طول زندگي بيشتر ميشود، ثبات زندگي بيشتر خواهد شد و اين يک قانون نانوشته است. آنهايي که تازه ازدواج کردهاند احتمال جداييشان بيشتر است، به همين دليل است که آمار جدايي در سنهاي پايينتر بيشتر ديده ميشود. از طرفي به همين دليل است که ميگوييم دهه هفتاديها آمار جداييشان هر روز بالاتر ميرود، چون بهتازگي ازدواج کردهاند و درنتيجه احتمال جدايي آنها نيز بيشتر است. زندگي متاهلي طولانيتر، حکايت از سازش بيشتر زوجين دارد، امري که امروزه کمتر شاهد آن هستيم و بيشتر جواناني که در چندسال گذشته ازدواج کردهاند حداقل يکبار براي جداشدن به دادگاه مراجعه کردهاند، کما اينکه بعد از کشوقوسهاي فراوان دوباره به زير يک سقف رفتهاند. از طرفي آمار قطعي درخصوص جدايي زوجهاي جوان در سالهاي اخير به صورت رسمي و مستقل ارائه نميشود. بنابراين نميتوان گفت که آمار جدايي دهه هفتاديها بالاتر است که اگر اين باشد، بايد به جستوجوي علت پرداخت. اينکه چرا فرزندان يک دهه به نسبت دهه ديگر افزايش آمار جدايي دارند، خود معضل بزرگي محسوب ميشود. با اين حال اگر چنين فرضيهاي درست باشد، علت را نبايد در افراد جامعه جستوجو کرد و اين امر يک پديده جامعهشناختي بوده و علت را بايد در فرهنگ، سياست، اقتصاد و جامعه ارزيابي کرد و بررسي راههاي تحليلي و بررسي شاخصههايي که باعث اين اتفاق ميشوند؛ اگر اين شاخصهها شناخته شوند گام اول براي حل اين مشکل نيز خودبهخود برداشته خواهد شد. نبود امکانات اقتصادي و معيشتي، مشکلات تهيه مسکن، چشم و همچشميهايي که منجر به افراط ميشود و همچنين آموزشهاي غلط و نداشتن تجربه در ميان جوانان شايد يکي از دلايل افزايش آمار جدايي در ميان آنها باشد. قبل از اينکه جهت پيکان را بهسمت کسي بگيريم و او را مقصر قلمداد کنيم، بايد موارد زيرساختي درست شود. منظور همان ساختارهاي اجتماعي است که اگر درست باشند، بيشک افراد انگيزه بيشتري براي زندگيکردن دارند و با ميل بيشتري به ادامه زندگي فکر ميکنند، نه اينکه بهراحتي راه دادگاه را در پيش بگيرند. بايد در نظر داشته باشيم که خواست ازدواج فيالنفسه کاهش يافته است. جامعه به غير از دادن آموزشهاي صحيح و درست در اين زمينه، بايد تبليغاتي در خصوص زندگيهاي مستحکم نيز ارائه کند.