برخي از کارشناسان بر اين نظرند که بريتانيا با بهانه قرار دادن امنيت تنگه هرمز بهدنبال حضور در منطقه خليج فارس و بازگشت به سالهاي پيش از 1970 هستند. آيا از ديدگاه شما اين گونه است؟
بهنظر ميرسد نميتوان مساله کلي بازگشت بريتانيا به منطقه يعني آنچه که در گذشته در رابطه با خليج فارس و شرق کانال سوئز داشته را زياد جدي تلقي کرد. حضور کنوني بريتانيا با گذشته قابل مقايسه نيست. همچنين با توجه به آنکه بريتانيا رسما اعلام داشته به تنهايي قادر به کنترل امنيت کشتيهاي خود در خليج فارس نيست به همين دليل مساله حضور نيروي دريايي اروپايي را مطرح داشته است. بهگونهاي که بريتانيا از ساير کشورهاي اروپايي به اين منظور درخواست داشته تا در منطقه حاضر شوند. اما هنوز اين مساله در حال بررسي است و هنوز بهطور کل نتيجه آن مشخص نيست. بنابراين بريتانيا غيرمستقيم اذعان داشته که چنين توانايي را ندارد تا به تنهايي وارد عمل شود از اين رو بهدنبال آن است تا نيروي دريايي اروپايي را تشکيل داده تا به اصطلاح دريايهاي مختلف و تنگههاي استراتژيک را کنترل نمايند. لذا انگليسيها بهدنبال آنند تا بهگونهاي ايران را بهصورت غيرمستقيم تهديد کنند اما مساله حضور را نميتوان بهصورت مشخص از چنين مواضعي استنباط کرد.
با توجه به آنکه طي روزهاي گذشته عادل عبدالمهدي سفري به تهران داشت. برخي از کارشناسان بر اين نظرند که عراق يکي از کشورهايي است که به همراه قطر و عمان کاهش تنش در منطقه را دنبال ميکنند. از ديدگاه شما قطر، عراق و عمان چه اهدافي را از اين مجموعه اقدامات ديپلماتيک دنبال ميکنند؟
بهنظر ميرسد عراق همانند بسياري از کشورهاي ديگر بهدنبال آن است که تشنج و افزايش تنش در منطقه را کنترل کند. لذا هر گونه اقدامي که به کاهش تنش کمک کند از سوي تهران مثبت تلقي ميگردد. کشورهايي همچون عراق، قطر و عمان تنش ميان تهران-واشنگتن و يا تهران-رياض را دنبال ميکنند. بايد منتظر ماند و ديد چه اتفاقاتي بهوقوع خواهد پيوست تا بتوان تحليل و تصوير جامعتري ارائه داد.
با توجه به آنکه طي روزهاي گذشته فرمانده سنتکام مدعي شد واشنگتن دو پهپاد ايراني را منهدم کرده است. مشخصا آمريکاييها در مقطع زمان کنوني از ادعاهاي اين گونه چه اهدافي را دنبال ميکنند؟
بعد از انهدام پهپاد متجاوز آمريکايي توسط نيروهاي دفاعي ايران در خود آمريکا و برخي از کشورهاي منطقه اين انتظار وجود داشت تا واشنگتن عکس العمل مشابهي را انجام دهد. اما در نهايت ترامپ مدعي شد به دلايلي دست به چنين اقدامي نزده است. در حال حاضر مهمترين مسالهاي که براي ايالات متحده مطرح بوده مساله اعتماد کشورهاي منطقه به آمريکا است. بهگونهاي که برخي از اين کشورها براي مقابله با ايران تمام اميدشان را به آمريکا بستهاند. علت آن نيز اين بوده که خود اين کشورها ميدانند که توان مقابله نظامي با ايران را ندارند. لذا اين چنين برخوردهايي که آمريکا با ايران داشت باعث شد تا حدودي شک و ترديد براي اين کشورها بهوجود آيد که برخي رژيمهاي منطقه از جمله رژيم صهيونيستي به کمک آمريکا ميتوانند اقدام نظامي را عليه ايران کليد بزنند. مسائل اخير تا حدودي براي آنها شک ايجاد کرد. به همين دليل خبرهاي جسته و گريخته و بعضا ناموثقي را ميشنويم که عربستان و يا نماينده آنها در سازمان ملل متحد اظهاراتي متفاوت از گذشته در رابطه با ايران مطرح داشته است. بنابراين اين گونه اخبار و چنين پيامهايي در اين چارچوب قابل تحليل و ارزيابي است. بهگونهاي که آنها به اين نتيجه رسيدهاند که آنگونه که متصور بودند و به آمريکا اعتماد کرده بودند اين گونه هم نيست. آمريکا بهدليل آنکه به اين رژيمها اطمينان مجددي دهد تا در پناه تشنج محدود بتواند به اين کشورها سلاحهاي خود را بفروشد يا از اين کشورها بهرهکشي اقتصادي داشته باشد، چنين اظهارات و مواضعي از سوي مقامات آمريکايي شنيده ميشود. اما بهصورت مشخص آمريکاييها نميتوانند ادعاهايي که تاکنون مطرح داشتهاند را عملياتي کنند.
با توجه به آنکه طي روزهاي گذشته عباس عراقچي معاون وزير خارجه کشورمان به منظور رساندن پيام دکتر روحاني به امانوئل مکرون سفري به پاريس داشتند، همچنين پيش از آن نيز فرستاده ويژه مکرون در تهران حضور داشت، مشخصا تحرکات ديپلماتيک پاريس را در مقطع زماني کنوني چگونه ارزيابي ميکنيد؟
بهنظر ميرسد تشنجهاي منطقه از يکسو ميان تهران-واشنگتن بهدليل تحريمهاي سختي که عليه مردم ايران اعمال شده سطح تنش را بالا برده است. بهگونهاي که وزير امورخارجه کشورمان صراحتا مطرح داشتند که اقداماتي که واشنگتن انجام ميدهد تحريم نيست بلکه تروريسم اقتصادي است. بهگونهاي که بر مبناي تعريف تروريسم به معناي استفاده غيرقانوني از خشونت و ارعاب عليه غيرنظاميان اعمال و براي اهداف سياسي بهکار برده ميشود. آمريکا اين تحريمها را عليه مردم ايران اعمال داشته براي اينکه ميداند اين تحريمها مشکلاتي را براي مردم ايران ايجاد ميکند. همچنين تا حدودي اين تحريمها زندگي را براي مردم ايران سخت ميکند. آمريکا با اين هدف اين اقدامات را انجام ميدهد تا مردم عليه نظام شورش کرده و يا اينکه دولت مجبور شود بهدليل جلوگيري از اين مساله، از اهدافي که دارد دست برداشته و خواستههاي ترامپ را بپذيرد. بنابراين اين موضع وزير خارجه کشورمان کاملا درست است چون تروريسم اقتصادي است. اين تروريسم اقتصادي در واقع همان تشنجي است که ميان ايران و آمريکا وجود دارد. البته مساله دوم مشکلاتي است که ميان ايران و اروپا عمدتا در خصوص مسائل اينستکس و برجام بهوجود آمده است. اما با توجه به آنکه اروپاييها به هيچيک از تعهداتشان در مورد برجام عمل نکردهاند همچنين بهرغم آنکه مکررا از ايران خواستهاند که از برجام خارج نشود اما در مقابل خودشان هيچگونه اقدام عملي جدي انجام ندادهاند و به قول دکتر ظريف وزير امور خارجه کشورمان اروپا به هيچيک از تعهداتي که داشته عمل نکرده است، بنابراين بسيار طبيعي بوده که ايران در ارتباط با مساله برجام و کاهش تعهداتش در اين چارچوب اقداماتي انجام دهد. اروپاييها تا حدودي از اين مساله نگران هستند و دائما تکرار کردهاند که از ايران ميخواهيم که به تعهداتش در برجام پايبند باشد. بنابراين کاملا مشخص است که اقداماتي که رئيسجمهور فرانسه انجام ميدهد در چارچوب حل اين مساله قابل تحليل است. بهگونهاي که پيش از اين نيز فرستاده ويژه امانوئل مکرون سفري را به تهران داشت. همچنين در مقابل دکتر روحاني پيامي را براي مکرون ارسال کرد که احتمالا در همين چارچوب است. يکي از مباحثي که مطرح شده بود کاهش تحريمها در مقابل برقراري تعهدات برجامي ايران است که بهصورت جدي از سوي تهران مورد پذيرش قرار نگرفت. اما بهنظر ميرسد در اين چارچوب بحثها و تبادل نظرات ادامه دارد.
با توجه به آنکه طي روزهاي اخير، برخي رسانهها اعلام کردهاند فرانسه طرحي را تحت عنوان «انجماد در برابر انجماد» پيگيري ميکند که براساس آن، ايران کاهش تعهدات برجامي خود را متوقف کند و در مقابل، آمريکا هم برخي معافيتهاي نفتي ايران را بهصورت موقت دوباره احيا کند تا مذاکرات با ايران به جريان بيفتد. اين طرح بهصورت مشخص چه اهدافي را دنبال ميکند؟
اين بدان معناست که از يکسو تحريمها کاهش يابد و از سوي ديگر نيز عدم پايبندي ايران به تعهدات برجامياش ادامه پيدا نکند. هر چند اين طرح مورد پذيرش ايران قرار نگرفته و قرار شده که اين مباحث در اين زمينه ادامه يابد. لذا پيامي هم دکتر روحاني براي مکرون توسط معاون وزير خارجه کشورمان ارسال کردند در همين چارچوب قابل تحليل و ارزيابي ميباشد.
با توجه به آنکه بريتانيا بهدنبال برگزيت بوده و از سوي ديگر بهدنبال نزديکي بيشتر مناسبات با واشنگتن، آيا ميان تروئيکاي اروپايي (بريتانيا، آلمان و فرانسه) ميتوان اشتراک رويه حرکتي را نسبت به تهران مشاهده نمود و يا اينکه فرانسويها جلوتر از آلمانها و انگليسيها در پي حل مسائل منطقه و تنش زدايي هستند؟
در مسائل کلي خواستههاي آلمان و فرانسه نسبت به خواستههاي آمريکا و بريتانيا متفاوتند و اين مساله سابقهاي تاريخي در اروپا دارد. بهطور کل انگليسيها خودشان را به آمريکا نزديکتر ميدانند تا ساير کشورهاي اروپايي و اين مساله سابقه تاريخي نسبتا طولاني نيز دارد. به همين دليل هم اروپاييها اعتماد چنداني به انگليسيها ندارند. چون ميدانند که بريتانيا به آمريکا نزديکتر است تا اروپا. در ارتباط با برجام تا اين لحظه اقدام عملي از جانب بريتانيا ديده نشده که لندن در پي کنار گذاشتن برجام بوده باشد. تنها نکتهاي که ميان اين دو تفاوت ايجاد کرده همان راهزني دريايي است که بريتانيا در جبل الطارق انجام داد. آن هم به بهانه آنکه کشتي ايراني حامل نفت براي سوريه بوده و چون دمشق مورد تحريم اتحاديه اروپا بوده، بريتانيا دست به چنين اقدامي زده است. اين موضع بريتانيا سخني بيپايه و اساس است. چون اولا بريتانيا در حال خروج از اتحاديه اروپا است. معناي برگزيت همين است که از مدتها پيش تاکنون انگليس بهدنبال خروج از اتحاديه اروپا است. بهگونهاي که با انتخاب جانسون بهعنوان نخست وزير جديد در بريتانيا همين مساله خروج بريتانيا از اتحاديه را با جديت دنبال ميکند. نکته دوم آنکه مفروضا اگر اتحاديه اروپا سوريه را تحريم کرده باشد پس اين قانوني در ارتباط با اروپا نسبت به دمشق است. لذا اروپا ميتواند معاملاتي با سوريه نداشته باشد و نفت خريداري نکند. اما اروپا اين حق را ندارد که اين قانون اتحاديه اروپا را بر ديگر کشورها نيز تحميل کند. حال سوالي که در اينجا مطرح ميشود اين است که قانون اتحاديه اروپا چه ارتباطي به روابط ايران و سوريه دارد؟ اين مساله در واقع همان اقدام خلاف قانوني است که ترامپ انجام ميدهد، بهگونهاي که آنها در پي تحميل قوانين و اعمال حاکميت خودشان به ساير کشورها هستند. اين مساله نيز کاملا خلاف بوده اما بريتانيا آن را انجام داده است. لذا هيچگونه توجيه قانوني براي اين گونه اقدامات وجود ندارد. نکته سوم آن که زماني که اتحاديه اروپا سوريه را تحريم کرد اين کشور در حال فروپاشي بود اما در حال حاضر وضعيت سوريه با گذشته متفاوت است. بهرغم همه اين مسائل ايران رسما اعلام کرد مقصد اين نفتکش سوريه نبوده است. اما با توجه به همه اين مسائل ميتوان گفت که بريتانيا شيطنت خاصي را در ارتباط با ايران انجام داده که طبيعتا عملکردش با آلمان و فرانسه متفاوت است. در حال حاضر مشاهده ميکنيم امانوئل مکرون خيلي فعال است تا هم مساله اينستکس و هم برجام را بهگونهاي کنترل کرده و راهحلي براي رفع تشنج و برون رفت از شرايط کنوني ميان ايران و اروپا پيدا کند.
با توجه به آنکه بوريس جانسون در راس هرم قدرت در بريتانيا بهعنوان نخست وزير قرار گرفت. با انتخاب جانسون بهعنوان نخست وزير در بريتانيا شاهد چه رويکرد احتمالي از جانب ايشان نسبت به واشنگتن، تهران و اتحاديه اروپا خواهيم بود؟
واکنش بريتانياي جانسون نسبت به اتحاديه اروپا روشن است بهگونهاي که رسما هم اعلام نموده که همچنان خواستار برگزيت و خروج از اتحاديه اروپا است. در خصوص آمريکا نيز بجز آنکه بريتانيا بهصورت تاريخي وابسته به آمريکا است. مقالات و گزارشاتي که در مورد ايشان نوشته شده است اين گونه مطرح ميدارند که شخصيت جانسون به شخصيت ترامپ نزديک است. همچنين دونالد ترامپ نيز در طول اين مدت به شدت از جانسون دفاع کرده است. در ارتباط با ايران با توجه به سابقه بوريس جانسون مخصوصا زماني که شهردار بود در آن زمان اظهارات و عملکردهايي داشت که نسبتا در خصوص ايران نسبت به سايرين مثبت تلقي ميشد. بهگونهاي که زماني که شهردار بود روابط نسبتا خوبي با سفير کشورمان در لندن داشت. در مجموع جانسون برخي از اظهارات مثبت مخصوصا در خصوص برنامه صلحآميز هستهاي کشورمان داشته است. اما اينکه با توجه به تغيير موقعيت و جايگاه که ممکن است مواضعش نيز تغيير کرده باشد آيا همان نظرات آن زمان را دارد يا نه، نميتوان با صراحت به اين پرسش پاسخ داد.
استراتژي مشخص امنيتي و دفاعي ايران نسبت به تنگه هرمز چگونه است. همچنين کشورهاي منطقه، اروپاييها و واشنگتن چه رويکردي را نسبت به تنگه هرمز خواهند داشت؟
قوانين در رابطه با تنگه هرمز بر اساس مواد 41 و 42 کنوانسيون حقوق درياها حاکم است. طبيعتا ايران بر مبناي کنوانسيون حقوق درياها حقوقي دارد. بهعنوان مثال جلوگيري از آلودگي دريايي، حفظ محيط زيست، کنترل ترافيک دريايي، تنظيم عبور و مرور، اجراي قوانين و مقررات گمرکي و ايمني دريانوردي و... اين مسائل در واقع حقوقي است که تهران به آن پايبند است. همچنين ساير کشورها نيز ميبايستي اين حق و حقوق را رعايت کنند. البته همه کشورهايي که در کناره و يا مجاورت تنگهها قرار دارند ميبايستي موارد اين کنوانسيون را رعايت کنند. در خصوص توقيف کشتي انگليسي هم کاملا مشخص است چون اين کشتي کاملا خلاف کنوانسيون و مقررات بينالمللي عمل کرده است. بهگونهاي که با خاموش کردن رديابش بهدنبال پنهان کردن خود بوده است. همچنين در عين حال پسماندهاي نفتي مخازنش را در دريا خالي کرده است که با اين اقدام موجب آلودگي محيط زيست شده است که مجموع اين اقدامات مغاير با کنوانسيون بوده است. بنابراين ايران در چارچوب قوانين بينالمللي عمل کرده و اين بدان معنا است که ايران بهدنبال به خطر انداختن امنيت خليج فارس نيست. ايران در چارچوب قوانين بينالمللي که همانا حقوق درياهاست عمل کرده، اما در مقابل اين بريتانيا بوده که با توقيف نفتکش ايراني قوانين بينالمللي را نقض کرده است.