در دومين گفتار ماه کودکان کار مطرح شد
در ايستگاه اول جا ماندهايم
مفهوم «کودکي» در جامعه ما بهدرستي تعريف نشده و تا زماني که اين موضوع حل نشود، نميتوان براي آموزش و سياستگذاري در اين حوزه وارد عمل شد و اقدام کرد. به همين دليل اول بايد مفهوم «کودکي» را تفسير کنيم و سپس سراغ آموزش برويم. ما هنوز در ايستگاه اول ماندهايم. مريم شعبان جامعهشناس کودک و عضو هياتعلمي جامعهشناسي جهاد دانشگاهي در دومين گفتارماه کودکان کار و برنامههاي ساماندهي کودکان در ايران اظهار داشت: مهمترين بحث در هر جامعهاي، در ابتدا تعريف مفهموم است، اول بايد پرسيد کودک در جامعه ما چه معني و مفهومي دارد؟ در واقع کار کودک مساله ما نيست بلکه به کار گرفتن کودکان براي کار مساله است. وي افزود: اين به تاريخ کار کودکان در جامعه ما برميگردد، چراکه در گذشته کارکردن کودکان ارزش به حساب ميآمد، اما پس از تحولات تاريخي در حوزه اقتصاد کشور و صنعتيشدن، باعث شد بحث کار يا استثمار کودکان براي کار مطرح شود. اين جامعهشناس کودک تاکيد کرد: لازم است اول در حوزه کودکان جامعهشناسي کنيم و بعد به آسيبشناسي پيرامون اين موضوع بپردازيم. در ميان کودکان، ما کودک نخبه و سالم زياد داريم، اما تمرکز فقط روي چند مساله درباره کودکان است و به همين دليل خيلي از کودکاني که استعداد دارند مغفول ماندهاند. شعبان تصريح کرد: در فضايي که تخصصي نيست، باعث ميشود خشونت سيستماتيک شکل بگيرد و خشونت بيشتري نسبت به کودکان اعمال شود. وي اضافه کرد: نگاه ما به معقوله کودکان درماني است و پيشگيري را در نظر نميگيريم. مثل بحث ازدواج کودکان يا کار کودکان. از آنجايي که تمرکز روي آسيب است خيلي از اتفاقات ناديده گرفته ميشود و اين موضوع به مرور تنش ايجاد ميکند. به همين دليل ما کودکاني داريم که از مرز کودکي خارج شدهاند اما هنوز مشکلشان حل نشده است. سياستگذاري روي مسائل مربوط به کودکان بايد به صورت گونهاي باشد. وضعيت کودکان در استان سيستان و بلوچستان متفاوت از کودکان در شهري ديگر است. به همين دليل براي هر گونهاي از کودکان در مناطق مختلف کشور بايد سياستگذاري خاص خودش را انجام داد. عضو هيات علمي جامعهشناسي جهاد دانشگاهي با اشاره به پيماننامه حقوق کودک گفت: مواد پيماننامه حقوق کودک را ميتوان براساس فرهنگ کشور بوميسازي کرد و اين يک حق است. اين درحالي است که پيماننامه حقوق کودک خاصيت تجويزي ندارد و فقط ميتواند جلب حمايت کند و در واقع يکسري قول و قرار ميان طرفين اين پيماننامه است. شعبان ادامه داد: زماني که ما به کنوانسيون حقوق کودک پيوستيم يکي از شروط آن آموزش عمومي است، يعني آموزش فقط براي خود کودکان نيست و همه بايد آموزش ببينند، اما ما اول بايد مفهوم کودکي را تفسير کنيم و اول جواب اينکه کودکي چيست را بدهيم تا بعد بتوانيم سراغ آموزش برويم. ما هنوز در ايستگاه اول ماندهايم.
کار کودکان دچار اقتصاد غيررسمي شده است
فاطمه جعفري پژوهشگر و مددکار اجتماعي دانشگاه تهران نيز گفت: ما در جامعه با سيستمي از آسيبها روبهرو هستيم و نبايد آسيبها را بهصورت منفرد ببينيم. جعفري با طرح اين سوال که چرا جامعه مدني يا آکادميک ما در حوزه کودک فقط روي يکسري موضوعات خاص متمرکز شده، گفت: چرا ما کودکان داراي ناتواني ذهني و جسمي را نميبينيم؟ چند انجياُ وجود دارند که بهصورت تخصصي و درست روي ناتواني کودکان کار ميکنند. وي در بخش ديگري از صحبتهايش به اقتصاد غيررسمي و بهکار گماشتن کودکان اشاره کرد و ادامه داد: کار کودکان دچار اقتصاد غيررسمي شده است. کودکان سر چهارراهها بخشي از کودکان کار هستند که در معرض ديد قرار دارند. اين مددکار اجتماعي تاکيد کرد: خيلي از کودکان کار از ديد ما پنهان هستند و در مکانهايي مشغول به کارند که ما از آن خبر نداريم. پس نميشود در اين وضعيت سياستگذاري درستي براي حل مشکل آنها انجام داد.
لزوم آموزش مهارتهاي ارتباط با کودک
سيامک زند رضوي مديرعامل انجمن دوستداران کودک کرمان با اشاره به آخرين اصل پيماننامه کنوانسيون حقوق کودک که مبتني بر آموزش همگاني براي کودکان، بزرگسالان و همه جامعه تاکيد دارد، خاطرنشان کرد:حدود 26سال از اين اصل ميگذرد، اما ما همچنان به آموزش همگاني بياهميت بوده ايم. در واقع هر کسي که ميخواهد صاحب فرزند شود يا به هر عنواني با کودکان در ارتباط باشد، بايد پيماننامه را آموزش ببيند و مثل گواهي رانندگي از آن فرد امتحان گرفته شود تا با مهارتهاي ارتباط با کودک آشنا شود. مديرعامل انجمن دوستداران کودک در بخش ديگري از صحبتهايش با طرح اين سوال که چرا دانشگاهيان سراغ پژوهش تخصصي در حوزه کودکان کمتر رفتهاند، تصريح کرد: پژوهش نيازمند حمايت مالي است. اين حمايت بايد از سوي دولت صورت بگيرد و وقتي درباره موضوعات مربوط به کودکان و مشکلات آنها کاري صورت نميگيرد، سازمانهاي مردمنهاد خودشان را موظف ميدانند که به اين مساله ورود کنند.
حقوق کودکان مورد غفلت قرار گرفته است
در ادامه جلسه فاطمه دانشور مديرعامل موسسه خيريه مهرآفرين و مددکار اجتماعي گفت: يکي از ماموريتهاي ما در مهرآفرين، پشتيباني و حمايت و همچنين توانمندسازي کودکان بدسرپرست و مادرانشان است. وي افزود: به همين دليل به صورت پايلوت در منطقه 3 تهران، کودکان کار را شناسايي کرده و با بستههاي انگيزشي به سراغشان رفتيم تا با اين کودکان ارتباط بگيريم. دانشور درباره منطقه مورد نظر براي بررسي کودکان کار تاکيد کرد: مددکاران ما توانستند با بچهها ارتباط گرفته و حتي به خانههايشان بروند. در قدم بعدي ما با همين بستههاي انگيزشي مادران آنها را جذب کرديم و درنهايت متوجه شديم پشت خيلي از اين کودکان کار در منطقه 3، اغلب خانوادههايشان هستند و باندي در کار نيست. مديرعامل مهرآفرين اضافه کرد: اغلب محل زندگيشان منطقه 12 تهران مثل شوش و هرندي و مهاجر بودند. در اين بين يکسري کارت اقامت داشتند و يکسري بدون کارت زندگي ميکردند. آنها که کارت نداشتند نميتوانستند از خدمات اجتماعي بهره بگيرند. وي با اشاره به اينکه در بحث کودکان کار اغلب خانوادههايشان سالم بودند، بيان کرد: با اين حال يکسري باورهاي عجيب فرهنگي داشتند. مثل اينکه کودکان را براي کار ميخواهند و بچه ابزار کسب درآمدشان است. در اين ميان دخترها قبل بلوغ ميتوانند کار کنند و پس از آن به سمت ازدواج هدايت ميشوند، اما پسرها همچنان مجبور به کار هستند. دانشور با بيان اينکه خيلي از اين کودکان مهاجر که افغانستاني هستند، نسل دوم و سوم مهاجرانند، تصريح کرد: جالب است که آنها خودشان را ايراني ميدانند، اما به دليل نداشتن مجوز در قوانين ما آنها را به رسميت نميشناسند. اين مددکار اجتماعي گفت: ما پس از جذب اين کودکان و خانوادههايشان سعي کرديم روي باورهايشان کار کنيم و به آنها آموزش دهيم و تا حدودي توانستيم با آموزش مادران سن ازدواج دخترانشان را بالاتر بياوريم يا ساعت کار کودکان را کم کنيم. وي خاطرنشان کرد: در جامعه ما مسئولان مشکلات مربوط به کودکان کار را آنطور که هست درک نکردهاند و در اينباره زيرساخت نداريم. موضوعات مربوط به حقوق کودکان مورد غفلت قرار گرفته و سياستگذاري درستي در اين زمينه انجام نشده است.