بستن

جوانان آينده روشن را به دموكراسی ترجيح می دهند

جوانان آينده روشن را به دموكراسی ترجيح می دهند
آرمان- احسان انصاری: بحران جامعه‌شناختی در منطقه خاورمیانه فراگیر است و رهاورد آن آسیب‌هایی است که از هر گوشه و کنار سرک می‌کشد و بسیاری از کشورهای این منطقه را با چالش‌های مهم اجتماعی مواجه می‌کند. در چنین فضایی بحران‌های منطقه‌ای در درازمدت بر مناسبات اجتماعی جوامع تاثیر گذاشته و ساختار روانی و اجتماعی مردم این منطقه را دستخوش آسیب کرده است. براساس آمارهای ارائه‌شده میزان امید به زندگی و شادی در بخش اعظم منطقه خاورمیانه نسبت به بقیه کشورهای جهان کمتر بوده و جوانان این منطقه در حداقل‌های زندگی خود گرفتار شده‌اند. از سوی دیگر به دلیل جنگ قدرت داخلی و منطقه‌ای زندگی مردم در برخی از کشورهای این منطقه همواره پیرامون مفاهیمی مانند نزاع و تنش شکل گرفته است. ایران به‌عنوان یکی از مهمترین کشورهای خاورمیانه بعضا از برخی آسیب‌های اجتماعی، تاریخی و سیاسی این منطقه بلاخیر مصون نمانده است. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی این موضوع «آرمان ملی» با دکتر سعید معیدفر جامعه‌شناس برجسته گفت‌وگو کرده است. استاد سابق دانشگاه تهران معتقد است: «امروز بسیاری از جوانان منطقه خاورمیانه با آرزوهایی بربادرفته مواجه هستند؛ جوانانی که اگر در چنین منطقه‌ای زندگی نمی‌کردند شاید سرنوشت متفاوتی پیدا می‌کردند. منطقه خاورمیانه دارای فرصت‌های زیادی است که این فرصت‌ها به دلیل سوءاستفاده برخی قدرتمندان داخلی و خارجی به هدر رفته و امروز این منطقه با چالش‌ها و آسیب‌های متعددی مواجه شده است. تنها چیزی که امروز در منطقه خاورمیانه وجود دارد جنگ، خشونت و آسیب‌های اجتماعی است که زندگی را برای مردم این منطقه سخت و دشوار کرده است.» در ادامه ماحصل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

بحران‌های سیاسی و اجتماعی کشورهای خاورمیانه به چه میزان در ساختار‌های اجتماعی و چالش‌های درونی این کشورها تاثیرگذار بوده است؟
خاورمیانه از نظر جغرافیای سیاسی منطقه منحصربه‌فردی است. جغرافیای سیاسی منطقه خاورمیانه هم می‌تواند یک فرصت باشد و هم تهدید. این منطقه از این نظر فرصت است که یک گذرگاه استراتژیک به شمار می‌رود و در طول تاریخ حائل شرق و غرب عالم بوده است. از سوی دیگر با وجود منابع عظیم نفت و گاز اهمیت این منطقه چندین برابر شده است. منطقه خاورمیانه منطقه تزاحم قدرت‌هاست. برخی از این قدرت‌ها در منطقه حضور دارند و برخی هم بیرون منطقه هستند، اما به دلیل منافعی که در این منطقه دارند، به صورت مستمر در خاورمیانه حضور دارند. در نتیجه ما با منطقه‌ای مواجه هستیم که کانون تزاحم قدرت‌های منطقه‌ای و حتی جهانی است. ایران نیز در نقطه کانونی خاورمیانه حضور دارد و همواره یکی از بازیگران تاثیرگذار خاورمیانه به شمار می‌رفته است. در نتیجه ایران در طول تاریخ خود همواره در کشاکش چالش‌های این منطقه حضور داشته است. بسیاری از جنگ‌هایی که در این منطقه صورت‌گرفته به دلیل طمع قدرتمندان و در عین حال جذب ثروت بوده است. در مقاطعی که منطقه خاورمیانه دارای انسجام درونی بوده و وحدت در این منطقه وجود داشته پتانسیل طبیعی و انسانی و استراتژیک خاورمیانه یک فرصت به شمار می‌رفته است. با این وجود این اتفاق در یک مقطع خاص و محدود وجود داشته و همیشگی نبوده است. پس از این دوران موقعیت جغرافیایی خاورمیانه همواره برای ایران تهدید به شمار می‌رفته است. این تهدید نیز بیشتر از نوع تهدید سیاسی بوده است.
چرا این اتفاق رخ داده و فرصت‌های منطقه خاورمیانه همواره به تهدید تبدیل شده است؟
در این منطقه پتانسیل‌های زیادی وجود داشته که همواره مورد طمع شرق و غرب بوده است. این وضعیت درباره اقوام و طوایف و گروه‌های مختلف نیز وجود داشته و در طول تاریخ اقوام زیادی وجود داشته‌اند که با طمع به منطقه خاورمیانه حمله و یا دست‌اندازی کرده‌اند. این وضعیت درباره ایران نیز وجود داشته است و ایران نیز در طول تاریخ خود همواره مورد طمع قرار گرفته است. ایران دارای منابع عظیم نفتی و گازی است. شرایط به شکلی بوده که برخی در درون کشور نیز بعضا به دنبال سوءاستفاده از این وضعیت بوده‌اند. سوءاستفاده‌ها و فساد‌های اقتصادی که در گذشته در ایران وجود داشته اغلب به دلیل دست‌اندازی گروه‌های ثروت و قدرت به منابع عظیم ایران بوده است. نکته دیگر اینکه موقعیت استراتژیک منطقه خاورمیانه برای تبادل قوا بین قدرت‌های بین‌المللی حائز اهمیت بوده است. در قبل از انقلاب، ایران در منطقه خاورمیانه ایفاگر نقشی بود که قدرت‌های بزرگ جهانی تلاش می‌کردند خود را به ایران نزدیک کنند تا بتوانند از موقعیت استراتژیک ایران استفاده کنند. به همین دلیل نیز مورد حمایت‌های قدرت بزرگی مانند آمریکا قرار داشته است. با این وجود با وقوع انقلاب اسلامی این وضعیت تغییر کرد و با تغییر استراتژی جمهوری اسلامی نسبت به قدرت‌های جهانی وضعیت شکل جدید و البته پیچیده‌ای به خود گرفت. در ابتدا این استراتژی محدود به منطقه بود، اما پس از مدتی ابعاد بین‌المللی پیدا کرد. در نتیجه در کشاکش چالش ایران با قدرت‌های جهانی معادلات منطقه خاورمیانه دیگر مانند گذشته نبود، بلکه تغییرات مهمی در آن به وجود آمد. با نگاهی به تحولات اخیر در خاورمیانه می‌توان گفت که ظهور گروهک‌های طالبان و داعش معادلات منطقه را پیچیده‌تر از گذشته کرد. در کنار این عوامل دلیل مهم دیگری که فرصت‌ها را در خاورمیانه به تهدید تبدیل کرده شکاف دولت- ملت‌ها در کشورهای این منطقه است.
این وضعیت در ایران به چه صورت بوده است؟
در ایران نیز مانند کشورهای دیگر خاورمیانه چنین شکافی وجود داشته است. در برخی مقاطع این شکاف زیاد و در مقاطع دیگر کاهش یافته است. برخی کشورها که با شکاف بین دولت و ملت مواجه بوده‌اند تلاش کرده‌اند این شکاف را با یک شیوه خاص کاهش دهند. در شرایط کنونی نیز فاصله دولت و ملت در ایران به دلایل متعدد و از جمله مشکلات معیشتی مردم نسبت به گذشته بیشتر شده و نیاز به آسیب‌شناسی جدی دارد. در کنار این مسائلی مانند فساد اقتصادی، چالش‌های اجتماعی نیز وجود دارد که برای سیستم تصمیم‌گیری کشور چالش‌آفرین شده است. آغاز چالش در کشورمان را می‌توان به قدرت گرفتن دونالد ترامپ مربوط کرد. ترامپ به قدرت رسید و در اقدامی اشتباه از برجام خارج شد.
از نظر مباحث جامعه‌شناختی ایران در طول تاریخ با مفاهیمی مانند جنگ قدرت، تنش و درگیری مواجه بوده است. این مسائل در درازمدت چه تاثیری روی ساختار اجتماعی و روانی جامعه گذاشته است؟
جامعه ایران یک جامعه خسته است. جامعه در صدسال گذشته همواره در حالت نزاع قرار داشته است. در برخی مقاطع این نزاع داخلی بوده و در برخی مقاطع شکل بیرونی داشته که با برخی کشورهای منطقه و یا قدرت‌های بزرگ جهانی تنش و درگیری داشته است. این در حالی است که این نزاع صدساله جامعه را دچار خستگی و بعضا فرسودگی کرده است. برخی از افراد جامعه احساس می‌کنند نقطه‌نظرات و دیدگاه‌های آنها چندان که باید درنظر گرفته نمی‌شود. جامعه شاید در برخی زمینه‌های مادی موفق عمل کرده باشد، اما در بسیاری از ابعاد توسعه‌یافتگی دستاوردهای قابل توجهی به دست نیاورده است و نیاز به برنامه‌ریزی‌های مدون‌تر در حوزه اجتماعی احساس می‌شود؛ مقوله‌ای که می‌توان در حل معضلات بسیار کارگشا باشد. امروز جامعه چندان که باید از وضعیت خود رضایت ندارد و میزان امید به زندگی و مشارکت اجتماعی را با دیدگاه چالشی می‌نگرد. امروز برخی از اقشار جامعه با چالش کاهش امید به آینده مواجه شده‌اند. برخی احساس می‌کنند به بسیاری از خواسته‌های خود در زندگی دست پیدا نکرده‌اند. نکته مهم در این زمینه این است که تنش‌های بین‌المللی نیز روی مشکلات مردم بارشده و مشکلات را افزایش داده است. به همین دلیل نیز چالش‌ها و مشکلاتی ایجاد شده که باید برای رفع آنها چاره‌اندیشی شود. در مواردی تقاضا برای مهاجرت به خارج از کشور بیشتر شده و یا برخی جوانان برای فرار از مشکلات خود دچار نوعی مسخرگی و لودگی در فضای مجازی شده‌اند. این نوع رفتار در واکنش به ناامیدی و مشکلات متعدد اجتماعی و اقتصادی به وجود آمده است. در کنار این افراد برخی نیز درگیر روزمرگی خود هستند و تلاش می‌کنند خود را درگیر مسائلی نکنند که برای آنها دغدغه ایجاد کند. در شرایط کنونی نیروهای فکری که از قدرت تاثیرگذاری برای تغییر وضعیت موجود برخوردار هستند باید انگیزه کافی برای ابراز وجود داشته باشند تا بتوانند قدرت تاثیرگذاری مناسب از خود نشان دهند، در غیر این صورت امید به ایجاد زمینه‌های مناسب برای رفع معضلات و گرفتاری‌ها کاهش می‌یابد و این مقوله چه‌بسا به کم‌شدن بیشتر اعتماد اجتماعی نیز بینجامد. در چنین شرایطی نمی‌توان برای آینده جامعه برنامه‌ریزی‌های اصولی و مدون داشت و چه‌بسا نسل‌های آینده با چالش‌های متعددی مواجه شوند.
به صورت طبیعی کشورهایی در مسیر دموکراسی موفق بوده‌اند که نزاع‌های داخلی و خارجی خود را کاهش داده و در مسیر تقویت زیرساخت‌های مدنی خود اقدام کرده‌اند. چگونه این فرایند را ارزیابی می‌کنید و به آسیب‌شناسی آن می‌پردازید؟
واقعیت این است که در شرایط کنونی جوانان آینده روشن و داشتن یک زندگی متوسط را به دموکراسی ترجیح می‌دهند. جامعه ایران مدت‌هاست در درگیر تامین حداقل‌ها است. باید ابهامات را از زندگی جوانان زدود تا بتوانند به‌روشنی برای آینده خود برنامه‌ریزی کنند. با نگاهی به شرایط فعلی می‌توان دریافت که هنوز جوانان در حداقل‌های زندگی خود مانند ازدواج، شغل و نوع زندگی با چالش‌های جدی مواجه هستند. در صدسال گذشته تلاش‌های مختلفی برای توسعه در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در ایران صورت گرفته است. یکی از این ابعاد سیاسی بوده و نمی‌توان همه دغدغه‌های جامعه ایران را به دغدغه‌های سیاسی تقلیل داد. با این وجود امروز اولویت‌ها برای مردم و به‌خصوص جوانان تغییر کرده است. امروز دیگر جوانی که شغل ندارد و توانایی ازدواج ندارد فقط به‌ دنبال این است که اولویت‌های نخست زندگی خود را تامین کند. بنده پیش‌ترها به خاطر دارم که برای انتخاب شغل، گزینه‌های زیادی وجود داشت و ما با توجه به دغدغه‌ها و علائقی که داشتیم شغل خود را انتخاب می‌کردیم. این در حالی است که امروز بسیاری از فارغ‌التحصیلان جامعه ما که دارای تحصیلات عالیه هستند یا بیکار هستند و یا در شغل‌هایی مشغول به کار هستند که هیچ سنخیتی با رشته تحصیلی آنها ندارد. دانشجویی که امروز عمر و جوانی خود را صرف تحصیل می‌کند هنوز نمی‌داند در آینده چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد. در نتیجه جامعه در شرایطی قرار گرفته که امید به یک زندگی معمولی نیز در حال کاهش است. این وضعیت درباره دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه نیز وجود دارد. امروز بسیاری از جوانان در کشورهایی مانند عراق، سوریه و افغانستان با آرزوهایی برباد رفته مواجه هستند. جوانانی که اگر در چنین منطقه‌ای زندگی نمی‌کردند شاید سرنوشت متفاوتی پیدا می‌کردند. منطقه خاورمیانه دارای فرصت‌های زیادی است که این فرصت‌ها به دلیل سوءاستفاده برخی قدرتمندان منطقه‌ای و بین‌المللی به هدر رفته و این منطقه با چالش‌ها و آسیب‌های متعددی مواجه شده است. تنها چیزی که امروز در منطقه خاورمیانه وجود دارد جنگ، خشونت و آسیب‌های اجتماعی است که زندگی را برای مردم این منطقه سخت و دشوار کرده است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی