اوایل تیرماه، به منظور شرکت در یک سمینار 10 روزه، به تایوان سفر کردم. موضوع سمینار نیز آشنایی با فرآیند توسعه این کشور در حوزههای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و زیست محیطی بود. افراد شرکتکننده در سمینار 25 محقق جوان از 12 کشور خاورمیانه و شمال آفریقا بودند. با توجه به موضوع سمینار و همینطور دغدغههای شخصی، انگیزه زیادی برای شرکت در سمینار و استفاده از مباحث داشتم. اما از همان روز اول نکتهای ذهنم را درگیر خود کرد. و آن هم تصور غیر واقعبینانه شرکتکنندگان نسبت به ایران بود. در کنار شرکت در مباحث علمی ترتیب داده شده، رسالت دیگری نیز برای خود تعریف کرده بودم و آن هم شفافسازی برخی مسائل مرتبط با ایران بود که به شیوهای نامنصفانه در ذهن جوانان دیگر کشورها نقش بسته بود. از یکی از سخنرانها پرسیدم که کشور شما چه همکاریهایی با ایران دارد؛ پاسخ داد به دلیل وجود برخی مشکلات نمیتوانیم با شما همکاری کنیم. از او خواستم که اخبار منفی رسانهها در مورد ایران را از ذهنش پاک کند و به ایران سفر کند تا ایران واقعی را ببیند. بهراستی آیا وقت آن نرسیده که دستگاه دیپلماسی ایران فعالانه برای تصحیح وجهه ایران در عرصه بینالمللی
قدمی بردارد؟ در طول چند دهه گذشته همواره تعریف ناقصی از توسعه داشتهایم و کمتر دورهای را میتوان یافت که به توسعه در همه ابعاد همت گمارده باشیم. زمانی همه نیروی خود را صرف تعامل و مذاکره با دنیا میکنیم و از مشکلات ساختاری درونی غافل میشویم و زمانی دیگر روند معکوس را در پیش میگیریم و حتی برای قطعنامههای شورای امنیت نیز ارزشی قائل نمیشویم. این نگاه ناقص مانع از شکوفایی ظرفیتهای بالقوهای است که در اختیار کشور و ملت قرار دارد. برای مثال در حوزه گردشگری، بر اساس گزارش سازمان جهانی گردشگری، ایران رتبه دهم جاذبههای باستانی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبههای طبیعی را در اختیار دارد اما سهم ما در اقتصاد گردشگری جهان چقدر است؟ غفلت از چنین ظرفیتهای عزیمی منجر شده تا درآمد سرانه کشور کوچکی مانند تایوان بدون هیچگونه منابع طبیعی بیش از پنج برابر درآمد سرانه جمهوری اسلامی ایران باشد که سرشار از منابع طبیعی است. ایرانیان مقیم خارج و ظرفیت استفاده از سرمایههای آنان نمونه دیگری از غفلت سیاستمدار و سیاستگذار ما در شناسایی ظرفیتهای رشد و توسعه است. فهرست کردن دیگر غفلتها فرصت دیگری را میطلبد اما بیشک هدف
نگارنده از نگارش این متن تنها تلنگری است که باعث شود تا از خواب غفلت بیدار شده و جهان در حال حرکت را آنطور که هست بنگریم و نه آنطور که دوست داریم. اگر با یک نگاه واقعبینانه به مطالعه دنیای پیرامون و تجربه دیگر کشورها در مسیر توسعه بنگریم، درسهای فراوانی برای آموختن خواهیم یافت و از طرفی اجرایی کردن آنها نیاز به ملزومات ماوراءالطبیعه نداشته و تنها پیشنیاز لازم، دغدغه توسعه داشتن و همینطور دلسوزی برای مردمی است که دههها این فرصت را به سیاستمداران دادهاند تا رشد، پیشرفت و توسعه را برای آنها به ارمغان بیاورند. این فرصت ممکن است همیشگی نباشد. تا فرصت باقیست باید این تطبیقپذیری با مسائل روز مرتبط با رشد و توسعه ایجاد شود. تایوان در حوزه سیاسی مشکلات فراوانی با چین دارد و این اختلافات در حدی است که ورزشکاران تایوانی اجازه حضور در المپیک با پرچم ملی خود را ندارند و حتی دولت چین، تایوان را بهعنوان دولتی مستقل به رسمیت نمیشناسد، با وجود این، چین شریک اول تجاری تایوان است و روابط اقتصادی گستردهای بین این دو کشور جاری است. تجربه تایوان نشان میدهد که اگرچه باید برای حل مشکلات سیاسی تلاش کرد، اما اختلافات
سیاسی نباید منجر به محدودیت در روابط اقتصادی شود. در عین حال، روابط اقتصادی گسترده زمینه مناسبی برای حل مشکلات سیاسی هم هست. امید آنکه دستگاه دیپلماسی ایران اهمیت بیشتری برای تجربه دیگر کشورها قائل شود و انرژی، توان، منابع و عمر مردم کشور را صرف خلق مدل جدید و منحصر به فردی از توسعه نکند.