ترامپ وقتي در ماه گذشته به انگلستان سفر کرد، حمايت خود را از بوريس جانسون اعلام کرد و گفت که بهترين نخست وزيري است که ميتواند انتخاب شود. نکته جالب اين است که بوريس جانسون در نطق بعد از انتخابش در مورد بحران نفتکشها صحبت نکرد و بيشتر درباره برگزيت صحبت کرد و گفت که اژدهاي خوابيده انگلستان دوباره دارد بيدار ميشود! چنين بحثهايي بيشتر حول محور خروج انگلستان از اتحاديه اروپا مطرح ميشود که البته با موفقيت و يا با تاثير خاصي همراه نخواهد شد. گرچه بوريس جانسون دوسوم آرا را به دست آورده ولي اين راي در سابقه پارلماني انگلستان چندان هم قدرتمندانه دانسته نميشود که بتواند تصميمات قطعي بگيرد و انگلستان را به آساني از اتحاديه اروپا بيرون ببرد. آنهم بدون هيچ قرارداد و توافقنامهاي در اين زمينه که در درون حزب محافظهکار هم مخالفان سرسختي دارد. درحقيقت انگلستان الان دچار بحران سياسي و بهمريختگي ارتباطي شده است. در عين حال مشکل عظيم اقتصادي دارد و در کنار همه اينها در برگزيت و مسأله ايران هم گرفتار شده است. اينکه آيا با نزديکي به آمريکا ميتواند بر همه مشکلاتش غلبه کند، روشن نيست و حتي احتمال دارد اتحاديه اروپا و شايد افکار عمومي انگلستان را از دست بدهد. روشن نيست با مشکلات اقتصادي چه خواهد کرد درحالي که ساليانه 30 ميليارد دلار با اتحاديه اروپا مراودات اقتصادي دارد. بنابراين هنوز نميتوانيم در مورد بوريس جانسون اظهارنظر قطعي مطرح کنيم. از سوي ديگر مقايسه بين ترزا مي و بوريس جانسون تقريبا ممکن نيست. خانم ترزا مي زن مستقلي بود که به آمريکا وابستگي نداشت و بيشتر علاقهمند بود با اتحاديه اروپا ارتباط محکم داشته باشد، حتي اگر برگزيت هم به نتيجه ميرسيد. ولي بوريس جانسون با اظهاراتي که بعد از پيروزياش مطرح کرد، سنگ اين را به سينه ميزند که هرچه سريعتر از اتحاديه اروپا خارج شود. با اينکه درباره نزديکي با آمريکا صحبت نکرد ولي عملا به سمت ترامپ حرکت خواهد کرد. متاسفانه موج راستگرايي هر روز بخش بزرگتري از اروپا را تهديد ميکند. جرمي هانت در ابتدا پيشنهاد کرد که ناتو يک پوشش نظامي به خليج فارس، تنگه هرمز و درياي عمان بدهد ولي از سوي فرانسه و آلمان پذيرفته نشد. نکته اين است که ائتلاف آمريکا با ناکامي مواجه شد، ائتلاف انگلستان چندان جواب مساعد نگرفت و به همين دليل بورس جانسون به اين موضوع اشاره نکرد. محمدجواد ظريف در اقدامي پسنديده به جانسون تبريک گفت که تا حدودي از التهابات ميکاهد. رفت و آمد هياتهاي واسطهاي مثل نخست وزير عراق و هيات نمايندگي از طرف عمان که قرار است به ايران بيايد و واسطهگريهاي ديگري در خود اتحاديه اروپا هم صورت ميگيرد. با روشن شدن اينکه مقصد کشتي ايراني سوريه نبوده، انگلستان بايد در رفتارش تجديدنظر کند. اميدوار هستيم طي هفتههاي آينده اين بحران خاتمه يابد و کشتيهاي هر دو طرف تحويل داده شود. ترامپ در اظهارنظرهاي خود متناقض است. هرچند برخي معتقدند اين يک نوع ديپلماسي مدرن است که بهوجود آمده و طرف مقابل را مردد ميکند ولي بيان اينکه «در مورد ايران عقب نشيني کردهام»، پايگاه فکري منسجمي را نشان نميدهد ضمن اينکه اين وضع هم نميتواند براي هميشه ادامه پيدا کند. هر چند با ادامه تحريمها کشور تحت فشار قرار دارد. واسطههايي هم از طرف امانوئل مکرون پيشنهاد شده که مسأله اتفاقات نخست وزيري انگلستان آن را به تاخير انداخته است. اميدواريم که با پادرمياني مکرون، گشايشي در اختلافات ايران و آمريکا بهوجود آورد.