مساله ايران و آمريکا مساله ميانجي نيست بلکه مساله دو زبان، گفتمان و کنش متضاد رودرروي هم در تهران و واشنگتن است. از اين جهت ميانجيها وقتي به ميدان ميآيند نميتوانند در اين لايههاي پرتنش و پرتعارض زمينههاي ايجاد هماهنگي را بازيابند. تنها منطقي که ميان ايران و آمريکا ميتواند زمينههاي موجود را از منظر تعارضات 3 گانه مفهومي، گفتماني و سياسي به يک منطق رفتاري واقع گرا بکشاند جبر ناشي از منافع و صيانت موجوديت است. ايالات متحده آمريکا به منطق منافع ميانديشد و امتياز اساسي را در گرفتن منافع بيشتر با هزينههاي کمتر ميداند و اين در چارچوب مذاکره حاصل ميآيد و منطق ايران منطق مقاومت براي صيانت از اصول و ارزشهايي است که تحت عنوان انقلاب اسلامي برخود استيلا بخشيده است. اصل اساسي و ستون فقرات اساسي اين ارزشها و اصول حاکم بر اصالت وجودي خود را در مبارزه با استکبار به سرکردگي آمريکا تعريف کرده است. از اين رو اگر بخواهد مقاومت در برابر ايالات متحده آمريکا را با توجه به گزارههاي جدي که در مواضع خود بيان کرده است به نوعي در گرو مذاکره با آمريکا براي دستيابي آمريکا به منافع قرار بدهد 40 سال مبارزه با آمريکا بهويژه در 25 سال اخير را که اساسا اصليترين بنياد حاکم بر اصالت انقلابي خود در مبارزه با آمريکا تعريف کرده است را از دست ميدهد. فلذا از يک طرف منطق منافع قرار دارد و از طرف ديگر منطق صيانت و اين صيانت متوجه ارزشها و گزارههاي ارزشي حاکم از تفکري انقلابي است که خود را يک تفکر برخاسته از بطن و متن يک انقلاب الهي با پشتوانه ديني و شريعت بحق اسلامي ميداند. از اين منظر قدرت ايالات متحده آمريکا از منظر واقعيتهاي ميدان قدرت و امر واقع قدرت را ناديده گرفته و با وجود تمام نشانگان قدرت ايالات متحده آمريکا و همپيمانانش چون انگليس، خود را داراي تواني برتر براي تقابل با آنها نشان داده و به اقداماتي دست ميزند که از منظر منطق واقعيت و منفعت قابل ارزيابي نيست ولي در منطق صيانت و مقاومت در برابر هجمهها براي حفظ اين ارزشها معنادار ميشود. لذا اين دو منطق منفعت و صيانت از ارزشها در لايههاي مفهومي، گفتماني و سياسي دچار نوعي تضاد ذاتي هستند که تنها جبري ناشي از صيانت از کليت نظام ميتواند حل کننده گرهها باشد. چنانکه معمار انقلاب اسلامي گزاره جدي را تحت عنوان بالاترين مصلحت حفظ نظام است مطرح کرد. لذا ايران در زماني از منظر منطقي از منطق صيانت از ارزش ضد استکباري مبارزه با آمريکا عقب نشيني کرده است که منطق مقاومت متوجه صيانت از اصل نظام جمهوري اسلامي بوده است وگرنه تمام تلاش خود را متوجه مقاومت در برابر خواستهها نموده است و اين تجربه چندين دههاي است که اکنون در برابر کشورهاي رقيب آمريکا نيز به خوبي خود را نشان ميدهد و آنها با علم به اين منطق اکنون در جهات مختلف رودررويي با ايران را برنامهريزي و دنبال ميکنند.