1- اقدام انگليس در توقيف کشتياي که محموله متعلق به ايران را حمل ميکرد، خلاف قانون و مقررات دريانوردي و بيشتر در قالب يک نمايش خوشرقصي انگليس براي ترامپ صورت گرفت. او ميگويد که در اجراي تحريم اتحاديه اروپا دست به اين کار زده است. حال آنکه باوجود گذشت چندين سال از تصميم اتحاديه اروپا در اينباره، هيچيک از کشورهاي عضو آن را تاکنون اجرا نکردهاند و اکنون انگليس رندانه در آستانه خروج از اتحاديه به فکر اجراي آن افتاده است. افزون براين تصميمهاي يکجانبه فاقد ارزش حقوقي بينالمللي است. به هر روي، هرچند، غرب در مفهوم کليِ خود به دليل موقعيت سياسي متعارضي که با ايران دارد، با ايران همراهي نداشت، ولي اقدام بريتانيا را نيز تحسين نکرد. بقيه کشورهاي جهان حتي جانب احتياط بيشتري گرفتند. 2- هرچند دستگاه اداري انگليس در مرحله تصميمسازي مستقل از دولت مستقر در اين کشور عمل ميکند، ولي تصميمگيري برعهده دولت مستقر است. دولت در وضعيت فعلي در انگليس در حضيض ضعف خود قرار دارد و نميتواند هيچ تصميم جدي بگيرد. حتي با فرض آنکه يکي از دو کانديداي حزب محافظهکار به قدرت برسند، در شرايطي که اقدام پيشين آنان فاقد وجاهت قانوني بينالمللي بوده و همچنين موقعيت ازهمپاشيدگي درونحزبيشان، هيچکدام در وضعيتي نيستند که بتوانند تصميم پرريسکي بگيرند. از همينرو، همچنانکه جرمي هانت، وزير امور خارجه انگليس اعلام داشته، مجبورند که زمان بخرند و به اقدامهاي ديپلماتيک تن دهند. 3- بوريس جانسون که بهگفته رسانهها احتمال به قدرت رسيدنش در هفته آتي بيشتر است، نماد يک انگليسي نوعي است. پُرگو، رِند و متمايل به تحميل هزينه تصميمهاي خود به ديگري است. ليکن، اينبار کمتر کسي حاضر است هزينه اقدامهاي انگليس را بپردازد. آمريکا، آشکارا ميگويد که هر کس در منطقه کشتي در حال تردد دارد، خود هزينه دفاع از مال خود را بپردازد. با توجه به تمايل رسمي انگليس به خروج از اتحاديه اروپا، اين اتحاديه نيز حاضر نيست که هزينههاي مخاطراتي که انگليس خلق ميکند بپردازد. امارات هم بهخوبي متوجه شده که در اين بازي، نگاه آمريکا و متحدانش به وي، در نقش يک گاو شيرده است که بايد دوشيده شود و در صورت وقوع حادثهاي اولين کشوري است که صدها بلکه حتي تا هزارميليارد دلار صدمه خواهد ديد. بنابراين تا حدودي پا پس کشيده است. 4- نقطه قوت استراتژيک ايران که به صورت مستقل و قدرتمند عمل ميکند، در اين موقعيت ناشي از دو واقعيت است. يکي قدرت نظامي و درک درست از موقعيت خود و ديگر بازيگران منطقهاي و ديگري اقدام در چارچوب قانون و مقررات بينالمللي است. صورت مساله اين است که اين کشتي انگليسي با يک کشتي صيادي در آبهاي تحتمسئوليت ايران تصادم ميکند و با بيتوجهي از کنار آن عبور ميکند و اکنون با دستور مقام قضائي در توقيف است. البته اين موضوع بايد به صورت حقوقي مورد بررسي قرار گيرد. ليکن، نکته مهم اعمال قانون درياها از سوي ايران است. هرچند، طرفداران نظريه نظم جهاني مبتني بر زور؛ واقعگرايان، تنها به زور تکيه ميکنند، ولي حتي ترامپ که سمبل اين نظريه است، نتوانست اصل حداقل مشروعيت بينالمللي اقدامهاي خود را بهطور کامل ناديده بگيرد. از ياد نبريم که هنوز اقدام از مجراي دولت و وزارت امورِ خارجه، پايبندي به برجام و عمل در چارچوب آن و رفع موانع FATF امکان عمل گستردهتري را فراروي ايران قرار ميدهد و راهکار است.