بستن

دعوای اصلی: جهش ایران یا تشدید تنش‌ها؟

دعوای اصلی: 
جهش ایران یا تشدید تنش‌ها؟
جعفر گلابی روزنامه‌نگار

به نظر مي‌رسد مناقشه اصلي آمريکا و انگليس با ايران فراتر از موضوعات جاري است. باراک اوباما دوراني طولاني از رويا‌رويي روساي جمهور قبلي آمريکا با ايران را به ارث برده تحقيقا به اين نتيجه رسيده بود که تنها با به رسميت شناختن جمهوري اسلامي به‌عنوان يک قدرت منطقه‌اي و مذاکره با او امکان کم کردن تنش‌ها با ايران وجود دارد. تنش‌هايي که آمريکا و حتي يک اجماع جهاني نخواهد توانست آنها را با پيروزي فيصله ببخشد و يک بازي برد- باخت را رقم بزند. بر همين اساس وي با اشتياق و پشتکاري فراوان به مذاکره با ايران رو آورد تا حداقل هسته‌اي شدن جمهوري اسلامي را چند سال به تاخير اندازد. حوادث اين روزها، درستي شناخت و تحليل او از موقعيت جمهوري اسلامي را نشان مي‌دهد و اين درست آن چيزي است که آقاي ترامپ از آن بي‌بهره است و با ناديده گرفتن واقعيات پيراموني وساده انگاري مفرط و پشت پا زدن به 40 سال تجربه گذشته قدم در راهي گذاشته است که آينده‌اي مبهم و شايد خطرناک براي همه طرف‌ها را رقم بزند. رئيس‌جمهور آمريکا تصور کرد با خروج از برجام و ايجاد فشارهاي حداکثري طي چند ماه يا به مذاکره‌اي از موضع بالا دست مي‌يابد يا جمهوري اسلامي از درون مي‌پاشد و در هر صورت دوره دوم رياست جمهوريش از هم اکنون تضمين مي‌شود. او معادلات موجود خصوصا در مواجهه با ايران را حيثيتي و صفرو صد کرد و سرعت بازي‌ها را چنان افزايش داد که جز از طريق شدت يافتن تنش‌ها امکان رسيدن به هر نتيجه‌اي دور از دسترس قرار گرفت. در حال حاضر آقاي ترامپ که درگير شدن در يک جنگ بزرگ حکم پايان محتوم زمامداريش را دارد اگر عقب نشيني کند پاي سند پيروزي جمهوري اسلامي مهر زده است و جهش قدرت ايران را تثبيت کرده است واگر همچنان بر مواضع خود پافشاري کند هم خطر درگير شدن ناخواسته با ايران را به جان خريده است و هم هزينه‌هاي اين ايستادگي روز به روز بالا مي‌رود. معادله اين است؛ جهش ايران را بپذيرند يا به دعواي پر خسارت کنوني ادامه دهند؟ تا کي امکان ادامه وضع کنوني وجود دارد؟ نشانه‌هاي متعددي هست که حتي متحدان آمريکا از اين کارزار بي‌سرانجام خسته ومديريت ضعيف، ابهام آلود و سودجويانه کاخ سفيد ايشان را مايوس کرده است. به همين دلايل طرفداران و اميدواران به ادامه وضعيت ملتهب کنوني روز‌به‌روز کمتر مي‌شوند و اگر کاخ سفيد همچنان بر مواضع خود ايستادگي کند امکان تنها شدنش بيشتر مي‌شود. به نظر مي‌رسد عقلاي ايالات متحده کم‌کم به اين نتيجه برسند که خروج از معرکه کنوني هر چه زودتر اتفاق بيفتد آبروداري بيشتري را در بر دارد و خروج ديرهنگام ممکن است به حيثيت و اعتبار آمريکا لطمات جدي بزند و رشته‌هاي ساليان دراز را پنبه کند. تا همين جا هم ثابت شده است که کشاندن پاي ديگران در ماجراي کنوني چندان موفقيت‌آميز نبوده و باري از دوش آمريکا بر نمي‌دارد. مثلا اکنون انگلستان از بحراني که در روابط خود با ايران ايجاد کرده است چه طرفي مي‌بندد؟ در حالي که اين کشور با يک دولت مستعفي اداره مي‌شود وهمچنان با بحران پرحاشيه خروج از اتحاديه اروپا دست و پنجه نرم مي‌کند تا چه حد مي‌تواند تنش با تهران را بالا ببرد و آن را اداره کند؟ قطعا هر اقدام خصمانه‌اي با پاسخ ايران روبه‌رو خواهد شد و اينگونه نيست که يک نفتکش ايراني را توقيف و بدون پرداخت هزينه، آن را خرج خودشيريني براي آمريکا کنند. ظاهرا براي امارات و عربستان هم دارد ثابت مي‌شود که آمريکا شريک ومحور مطمئني براي مواجهه با ايران نيست و هر اتفاقي در خليج فارس بيفتد ابتدا آنها هستند که خسارت‌هاي غيرقابل پيش‌بيني خواهند ديد و معلوم نيست بتوانند گليم خود را از يک جدال بزرگ بيرون بکشند. آنها همين حالا هم فقط به اميد پشتيباني آمريکا سعي مي‌کنند ترس خود را ناديده بگيرند و هرگز وضعيت کنوني را مطلوب نمي‌دانند. اکنون اميد اصلي اغيار ضد ايراني معطوف به بروزيک اشتباه از سوي تهران است که انشا ا... هيچ وقت تحقق نيابد (در اين زمينه سخن بسيار است) ولي اين البته حاکي از قدرتشان نيست ويک طرف بازي هيچ‌گاه همه تخم‌مرغ‌هايش را در سبد اشتباه حريف نمي‌افکند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی