این مساله از این جهت مهم قلمداد میشود که طی هفتههای اخیر، صفبندی سیاسی و نظامی کشورهای قاره سبز علیه تهران تشدید شده، اما واقعیتهای جاری در قبال رویکرد این کشورها در قبال ایران را هیچگاه تغییر نداده است. بر این اساس «آرمان ملی» برای واکاوی دلایل پیروی اروپا از ایالات متحده و لزوم تغییر این رویکرد توسط بروکسل با مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا به گفتوگو با پرداخته است که میخوانید.
** چرا در شرایط کنونی یک همگرایی میان اروپا و آمریکای ترامپ در قبال ایران پیش آمده است؟
نگاه اروپاییها به جمهوری اسلامی ایران تا چند سال پیش، دستکم تا سال ۱۴۰۱ و پس از حمله روسیه به اوکراین، با نگاه آمریکا تفاوت داشت. اگرچه از نظر ایدئولوژیک و در برخی مبانی سیاسی با آمریکا اشتراکاتی داشتند و ایران را کشوری میدانستند که تحولات مهمی را در سطح منطقه ایجاد کرده است، اما نوع برخورد و رفتارشان با تهران متفاوت بود و اصولاً اروپاییها معتقد به گفتوگو، مذاکره و حفظ روابط با ایران بودند. حتی پیش از آن نیز برخی کشورهای اروپایی، چه پیش از برجام و چه پس از آن، روابط قابلتوجهی با ایران داشتند. ایتالیا از خریداران نفت ایران بود و آلمان یکی از بزرگترین شرکای تجاری ایران محسوب میشد. روابط ایران با کشورهای اروپایی در آن مقطع از سابقه و چشمانداز مناسبی برخوردار بود. سرمایهگذاران فرانسوی نیز در ایران، هم در حوزه نفت و هم در صنعت خودروسازی و سایر بخشها، حضور داشتند؛ هرچند این حضور در مقیاس بسیار گستردهای نبود. در آن دوره، اروپاییها به دنبال ایجاد نوعی موازنه میان ایران و آمریکا بودند و تلاش میکردند نقش واسطه را ایفا کنند. هرچند در برخی موارد ممکن بود مواضع تندتری اتخاذ کنند، اما اگر روند کلی روابط را بررسی کنیم، مشخص است که تلاش داشتند سطح مناسبات اقتصادی و تجاری خود با ایران را در وضعیت مناسبی حفظ کنند. حتی پس از خروج آمریکا از برجام نیز اروپاییها، اگرچه از لحاظ اقتصادی نتوانستند تعهدات خود را در قبال ایران در چارچوب برجام عملی کنند، اما از نظر سیاسی در برابر آمریکا ایستادند و تلاش کردند مانع فروپاشی برجام شوند. این مسئله نشان میداد که رویکرد اروپاییها، بهویژه در مقایسه با دولت ترامپ در آمریکا، نسبت به ایران متفاوت است. آنها تلاش میکردند ضمن حفظ روابط خود با آمریکا، کانالهای ارتباطی و دیپلماتیک با ایران را نیز حفظ کنند. اما پس از حمله روسیه به اوکراین و همچنین تحولات داخلی ایران در سال ۱۴۰۱، اروپا بهتدریج در موقعیت ضعیفتری قرار گرفت و در عین حال مواضع تندتری علیه ایران اتخاذ کرد. احزاب و شخصیتهای سیاسی اروپایی نیز تلاش کردند، بهخصوص در قبال تهران، مواضع سختگیرانهتری اتخاذ کنند. در واقع، اروپا بهتدریج در موقعیتی قرار گرفت که وابستگی آن به آمریکا، بهویژه در حوزههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی، افزایش پیدا کرد. همین وابستگی باعث شد که اگرچه اروپاییها در برخی موارد از منظر اعلامی تلاش کنند سیاستی متفاوت از آمریکا اتخاذ کنند، اما در عمل در بسیاری از موارد در کنار آمریکا قرار بگیرند.
** یعنی اروپا در دولت دوم ترامپ مجبور به همگرایی با واشنگتن شد؟
بله؛ این مسأله در جریان جنگ ۱۲روزه نیز قابل مشاهده بود. اروپاییها در مواضع خود، اگرچه بعضاً تلاش کردند از ادبیات متفاوتی استفاده کنند، اما در عمل نسبت به اقدامات رژیم صهیونیستی، مواضعی اتخاذ کردند که نشاندهنده نوعی همراهی با آمریکا و اسرائیل بود. در جریان جنگ ۴۰روزه نیز، اگرچه اروپاییها اعلام کردند با حمله آمریکا به ایران مخالف هستند، اما گزارشها و مواضع مطرحشده درباره استفاده از زیرساختهای اروپایی و پایگاههای ناتو برای پشتیبانی لجستیکی از عملیات آمریکا، نشان میدهد که فاصله میان سیاست اعلامی و سیاست عملی اروپا قابل توجه بوده است. به نظر میرسد اروپاییها از یک رابطه نسبتاً متعادل با ایران، ابتدا به رابطهای تندتر و سپس به نوعی همسویی با آمریکا در قبال ایران رسیدهاند.
** آیا اروپا در قبال ایران بیش از این به سمت آمریکا متمایل میشود؟
واقعیت این است که اروپاییها، در شرایطی که هم در مواجهه با روسیه و جنگ اوکراین با چالشهای جدی مواجهاند و هم در عرصه داخلی با مسائل سیاسی و اقتصادی مختلف دست و پنجه نرم میکنند، در موقعیتی باشند که بتوانند یک سیاست کاملاً مستقل و در مخالفت با مواضع آمریکا در قبال ایران اتخاذ کنند. البته به نظر میرسد خود اروپاییها نیز نسبت به این واقعیت آگاه هستند، اما وابستگی و پیوند عمیق آنان با آمریکا و رژیم صهیونیستی باعث شده میان سیاست اعلامی و سیاست عملی اروپا در قبال خاورمیانه و منطقه خلیج فارس فاصله قابلتوجهی ایجاد شود. در واقع، میتوان گفت که امروز شاهد شکلگیری نوعی جبهه مشترک میان آمریکا، بخشهایی از اروپا و برخی کشورهای منطقه در قبال ایران هستیم. آمریکا نیز تلاش میکند از طریق ائتلافسازی در سطح منطقه و جهان، برای اقدامات خود علیه ایران مشروعیت سیاسی و بینالمللی ایجاد کند. در چنین شرایطی، دیدار آقای عراقچی با سفرای کشورهای خارجی و به خصوص دولتهای اروپایی میتواند نوعی اتمام حجت با دولتهای اروپایی نیز تلقی شود؛ چراکه ادامه و گسترش این بحران، در نهایت تبعات و آسیبهای جدی برای خود دولتهای اروپایی در حوزههای مختلف، از جمله امنیت، انرژی، اقتصاد و ثبات منطقهای، به همراه خواهد داشت.