در این بیانیه بر ادامه عملیات محاصره اقتصادی ایران و همچنین تشدید فشارها و نظارتها بر این تهران پیرامون پرونده هستهای و تسلیحاتی ایران تاکید شده اما همزمانی آن با ادعاهای اخیر ترامپ، آنهم در آستانه انتخابات میاندورهای بیشتر یک مانور سیاسی از سوی واشنگتن است. بر این اساس برای واکاوی ابعاد و دلایل مختلف صدور چنین بیانیهای علیه ایران «آرمان ملی» با سیدجلال ساداتیان، تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
* آیا صدور بیانیه مشترک آمریکا و بیش از 50 کشور همسو با واشنگتن تاثیر جدی بر وضعیت خواهد داشت؟
واقعیت این است که آمریکا و شرکای آن هر کاری از دستشان برمیآمد، انجام دادند؛ از جمله اینکه کشورهای اروپایی معتقدند آنها سازوکار اسنپبک را فعال کردهاند. در مقابل، کشورهای شرقی، یعنی روسیه و چین، اعلام کردند که مهلت آن گذشته و فعالسازی اسنپبک فاقد اثر حقوقی است در این راستا موضوع اجماعسازی را نباید از قلم انداخت. در طیف آمریکا و کشورهایی که با این کشور هماهنگ هستند، تلاشهایی برای همراه کردن دیگر کشورها صورت گرفته و هر تحریمی که علیه ایران اعمال شده، عمدتاً با فشار آمریکا بوده است. در مقابل، حتی چین و پاکستان نیز مواضعی در این زمینه مطرح کردهاند. پاکستان اخیراً اعلام کرده است که چون این تحریمها تحریمهای سازمان ملل نیست، در اجرای آنها علیه ایران مشارکت نخواهد کرد. در مورد عراق نیز، اگرچه اعلام شده که این کشور در تحریمها مشارکت میکند، اما در عمل، موضوعاتی مانند مجوز پروازها مطرح شده که نشان میدهد مسئله آنطور که تبلیغ میشود، ساده و یکپارچه نیست. به طور کلی میتوان گفت در مسئله شورای امنیت، نوعی شکاف ایجاد شده است. بخشی از اعضا با استفاده از حق وتو اعلام میکنند که این اقدامات را قبول ندارند و آنها را تحریمهای آمریکا و غیرقانونی میدانند. حتی اخیراً برخی افراد در فرانسه نیز در اظهارنظرهای خود گفتهاند که تحریمهای دارویی علیه ایران جنایت است. بنابراین، تلاش آمریکا برای ایجاد فشار و همراهکردن کشورها است. آمریکا تلاش میکند کشورهای بیشتری را با خود همراه کند، اما به نظر میرسد اجماع گستردهای برای حمله به ایران یا تصویب قطعنامهای در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران شکل نخواهد گرفت. البته از نظر تبلیغاتی، آمریکا این اقدامات را دنبال میکند و از نظر همراه کردن متحدان و کشورهایی که با سیاستهای آن هماهنگ هستند نیز تلاشهایی در جریان است. نکته بعدی، مسئله انتخابات کنگره آمریکا است. در این فاصله و همزمان با تحرکات آمریکا در منطقه، دونالد ترامپ از یک سو اعلام میکند که تنگه هرمز را باز کرده و جریان انتقال نفت برقرار است، اما از سوی دیگر از کشورهای اروپایی میخواهد ذخایر خود (مانند گازوئیل) را وارد بازار کنند. این دو موضوع با یکدیگر سازگاری کاملی ندارد. اگر تنگه هرمز واقعاً باز شده باشد، چرا از کشورهای اروپایی خواسته میشود ذخایر استراتژیک خود را وارد بازار کنند؟ بنابراین، میتوان گفت ادعای مطرحشده درباره بازشدن کامل تنگه هرمز با واقعیتهای موجود فاصله دارد.
* تاثیر این دو اتفاق را بر تحولات کنونی و پیش رو چطور میبینید؟
ایران همچنان بر مواضع خود، از جمله مسدود نگهداشتن یا دستکم محدود نگهداشتن عبور کشتیها از تنگه هرمز، تأکید دارد. از سوی دیگر، آمریکا در همین فاصله، همانطور که اشاره کردم، تحرکات گستردهای در منطقه انجام داده است. از جمله شاهد ایجاد یک پل هوایی برای انتقال تجهیزات و ادوات نظامی هستیم و گزارشهایی نیز درباره انتقال و استقرار هواپیماهای سوخترسان در منطقه منتشر شده است. اما از سوی دیگر، بخشی از هواپیماهای آمریکایی از خطوط قبلی فاصله گرفتهاند تا در معرض موشکهای ایران قرار نگیرند. این دو اتفاق در ظاهر با یکدیگر در تضاد هستند. از یک سو آمریکا تلاش میکند حلقه محاصره را تنگتر کند و از سوی دیگر، بخشی از تجهیزات و هواپیماهای خود را از خطوط قبلی دورتر کرده است. برخی این تحولات را نشانهای از آمادگی برای انجام حمله تاکتیکی میدانند.
*یعنی بین صدور این بیانیه و تحولات کنونی در حوزه انرژی و حتی انتخابات میاندورهای آمریکا، رابطهای وجود دارد؟
تا حدودی بله؛ شخصاً این تحلیل را محتمل میدانم که ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا به دنبال آن است که به هر شکل ممکن مانع افزایش قیمت نفت شود تا بتواند ادعا کند که موفق شده ایران را مهار کند. در اینجا یک نکته دیگر نیز وجود دارد. ترامپ گفته است که خودش نامزد انتخابات نیست. درست است که او شخصاً نامزد انتخابات نیست، اما اگر حزب جمهوریخواه اکثریت خود را از دست بدهد و دموکراتها اکثریت پارلمان را به دست آورند، این احتمال وجود دارد که برای ترامپ مشکلات سیاسی جدی ایجاد شود؛ از جمله اینکه موضوع استیضاح او مطرح شود یا اختیارات جنگی او محدودتر از گذشته شود. بر این اساس، بیانیهای اخیر را که از سوی آمریکا و شرکایش صادر شده، میتوان تا حد زیادی تکرار مواضع قبلی و در عین حال اقدامی در راستای فشار سیاسی و فضاسازی دانست. به اعتقاد من، یکی از اهداف این اقدامات، تلاش برای پایین نگهداشتن قیمت نفت است تا افزایش قیمت نفت، بهویژه در شرایط فعلی، به سود ایران تمام نشود.