بستن
کد خبر: ۱۵۲۱۹۸۴

تورم و انحصار؛ موتور تولید ثروت

تورم می‌تواند به تقویت انحصار و شکل‌گیری یک طبقه اقتصادی بسیار ثروتمند و منحصر‌به‌فرد کمک کند. در شرایط تورمی، طبقه اقتصادی منحصر‌به‌فرد معمولاً امکان بیشتری برای حفظ ارزش دارایی‌ها و سرمایه‌های خود دارد، در حالی که سایر اقشار که درآمدشان با تأخیر افزایش می‌یابد، قدرت خرید خود را از دست می‌دهند.

تورم و انحصار؛ موتور تولید ثروتامید علی‌بابایی، فعال رسانه نوشت: تورم فقط افزایش قیمت‌ها نیست، بلکه کاهش قدرت خرید، تغییر در توزیع ثروت و نحوه توزیع آن نیز بخشی از واقعیت‌های اقتصاد تورم‌زده هستند. بسیاری از اقتصاددانان میان تورم و رشد متغیر‌هایی مانند پایه پولی، حجم پول و نقدینگی ارتباط برقرار می‌کنند. به زبان ساده، هرگاه حجم پول در اقتصاد افزایش پیدا کند، اما بخش بزرگی از جامعه نتواند با درآمد خود همان سبد کالا و خدمات سال‌های قبل را تهیه کند، قدرت خرید کاهش یافته است.

 اما همه این پولِ حجیم‌تر شده، به یک اندازه و هم‌زمان به دست همه افراد جامعه نمی‌رسد. افزایش پایه پولی و رشد نقدینگی می‌تواند از مسیر نظام بانکی، اعتبارات و تخصیص منابع، ابتدا در اختیار گروه‌ها و بنگاه‌هایی قرار گیرد که دسترسی راحت‌تری به منابع مالی دارند. در چنین شرایطی، تورم می‌تواند هم‌زمان با کاهش قدرت خرید اکثریت جامعه، به افزایش ارزش دارایی‌ها و ثروت برخی گروه‌های برخوردار و تقویت موقعیت انحصارگران بازار منجر شود.

 با همین نگاه می‌توان رابطه تورم و انحصار را از دو منظر بررسی کرد: اول اینکه تورم می‌تواند به تقویت انحصار و شکل‌گیری یک طبقه اقتصادی بسیار ثروتمند و منحصر‌به‌فرد کمک کند. در شرایط تورمی، طبقه اقتصادی منحصر‌به‌فرد معمولاً امکان بیشتری برای حفظ ارزش دارایی‌ها و سرمایه‌های خود دارد، در حالی که سایر اقشار که درآمدشان با تأخیر افزایش می‌یابد، قدرت خرید خود را از دست می‌دهند.

 در چنین فضایی، انحصارگران بازار می‌توانند با قدرت مالی بیشتر، سهم بیشتری از بازار و منابع اقتصادی را در اختیار بگیرند. اگر این روند ادامه پیدا کند، انحصار در بازار عمیق‌تر شده و فاصله میان اکثریت مطلق جامعه و این طبقه منحصر‌به‌فرد بیشتر می‌شود. دوم اینکه انحصار فقط در سطح سیاست‌گذاری شکل نمی‌گیرد؛ بخش مهمی از آن را باید در کف بازار جست‌و‌جو کرد.

وقتی تعداد محدودی بنگاه و شخص حقیقی، فروش یک کالا یا ارائه یک خدمت را در اختیار می‌گیرند یا یک خریدار بزرگ قدرت تعیین شرایط خرید را پیدا می‌کند، قدرت بازار در دست تعداد محدودی از بازیگران متمرکز می‌شود. در چنین شرایطی، این بازیگران بزرگ (انحصارگران) نه‌تنها از شرایط تورمی تأثیر می‌پذیرند، بلکه می‌توانند از آن برای تثبیت و گسترش موقعیت خود نیز استفاده کنند.

در این میان، رابطه میان انحصارگران کف بازار و سیاست‌گذار نیز اهمیت پیدا می‌کند. انحصار و تورم عموماً در دل بازار شکل می‌گیرند و سپس با تصمیم‌های سیاست‌گذار تقویت می‌شوند. هرچه قدرت اقتصادی انحصارگران بیشتر شود، امکان اثرگذاری آنان بر سیاست‌های پولی و مالی، تخصیص منابع، مقررات و تصمیم‌های اقتصادی نیز می‌تواند افزایش پیدا کند.

البته منظور این نیست که هر تورمی الزاماً نتیجه انحصار است یا هر انحصاری از تورم به‌وجود می‌آید. رابطه میان این دو را می‌توان پیچیده‌تر از یک رابطه ساده علت و معلولی دید؛ تورم می‌تواند به تمرکز ثروت و گسترش انحصارگرایی کمک کند و انحصار نیز، از طریق افزایش قدرت در قیمت‌گذاری و نفوذ بیشتر بازیگران مسلط، می‌تواند به تداوم برخی سازوکار‌های تورم‌زا کمک کند.

 از این حیث، تورم و انحصار را می‌توان دو پارامتر دست دردست هم در نظر گرفت؛ تورم قدرت خرید قاطبه جامعه را کاهش می‌دهد و می‌تواند موقعیت اقتصادی انحصارگران بازار را تقویت کند و انحصار نیز می‌تواند قدرت اقتصادی را در دست تعداد محدودتری از بازیگران متمرکز کند. در این میان، پیوند میان سیاست‌گذار و طبقه منحصر‌به‌فرد می‌تواند این چرخه را تشدید کند. در چنین چرخه‌ای، تورم می‌تواند سوخت موتور انحصارگرایی باشد؛ موتوری که هرچه تورم بیشتری به آن پمپاژ شود، باعث سقوط آزاد قدرت خرید اکثریت جامعه و رشد پرشتاب ثروت اقلیت منحصر‌به‌فرد می‌شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار