واقعیت غیرقابل انکار این است که جنگ علیه ایران توانست به صورت مشخص آگونومی نظامی و دیپلماتیک منطقه را در لایه ژئوپلیتیکی تغییر دهد و حالا محورهایی مانند اقتصاد، انرژی و امنیت این دو نیز با چالشهایی روبهرو شده که خروجی نهایی این چالشها و تاثیرات آنها بر وضعیت منطقه غیرقابل سنجش در آینده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس و حتی شرکای غربی و شرقی آنها هیچگاه فکر نمیکردند که چنین وضعیت پیچیدهای برای آنها و خاورمیانه رخ دهد و به همین دلیل است که حالا تمام تحلیلهایی که از سوی رسانهها و اندیشکدههای مطرح دنیا منتشر میشود، سعی دارند در بطن و متن خود نوعی از محافظهکاری و احتیاط را پیش بگیرند تا اینکه ببینند عاقبت این مسیر به کجا میرسد. در این میان، اما اسرائیل و شخص نتانیاهو تلاش دارد به هر صورت که شده از فضای کنونی به نفع خود استفاده کند. اگر به سخنان نخستوزیر اسرائیل در مجمع عمومی سازمان ملل و سپس تحولاتی که با محوریت اسرائیل در منطقه رخ داده نگاهی گذرا بیندازیم به وضوح میبینیم که تلآویو تلاش میکند به هر صورت، از شرایط فعلی منطقه به نفع خود بهره ببرد. این بهرهبرداری البته با سناریوهای گوناگونی همراه بوده و اجرایی میشود که یکی از این سناریوها را باید سفر علنی نتانیاهو و همسرش به امارات متحده عربی دانست که به صورت مشخص از سوی تلآویو و ابوظبی تایید شد. اهمیت این سفر در این است که نتانیاهو سعی داشت در خلال این سفر به نوعی عمل کند که اولاً خط سیر تحلیلی کشورهای عربی و امارات را علیه ایران جهت دهی کند و تهران را نوعی تهدید آنی و فوری برای آنها قلمداد کند و دوماً بتواند این پیام را بدهد که از این پس، اسرائیل به صورت مستقیم با دولتهای عربی منطقه در تعامل خواهد بود و به آنها در خصوص ایران و سایر موضوعات جاری کمک میکند.
ادعای بدون مدرک
آنچه در این راستا باید مورد توجه قرار بگیرد، اقدامات چند لایه نتانیاهو در منطقه است. او از یکسو با سفر به امارات به دنبال آن است تا بتواند مجدداً امارات متحده عربی را وارد بازی یمن کند و به نوعی یک همکاری هماهنگ میان ریاض، ابوظبی و تلآویو علیه حوثیها و حتی دولت یمن آغاز کند که به مثابه یک مثلث تهاجمی و تخریبی میماند. از سوی دیگر باید توجه داشت که به محض بازگشت نتانیاهو به اسرائیل، ماجرای هواپیماربایی در خطوط هواپیمایی فلای دبی رخ داد که خود یک سنایوی سطحی بود، اما در پس آن اهدافی وجود دارد که میتواند خطرناک جلوه کند. نتانیاهو با بیان ادعای بدون شواهد و مدارک در رابطه با این حادثه اعلام کرد که ما همچنان در حال بررسی انگیزههای این حادثه هستیم و میدانیم که کمکخلبان تحت عملیات تلقین ایدئولوژیک افراطی قرار گرفته بود. او حتی با بزرگنمایی این حادثه ادعا کرد که ممکن است این حادثه تکرار شود، چراکه نشانههایی وجود دارد که ایران و عوامل وابسته به آن تلاش میکنند در ایام انتخابات علیه ما حملاتی انجام دهند. نتانیاهو در بخش دیگری از اظهارات خود اعلام کرد که در روند بازرسی (پایش) خلبانان خلأهایی وجود دارد که در حال رفع آن هستیم و برای جلوگیری از تکرار چنین حادثهای با امارات همکاری میکنیم، اما به هر ترتیب ما طی چند روز آینده میتوانیم مشخص کنیم که آیا کمکخلبان ارتباطاتی با ایران داشته است یا خیر.
* جنبههای مهم ماجرا
این اظهارات نتانیاهو در شرایط کنونی اسرائیل و منطقه دو جنبه مهم دارد. نخست آنکه نتانیاهو تلاش دارد در شرایط فعلی که موضوع مذاکره و تواقق میان تهران و واشنگتن با، اما و اگرهای مختلف روبهرو است و چشمانداز مثبتی ندارد، تهدید ایران را نه تنها منطقهای بلکه فرامنطقهای جلوه دهد و حتی به سمت و سویی برود که بگوید ایران در تدارک آن است تا بتواند از هر جهت نه تنها به اسرائیل بلکه به کشورهای منطقه نیز ضربه وارد کند؛ به عبارتی دیگر نتانیاهو و تیم امنیتی و سیاسی وی به دنبال تشدید و سرعت دادن به ایرانهراسی هستند و میخواهند ترامپ را در مداری که اسرائیل و نتانیاهو طراحی کردهاند، حفظ کنند. اما موضوع دوم، بحث انتخابات کنست اسرائیل است. نتانیاهو میداند که اگر در این رویداد سیاسی مهم بازنده باشد، باید در قبال پروندههای قضایی خود که موسوم به پروندههای ۲۰۰۰، ۳۰۰۰ و ۴۰۰۰ هستند به دستگاه قضای اسرائیل پاسخگو باشد. از سوی دیگر باید توجه داشت که اپوزیسیون اسرائیل و سایر چهرههای سیاسی تلآویو، همین حالا به نوعی در حال مبارزه انتخاباتی با نتانیاهو هستند و او از اینکه حیات سیاسیاش با بنبست روبهرو شود هراس دارد و حالا یک مانور جدید سیاسی – امنیتی را از مجرای رسانههای اسرائیل پیش گرفته تا به همه بگوید که او همچنان در قدرت است. بر این اساس نتانیاهو از تلآویو تا کشورهای عربی منطقه و واشنگتن را تحریک خواهد کرد تا تهران را یک تهدید جدیتر از گذشته معرفی کند و در این بین به پیروزی در انتخابات میاندیشد.