از سویی نیز امتحانات در چهار استان جنوبی کشور به دلیل وقوع جنگ با تاخیر همراه بوده و پرونده این سال تحصیلی احتمالا در نیمههای مرداد بسته شود. سال تحصیلی که حدود نیمی از آن به صورت غیرحضوری برگزار شد و حتی در برخی از مقاطع تحصیلی به دلیل شرایط جنگی خبری از برگزاری امتحانات پایان ترم هم نبود.
تکذیب وزیر مایه دلگرمی نشد
حالا زمزمه برگزاری مجازی سال تحصیلی جدید نیز به گوش میرسد، هرچند که از سوی وزیر آموزش و پرورش تکذیب شده است. علیرضا کاظمی در حاشیه همایش مسئولان استانی انجمنهای اسلامی دانشآموزی تاکید کرد این موضوع کذب است و گفت: «بعضیها شایعاتی پخش کردند که آموزش و پرورش سال آینده مجازی خواهد بود؛ هیچ مقام مسئولی تا الان چنین اظهارنظری نکرده لذا به این شایعات توجه نکنید؛ تمام اهتمام نظام و دولت برگزاری حضوری کلاسها از سال تحصیلی جدید است مگر اینکه یک اتفاق واقعاً فوقالعاده رقم بخورد». با این حال، نگرانی خانوادهها از ادامه روند کنونی و تبدیل شدن آموزش مجازی به رویه ثابت در فرایند تعلیم و تربیت فرزندان خود نگران هستند. به عقیده آنها آموزش مجازی در دوران همهگیری کرونا پای ثابت برگزاری کلاسهای درس شد و پس از آن نیز به دلایل مختلفی همچون آلودگی هوا، ناترازی انرژی و در دو سال اخیر نیز جنگ از سیستم آموزشی کشور خارج نشد و حالا چه کسی میتواند قول دهد که دیگر شاهد چنین ساختارهای ضعیفی در آموزش نخواهیم بود؟ این سبک آموزش به دلیل مشکلات عدیدهای که در تامین زیرساختها از جمله مساله اینترنت و حضور در بستر آموزش آنلاین شاد به همراه داشت و همچنین نادیده گرفتن ابعاد روانی آموزش مجازی با انتقادات بسیاری همراه شد. سال گذشته جمعی از معلمان و والدین دانشآموزان کارزاری راهاندازی کردند و اعتراض و مخالفت خود را با برگزاری آموزش به صورت مجازی اعلام کردند. آنها دلایل اصلی این مخالفت را عواملی، چون کاهش کیفیت یادگیری در علوم پایه، آسیب به رشد اجتماعی و ارتباطی دانشآموزان، ایجاد بیعدالتی آموزشی میان خانوادهها، افت انگیزه و تمرکز در فرایند یادگیری، تضعیف مهارتهای پایهای همچون نوشتن و تمرین حضوری و بروز آسیبهای جسمی و روانی ناشی از استفاده مداوم از وسایل دیجیتال اعلام کردند.
محرومیت دو میلیون دانشآموز؟
با این حال در سالهای اخیر دانشآموزان قربانیان نخست تصمیمات مدیریتی و سیاستی کشور هستند که به دلیل مسائلی همچون آلودگی هوا و کمبود و قطعی برق و در مواردی حتی گاز، به حضور در خانه و آموزش از پشت دوربینهای موبایلها و کامپیوترها مجبور شدهاند. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی به «بررسی چالشها و مسائل آموزش و پرورش عمومی در شرایط جنگ تحمیلی رمضان» پرداخت و در آن اشاره کرد که حداقل ٢ میلیون نفر از دانشآموزان به دلایل مختلف همچون عدم دسترسی به ابزارهای فناورانه یا اینترنت مناسب از امکان اتصال به سامانه شاد و استفاده از ٢ ساعت آموزش مجازی برخط معلمان خود نیز محروم شدند. این مرکز در این پژوهش تاکید کرد «مسائلی همچون کاهش زمان مؤثر آموزش در شیوه آموزش مجازی، محدودیتهای روش شناختی آموزشهای غیرحضوری و افت تعاملات آموزشی، محدودیت دسترسی بخش قابل توجهی از دانشآموزان به ابزارهای فناورانه، کاهش اعتبار ارزشیابیها، و افزایش فشارهای روانی ناشی از جنگ، مجموعهای از تهدیدهای جدی را برای دانشآموزان ایجاد کرده است». بنابر این گزارش زمان استاندارد آموزش در بازه زمانی ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ کاهش تقریبی ١٣٥ ساعت آموزش در دوره ابتدایی، ١٨٠ ساعت در دوره متوسطه اول و دوم نظری و ٢٧٠ ساعت در شاخههای مهارتی به شیوه آموزش مجازی برخط بوده است. با ادامه نابسامانی در روند آموزش دانشآموزان در سالهای اخیر و رویه تعطیلی مکرر مدارس، شکل جدیدی از آموزش وارد سیستم آموزش کشور شد که مودر استقبال برخی از خانوادهها نیز قرار گرفت. آموزش خانگی یا «هوم اسکول» که به عنوان یک انتخاب محدود در میان برخی خانوادهها باب شد، اکنون در سایه بحرانهای پیدرپی آموزشی، به گزینهای جدیتر برای طیفی از والدین تبدیل شده است و با وجود اطلاعیههای پی درپی آموزش و پرورش مبنی بر غیرقانونی بودن آن، یک رویه آموزشی ثابت شده است.
هشدار درباره توهم آگاهی
هرچند که برخی معتقدند این شیوه آموزش، بر مدار مد به رفتار آموزشی خانوادهها کشیده شده است، اما خانوادهها نظر متفاوتی دارند. برخی از آنها معتقدند نظام آموزشی ایران در سالهای اخیر آنقدر چندپاره و غیرمنسجم در شیوه برگزاری کلاسهای درس عمل کرده است که ترجیح میدهند امر آموزش را در خانه پیگیری کنند. هرچند که هشدار نسبت به برگزاری این سبک آموزشی را باید جدی گرفت. محسن زارعی رئیس سابق مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت وزارت آموزش و پرورش در یادداشتی با عنوان «توهم آگاهی در حبابِ هوماسکولینگ؛ پدیدهای نوظهور در نظام تعلیم و تربیت» بخشی از مخاطرات این شیوه آموزشی را توضیح داد و نوشت: «انتقاد اساسی به این الگو، نه در کیفیت انتقال دانش پایه، بلکه در خطرِ مدیریت جهانبینی دانشآموزان نهفته است. وقتی والدین مسئولیت تام آموزش را بر عهده میگیرند، ناخودآگاه محیطی شبیه به یک اتاق پژواک پدید میآورند. در چنین سیستمی، کودک بهجای فراگیریِ نحوه مواجهه با تعارضات دنیای واقعی، میآموزد که چگونه خود را با چارچوبهای فکریِ والدین منطبق سازد. او از چالشهای کار گروهی، مواجهه با دیدگاههای متفاوت و تجارب سازنده در تعامل با همسالان محروم میماند». مخالفت با آموزش مجازی در حالی قویاً از سوی آموزش و پرورش تکذیب میشود که شیوه کنونی آموزش در کشور برخی خانوادهها را به سمت هوماسکولها سوق داده است. در چنین فضایی با وجود آنکه آموزش و پرورش مجازی شدن مدارس را بر نمیتابد، اما با تداوم تعطیلیهای مکرر، ناپایداری آموزشی و زیرساختهای ضعیفی که جبرانی برای اجبار آموزش غیرحضوری نبودند، عملا خانوادهها به سمت غیررسمیترین شکل ممکن آموزش هدایت شدند. نگرانی بزرگتر آنجاست که هوماسکول، با وجود هشدارهای جدی درباره حباب فکری و محرومیت از تعاملات اجتماعی، بهتدریج در حال عادیسازی در میان طبقات مختلفی از جامعه و به ویژه طبقات مرفه است و این، زنگ خطری برای گسترش شکاف طبقاتی در آموزش خواهد بود. مگر اینکه نظام آموزشی، تکذیبها را کنار بگذارد و به جای برخورد سلبی با پدیدههای نوظهور، برای ثبات حضور در مدرسه چارهای اساسی بیندیشد.