بستن
کد خبر: ۱۵۱۵۹۷۰
امیرعلی ابوالفتح در گفت‌و‌گو با «آرمان ملی»:

آمریکا فهمیده که باید در هر تفاهمی نظر ایران هم لحاظ شود

آمریکا فهمیده که باید در هر تفاهمی نظر ایران هم لحاظ شود
آرمان ملی- سهیل ثابت: از شامگاه جمعه تاکنون تبادل آتش میان تهران و واشنگتن قطع شده و روند مذاکره و دیپلماسی شدت گرفته که برخی معتقدند این اتفاق می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد.

اما آنچه مسلم است مهم‌ترین دلیل را می‌توان کاهش چشمگیر توان تسلیحاتی و و مهماتی آمریکا دانست. هر چند که نباید از تحرکات سایر طرف‌ها برای کشیدن ایران و آمریکا به سمت مذاکره و تفاهم نیز غافل بود. در همین راستا «آرمان ملی» با امیرعلی ابوالفتح، تحلیلگر مسائل بین‌الملل به گفت‌و‌گو پرداخته است که می‌خوانید. 

* توقف جنگ از سوی آمریکا و حرکت در مسیر مذاکره از سوی آمریکا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

موضعی که ترامپ مطرح می‌کند این است که فرونشاندن حملات به خاطر کمبود مهمات و تسلیحات نیست. ولی احتمالاً ترامپ همه واقعیت را نمی‌گوید. بالاخره جنگ مهمات نیاز دارد و تولید این موشک‌های رهگیر ضد موشک محدود است و به شکل انبوه تولید نمی‌شود و آمریکا به بقیه جهان هم تعهداتی دارد. بخشی از این باید در زرادخانه خودشان بماند و یک بخش برای اوکراینی‌ها اختصاص باید و همچنین کشور‌های ناتو متقاضی این ادوات هستند. در شرق آسیا نیز این نیاز وجود دارد و اینگونه نیست که آمریکایی‌ها نامحدود و هرچقدر که دلشان بخواهد از این سامانه‌ها و موشک‌ها در اختیار داشته باشند. ضمن اینکه چه در حوزه پهپادی و چه در حوزه موشکی کشور‌هایی مثل ایران، روسیه و حتی خود اوکراین توانستند تجهیزات ارزان قیمتی را تولید کنند که از طریق حجم سنگین شلیک؛ آن تسلیحات گران قیمت را از کار بیندازند؛ لذا در درازمدت و میان‌مدت کشوری که از تکنولوژی بالاتری برخوردار است و تسلیحات گران‌قیمتی را به کار می‌برد در جنگ با طرفی که تسلیحاتش ساده است دچار مشکل می‌شود. اینجاست که الان رسانه‌ها می‌گویند در این رویارویی نابرابر به لحاظ فناوری و هزینه تولید آمریکایی‌ها کم می‌آورند. البته ترامپ می‌گوید مهمات به اندازه کافی داریم ولی اگر داشتند احتمالاً جنگ را ادامه می‌دادند. البته این درست که مذاکراتی هم در جریان بوده ولی همه این تصمیم متاثر از مذاکرات نیست و میدان هم مهم است. چه کشوری که حمله می‌کند و چه کشوری که در حال دفاع است مجموعا محاسبه می‌شود و تصمیم می‌گیرند که مثلا جنگ را پس از ۱۳ روز متوقف کنند. چون مقامات رسمی نمی‌آیند بگویند ما کمبود مهمات داشتیم یا خیلی تلفات دادیم و خسارت دیدیم که جنگ را متوقف کردیم. 

* برخی مطرح می‌کنند که این توقف آتش از سوی ترامپ نوعی خرید زمان برای بازسازی تسلیحاتی آمریکایی‌ها است چقدر این گفته با رویکرد فعلی آمریکایی‌ها در باب توقف چنگ برای مذاکره سازگار است؟

وقتی توقفی در تبادل آتش صورت می‌گیرد حداقل دو فرصت ایجاد می‌شود یکی فرصت بازسازی توان رزمی و دومی طراحی برای عملیات مهم‌تر و بزرگ‌تر ولی این فقط مربوط به طرف آمریکایی نیست و طرف ایرانی هم از این فرصت استفاده می‌کند. یعنی در فاصله بین جنگ ۱۲ روزه تا جنگ ۴۰ روزه هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی توان آفندی و پدافندی کشور افزایش پیدا کرد و فرصت کوتاهی ایجاد شد که ایران توانست نفت بفروشد و نفتش را با دلار معامله کند. اگر تبادل آتش متوقف می‌شو فقط به این شکل نیست که آمریکایی‌ها از آن سود می‌برند بلکه ایران هم همین کار را می‌کند و خود را در لانچرها، شهر‌های موشکی وضعیت اقتصادی، ذخیره‌سازی مهمات، ذخیره‌سازی مواد غذایی و کالا‌های اساسی بازسازی می‌کند. کشور‌های عربی و اسرائیل نیز همینطور. اشتباه این است که تصور کنیم فقط آمریکایی‌ها از این فرصت استفاده می‌کنند. اگر این را مبنا قرار دهیم گفته می‌شود که چرا مثلا این فرصت به آمریکایی‌ها داده می‌شود که خود را بازسازی کنند تا جنگ کنند؟ ولی اگر این را در نظر بگیریم که طرف ایرانی هم از این فرصت استفاده می‌کند و چه بسا در حال برطرف کردن نقاط ضعف و کمبود‌های خود است می‌توان گفت که تصمیم عاقلانه بوده که بالاخره تنفسی داده شود یا بازسازی صورت بگیرد. چون احتمالا جنگ‌های بعدی هم در راه است و از این فرصت باید استفاده کرد. اگر نه در اصل ماجرا که آمریکایی‌ها از این فرصت استفاده می‌کنند شکی نیست. 

* با توجه به اینکه همه طرف‌ها در تلاشند تا تهران و واشنگتن را به سمت مذاکره و توافق سوق دهند. تصور می‌کنید این احتمال وجود دارد که طرفین به تفاهم اسلام‌آباد باز گردند؟

من معتقدم شرایط تغییر کرده ولی ممکن است روی متن تفاهم تاثیر نداشته باشد. یعنی همان که نوشته شده ادبیات و جملات جمله‌بندی‌ها سر جای خود محفوظ بماند و قرار نشود دو متمم به آن بزنند یا دو جمله به آن اضافه کنند. من حدس می‌زنم اگر قرار باشد تفاهمنامه مبنا قرار گیرد در متن تغییری ندهند، اما شرایط کاملا متفاوت است. بالاخره طرفین یک زورآزمایی با هم داشتند و آمریکایی‌ها پیش از شروع این جنگ جدید تصورشان این بود که ایران اگر بخواد تنگه هرمز را ببندد آمریکا می‌تواند ایران را تنبیه کند و ایران جا می‌زند، اما این اتفاقات نیفتاد و مجبور هستند بیش از قبل دیدگاه‌های ایران را مدنظر قرار دهند. شرایط تغییر کرده و سه بار ایران و آمریکا به جنگ پرداختند و ایران از مواضع خود کوتاه نیامد و این دست ایران را برای اجرایی شدن متون تفاهم باز می‌گذارد. الان دیگر آمریکا فهمیده است با زور و ضرب و بمباران و جنگ کار پیش نمی‌رود و باید نظر ایران نیز مد نظر گیرد و لحاظ شود.

انتشار :