بقایی در ادامه این سخنان خود صراحتاً اعلام کرد «مذاکراتی که ما داریم و گاهی ممکن است تفسیرهای متفاوتی از آن ارائه شود، همان مذاکراتی است که با عمان داریم و متمرکز بر ایجاد تمهیدات لازم در رابطه با تنگه هرمز است». سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشورمان در بخش دیگری از اظهارات خود و در پاسخ به پرسشی درباره پیشنهادهای ارائهشده از سوی میانجیها و آخرین وضعیت رایزنیها، اذعان کرد که «بهانه شروع آتشافروزی جدید آمریکا، همان حوادثی بود که برای چند کشتی در تنگه هرمز اتفاق افتاد. قاعدتاً طرفهایی که در این چند ماه سعی داشتند برای جلوگیری از تشدید تنش، با تمرکز بر این موضوع تلاش کنند، پیشنهادهایی را مطرح کردند، اما گفتوگوهایی که ما در این چند روز داشتیم، منحصراً با عمان بوده است. ما با عمانیها، به عنوان دو دولت ساحلی، تلاش داریم که در رابطه با تردد کشتیرانی، سازوکارهایی را اتخاذ کنیم و تماسها و این مشورتها همچنان ادامه دارد».
تشدید بازی رسانهای
این سخنان بقایی و تاکید بر اینکه هیچ مذاکرهای در این راستا برنامهریزی نشده، به انضمام اینکه او هرگونه درخواست از سوی تهران برای مذاکره مستقیم با آمریکا را رد کرد، نشان از آن دارد که تهران در حال مخابره یک پیام شفاف از حیث سیاسی و رسانهای است؛ چراکه سخنگوی دستگاه دیپلماسی صراحتاً اعلام کرده که طرح چنین مسائلی، نوعی از خبرسازی و جنگ رسانهای است. از سوی دیگر او در بخش دیگری از اظهاراتش به این موضوع اشاره میکند که «قطعاً ما هیچوقت اجازه ندادهایم و اجازه نخواهیم داد که آمریکا تعیینکننده زمان جنگ و صلح باشد. ما تا هر زمان که منافعمان اقتضا کند و مصالحمان اقتضا کند، دفاع میکنیم. هر وقت احساس کنیم که میتوانیم از ابزار دیپلماسی برای حفظ منافع ملی استفاده کنیم، حتماً به عنوان یک ابزار از آن استفاده خواهیم کرد». این بخش از گفتههای اسماعیل بقایی از این جهت اهمیت دارد که ترامپ و تیم او همین حالا در حال تزریق فضای ابهامآلود رسانهای برای هدایت افکار عمومی در داخل و خارج از آمریکا هستند. او بارها و بارها از اینکه با ایران به توافق رسیده یا اینکه مذاکراتی در پشت صحنه در جریان است را مطرح کرده که آخرین نمونه آن در دیدار با جوزف عون، رئیسجمهوری لبنان بود. واقعیت این است که ترامپ باز هم در این خلال دنبال آن است تا با هرگونه تزریق انحراف در جریان جاری رسانهای و سیاسی میان تهران، واشنگتن و حتی میانجیها «نوعی سردرگمی و شوکهای ممتد ابهامآلود» را به کالبد نظام بینالملل القا کند تا بتواند خود را یک کاراکتر بیش از حد پیچیده به دنیا معرفی کند.
نبرد سنگین رسانهای
نمونه بارز این جنگ رسانهای و پاسخ قاطع و مشخص ایران را میتوان در رد و بدل شدن پیامهای توئیتری محمدباقر قالیباف و ترامپ هم مشاهده کرد. ترامپ در تازهترین پست خود با اشاره به جزیره خارک، ادعایی درباره حمله به این جزیره مطرح کرد که به سرعت در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای پیدا کرد. در مقابل قالیباف به صراحت مواضع تهران را در قبال مواضع ترامپ تشریح کرد. او نوشت: «معادله این جنگ مشخص است؛ یا همه یا هیچکس. در منطقهای که ما نفت نفروشیم، کسی نفت نخواهد فروخت. اگر امنیت ما تامین نشود، هیچ زیرساختی ایمن نخواهد بود و امنیت تنگه در نبود نیروهای آمریکایی است. بارها گفتهایم وضعیت تنگه به قبل از جنگ باز نمیگردد». رد و بدل شدن این پیامها گویای در جریان بودن یک نبرد سنگین رسانهای است. ارزش این جنگ بدان جهت است که در فضای کنونی منطقه و اتمسفر حاکم بر تقابل ایران و آمریکا، تحرکاتی در حال رخ دادن است که بخش مهمی از آن به اسرائیل ربط دارد.
نتانیاهو در واشنگتن
در امتداد این وضعیت، سفر نتانیاهو به واشنگتن که چندین و چندبار طی روزهای گذشته لغو و سپس تایید شد، نشان میدهد که او نسبت به تعلیق حملات آمریکا به ایران خرسند نیست. بر این اساس و درحالی که پیشتر دفتر نخستوزیر اسرائیل از تعویق چند ساعته سفر وی به واشنگتن خبر داده بود، رسانهها گزارش دادند که هواپیمای او به مقصد واشنگتن برخاسته است. رسانههای اسرائیل در این خصوص اعلام کردند که هواپیمای بنیامین نتانیاهو به جای فرودگاه بنگوریون و پیش از دیدار او با رئیسجمهور دونالد ترامپ و در بحبوحه ابهامات پیرامون رویارویی با ایران، از پایگاه نیروی هوایی نواتیم به مقصد واشنگتن به پرواز درآمد. این حرکت اندکی پس از آن صورت گرفت که ارتش اسرائیل از رهگیری دو پهپاد در نزدیکی مرز اردن خبر داد که قبل از ورود به حریم هوایی اسرائیل سرنگون شدند. نخستوزیر اسرائیل که برای هشتمین بار با ترامپ دیدار خواهد کرد، پیش از سفر خود اعلام کرد که مسأله ایران در رأس موضوعاتی است که با ترامپ درباره آنها در سفرش به واشنگتن گفتوگو خواهد کرد. باید دید که خروجی این سفر تا چه حد میتواند برای منطقه پیامد منفی داشته باشد.