واقعیت این است که صداوسیما طی ۴ دهه گذشته عملکردهای متفاوتی از خود بروز داده و سخن گزافهای نیست اگر بگوییم هرچه از دهههای ابتدایی انقلاب جلو بیاییم صداوسیما رویکردهای بستهتری از خود بروز داده و سالها است که فقط نام رسانه ملی را یدک میکشد. بر همین مبنا نیز مدیرانی که یکی پس از دیگری روی کار آمدند نیز متفاوت بودند و هرچه مدیران جدیدتری روی کار آمدند با نگاههای بستهتری این سازمان را به پیش بردند. هرچند که سیاستهای کلی این رسانه حداقل در حوزه سیاسی در معاونت سیاسی این سازمان اتخاذ میشود و گویی اینکه این معاونت نیز به نحوی جدای از رویکردهای کلی رئیس صداوسیما عمل کرده و از بیرون هدایت میشود. در همین راستا نیز اگر به برون داده و نتیجه عملکرد صداوسیما نظری بیفکنیم و نتایج نظرسنجیهای مختلف را مطالعه کنیم ریزش آشکار مخاطب این رسانه عریض و طویل را طی سالهای مختلف مشاهده میکنیم. امری که خود مدیران صداوسیما نیز در ادوار مختلف بدان اذعان داشتهاند. با این حال از عملکرد کلی این رسانه که بگذریم نوع برخورد صداوسیما با دولتهای مختلف همواره مورد بحث بوده است. اینکه در برخی دولتها صداوسیما رویکرد مهربانانهتری از خود نشان داده و در برخی دولتهای دیگر برای آن دولت شمشیر از رو بسته و رویکرد تهاجمی و تخریبی در دستور کار قرار داده است رویکردی که امروز نیز شاهدیم به نحو پر رنگتری از سوی این رسانه در قبال دولت و سایر قوا در حال اجرا است و گویا قرار هم نیست به خاطر این نوع برخورد عذرخواهی صورت گیرد و اصلاح رویهای در پیش باشد. این در حالی است که رهبر انقلاب به طور مکرر در پیامها و بیانیههای خود به مساله حفظ وحدت و انسجام ملی و حمایت از مسئولان تاکید داشتهاند؛ اما یکی از معدود رسانههایی که از منویات رهبری عدول کرده و به احتجاج خود عمل میکند همین صداوسیما است. چنانکه به جای اینکه منادی وحدت و انجام باشد به سمت اختلافافکنی، سانسور و حذف حرکت کرده است.
*صداوسیما و دولتهای مختلف
رویکرد کلی صداوسیما در مواجهه با دولتها به یک دوگانه باز میگردد. دوگانه دولتهای موافق و دولتهای مخالف که از قضا در قبال دولتهای موافق پوشش رسانهای صد درصدی عملکردهای دولت و پخش تمام سخنرانیهای رئیسجمهور و... انجام میشده و در دولتهای مخالف، اما رویکرد سیاهنمایی، سانسور و حذف در دستور کار بوده و عملکردهای دولت و سخنرانیهای رئیسجمهور نیز جسته و گریخته مورد پخش قرار میگرفته است. در این میان شاید خوششانسترین رئیسجمهور مرحوم آیتا... هاشمی رفسنجانی بود که طی دوران ریاست جمهوریاش هیچ گزندی از سمت صداوسیما متوجه او و دولتش نشد، چراکه او در دورهای رئیسجمهور شد که ۶ سال ریاست سازمان در اختیار برادرش محمد هاشمی و ۲ سال نیز در اختیار شهید علی لاریجانی بود و عملا صداوسیما دولت را پوشش میداد، اما هر اندازه دولت هاشمی از گزند صداوسیما در امان بود دولتهای بعدی یعنی دولتهای هفتم و هشتم حجتالاسلام سیدمحمد خاتمی آماج حملات تند و تیز صداوسیما بودند و کار تا جایی بالا گرفت که در سال ۷۷ با پخش برنامه چراغ پیرامون ماجرای قتلهای زنجیرهای از حضور رئیس وقت صداوسیما در جلسه هیأت دولت ممانعت بهعمل آمد و پس از عذرخواهی ماجرا حل و فصل شد، اما تا پایان دولت اصلاحات روند تقابلی با دولت ادامه داشت. دولت نهم و دهم احمدینژاد، اما روند حمایت گونهای از صداوسیما گرفت. چنانکه برنامههای دولت، سفرهای استانی رئیسجمهور، افتتاحها و سخنرانیهای احمدینژاد به طور کامل پوشش داده میشد. این روند از سال ۹۲ تا ۱۴۰۰ تغییر کرد و صداوسیما عملا در جایگاه مخالف قرار گرفت. در دولت روحانی از تقطیع و سانسور گاه و بیگاه سخنان رئیسجمهور گرفته تا تخریب و سیاهنمایی علیه عملکرد دولت و نیز ساخت سریالهایی مثل گاندو در جهت تخریب سیاست خارجی دولت قابل مشاهده است. تا جایی که چند سال بعد حسن روحانی در یکی از سخنرانیهایش گفت: این چه رسانه ملی است که همیشه دنبال یک جناح خاص است؟ انتقاد به رسانه ملی البته در همین حد باقی نماند و در دولت بعدی یعنی دولت مرحوم رئیسی شرایط آرامتر شد و دوباره صداوسیما به ریل حمایت از دولت برگشت و در مدتی که دولت سیزدهم روی کار بود عملکرد دولت تحت پوشش رسانهای قرار گرفت. در دولت چهاردهم صداوسیما دوباره روند تخریبی به خود گرفت. چنانکه طی ۲ سال اخیر تاکنون انواع حملات، هجمهها و تخریبها علیه دولت صورت گرفته است و آخرین نمونه آن را میتوان در سانسور هدفمند سخنان پزشکیان دید که با واکنشهای تندی هم مو اجه شد.
*از برخورد گزینشی تا قوه چهارم
عملکرد صداوسیما مورد نقد بسیاری چهرههای سیاسی قرار گرفته است. علی مطهری نماینده ادوار مجلس در کانال تلگرامی خود نوشت: اخیراً صداوسیما در موردی مرتبط با مذاکرات، سخنان رئیسجمهور را سانسور کرد. سانسور صحبتهای رئیسجمهور کار درستی نیست مگر اینکه با موافقت خود ایشان باشد. رئیسجمهور به طور مستقیم توسط مردم انتخاب میشود و در واقع نماینده جمهور است. صداوسیما نباید سخن او را هرچند قبول نداشته باشد، سانسور کند و نباید از نجابت رئیسجمهور و این که ایشان سیاست وفاق را در پیش گرفتهاند سوءاستفاده کند. وی افزود: صداوسیما باید سخن سران قوا را مطابق نظر آنها پخش کند و اگر مخالف است آن را نقد کند، نه اینکه سخن رئیسجمهور را سانسور کند. در واقع صداوسیما باید مظهر آزادی بیان باشد و آن را به جامعه بیاموزد. در همین ارتباط وزیر سابق ارشاد نیز در واکنش به برخورد گزینشی با سخنان رئیسجمهور در صداوسیما گفت: «سانسور سخنان رئیسجمهور در صداوسیما برای من مسالهای غیرمنتظره نیست. قبلاً هم سخنان رؤسای جمهور را در مواقعی، سانسور میکردند. اخیراً هم سخنرانی رئیس مجلس را با اینکه قبلاً ضبط شده بود، هنگام پخش برنامه قطع کردند که با توجه به اعتراضاتی که شد، شب بعد آن را پخش کردند». علی جنتی به ایرنا گفت: «دلیل این کار این است که مدیریت صداوسیما فکر میکند، چون از مقام معظم رهبری حکم گرفته، بنابراین صداوسیما، خود یک قوه چهارم است؛ در حالی که بر اساس قانون باید زیر نظر هیات نظارت متشکل از نمایندگان سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه عمل کند». وی افزود: «متأسفانه برخی از مدیران صداوسیما، بهویژه در حوزههای سیاسی، با تفکر خشک و جامد برخی گروههای سیاسی تندرو همراه بوده و از نظر سیاسی کمعمق و از نظر اخلاق رسانهای بیپروا هستند و با هر فرد اختلاف سلیقه داشته باشند، سعی میکنند با استفاده از این رسانه با او تسویهحساب کنند».