بستن
کد خبر: ۱۵۱۵۴۷۰

آمریکا و قدرت ایران در میدان

 در دو جنگ تحمیلی که طی یک سال گذشته به جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد خب این مواضع، دیدگاه‌ها و تحرکات نتانیاهو بود که باعث شد آمریکا در میانه مذاکرات به ایران حمله کند.

آمریکا و قدرت ایران در میدانمرتضی مکی،‌ تحلیلگر مسائل بین‌الملل نوشت: اظهارنظر‌های مختلف و متفاوت مقامات آمریکایی در قبال ایران نشانه‌ای از شکاف در داخل هیأت حاکمه آمریکا است و این شکاف قابل نادیده انگاشتن نیست. جریانی در داخل آمریکا به رهبری جی. دی. ونس معاون رئیس‌جمهور است که بیشتر بر دیپلماسی اشاره دارد و معتقد است که ما باید از طریق دیپلماسی اهداف خود را پیگیری کنیم.

 اما جریان دیگری هم مقابل دیدگاه ونس قرار دارد که می‌توان به چهره شاخص آن یعنی مارکو روبیو وزیر خارجه آمریا اشاره کرد که بیشتر از دیدگاه جنگ طلبانه و اعمال قدرت و زور برای رسیدن به اهداف سخن می‌گوید و این دیدگاه شاید بیشتر به مواضع ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا نزدیک است.

در میان دو جریان یک متغیر تعیین کننده وجود دارد که این متغیر تلاش کرده تا حدود زیادی از این شکاف در داخل آمریکا استفاده کند و اثرگذاری خود را در سیاست خارجی آمریکا نشان داده که آن هم نتانیاهو و لابی صهیونیستی داخل آمریکا است که نقش تاثیر‌گذاری در سیاست خارجی آمریکا و جنگ افروزی‌هایی که ترامپ در خصوص ایران انجام می‌دهد دارد.

 در دو جنگ تحمیلی که طی یک سال گذشته به جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد خب این مواضع، دیدگاه‌ها و تحرکات نتانیاهو بود که باعث شد آمریکا در میانه مذاکرات به ایران حمله کند. البته منافع نتانیاهو نیز تلاش برای دوری آمریکا از هرگونه مذاکره و توافق با ایران است، چرا که هر گونه مذاکره و تفاهمی به منزله به خطر افتادن سیاست‌های توسعه طلبانه اسرائیل در منطقه است.

 این نکته‌ای است که جی. دی. ونس نیز بدان اشاره کرد و از نقش لابی پر نفوذ اسرائیل در روند سیاست خارجی آمریکا به آن اشاره کرد و از این روند به شدت بسیار اظهار نگرانی کرد. همین دیدگاه متعارف باعث شده که ما شاهد سیاست پایدار و مشخصی از سوی آمریکا در خصوص چگونگی مواجه با جمهوری اسلامی ایران نباشیم چنانکه از یک طرف تلاش می‌کنند ژست مذاکره را همچنان حفظ کرده و از آن در جهت تحمیل خواسته‌های خود به جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند.

 از طرف دیگر راهبرد نظامی نیز پاسخ لازم برای رسیدن به اهداف آنها را نشان نمی‌دهد و روایتگر این موضوع است که ترامپ واقعا در یک باتلاقی گرفتار شده و به دنبال یکی راه خروج آبرومندانه از جنگ با ایران می‌گردد در حالی که راه خروج آبرومندانه‌ای وجود ندارد. او باید از بخش عمده‌ای از خواسته‌ها و اهدافش در تجاوز به ایران بگذرد که به نظر نمی‌رسد حاضر به این کار باشد.

به همین دلیل ما شاهد رفتار متناقض ترامپ در دوره آتش‌بس، تفاهمنامه و پس از تفاهمنامه اسلام‌آباد هستیم. ترامپ با رفتار غیرقابل پیش‌بینی تلاش می‌کند به‌رغم اینکه نتونسته به آنچه می‌خواسته از طریق جنگ دست پیدا کند همچنان با تهدید، تحمیل و هدف قرار دادن زیرساخت‌ها می‌خواهد نشان دهد که اراده آمریکا همچنان بر جنگ و فشار بر جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.

طی حدودا دو هفته که از تجاوز آمریکا به ایران می‌گذرد شاهدیم که همچنان سیاست خارجی آمریکا بر مدار گذشته می‌گردد و فکر می‌کنند با یک جنگ کم‌شدت و هدف قرار دادن پایگاه‌ها و مواضع نظامیان در خلیج فارس و تنگه هرمز و تخریب زیرساخت‌ها می‌توانند میزان تاب‌آوری اجتماعی مردم و دولت جمهوری اسلامی ایران را کاهش داده و از این طریق سعی کند به هدف بزرگی که اکنون باز کردن تنگه هرمز است دست پیدا کند.

ولی ایران نشان داده که دستش در واکنش به تجاوزات آمریکا پر است و با وجود انکار‌ها و ادعا‌های ترامپ از تخریب بخش عمده از زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی ایران واقعیت میدان چیز دیگری را نشان می‌دهد. این نکته‌ای است که خیلی از رسانه‌ها و چهره‌های شاخص و علمی آمریکا هم به آن اذعان کرده‌اند که برخلاف ادعای ترامپ ما چیز دیگری در عرصه میدان شاهد هستیم و ایران نشان داده که می‌تواند در واکنش به تجاوز آمریکا پاسخ‌های محکمی دهد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار