حسین امامیراد، نماینده چناران، طرقبه، شاندیز و گلبهار در مجلس نوشت: لبنان در نگاه راهبردی ایران، بخشی از معماری بازدارندگی منطقهای و یکی از ارکان ثبات در برابر سیاستهای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی محسوب میشود و حمایت از آن به عنوان یک متحد راهبردی که در جنگ رمضان نیز به کمک ایران آمد، خط قرمزی است که از آن عدول نخواهد کرد.
به همین دلیل جمهوری اسلامی از ابتدا تأکید داشت که هرگونه آتشبس یا توافق، باید همه جبههها بهویژه لبنان را دربرگیرد. ایران توقف جنگ در لبنان را یکی از شروط اساسی هر تفاهم احتمالی با آمریکا میداند. با این حال، پرسش اصلی این است که چرا ایران در مقطع اخیر تصمیم گرفت بهصورت فعالتر وارد میدان شود؟ طی سالهای گذشته برخی تصور میکردند میتوان میان جبهه مقاومت تفکیک و لبنان را از ایران جدا کرد، یمن را از لبنان منفک کرد، بابالمندب را بیارتباط با تنگه هرمز تلقی نمود و مقاومت منطقه را مجموعهای از بازیگران پراکنده معرفی کرد، اما واقعیتهای میدانی خلاف این تصور را ثابت کرد.
امروز از تنگه هرمز تا بابالمندب، از خلیجفارس تا دریای سرخ، نظم جدیدی در حال شکلگیری است. این نظم بر پایه این اصل استوار است که امنیت منطقه تجزیهپذیر نیست و هرگونه ماجراجویی علیه یکی از اجزای این منظومه، میتواند پیامدهایی فراتر از همان جغرافیا به دنبال داشته باشد. در همین چارچوب، از هرمز تا بابالمندب، شبکهای از مؤلفههای ژئوپلیتیکی شکل گرفته که میتواند بر تجارت جهانی، امنیت انرژی و محاسبات قدرتهای بزرگ تأثیرگذار باشد.
این واقعیت، بخشی از ظرفیت راهبردی ایران در معادلات جدید منطقهای را تشکیل میدهد. با این حال، جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده است که اهل منطق، گفتوگو و راهحلهای سیاسی است. آنچه ایران رد میکند، اصل مذاکره نیست؛ بلکه سوءاستفاده از دیپلماسی و نهادهای بینالمللی به عنوان ابزاری برای اعمال فشار است. از همین رو، راهبرد جمهوری اسلامی ایران بر یک اصل روشن استوار است؛ نه میدان را ترک میکنیم و نه دیپلماسی را. تجربه نشان داده است که میدان و دیپلماسی دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه دو مؤلفه مکمل قدرت ملیاند. قدرت دفاعی، امکان مذاکره از موضع اقتدار را فراهم میکند و دیپلماسی نیز دستاوردهای میدانی را به نتایج پایدار سیاسی تبدیل میسازد.
ما به وقت خود از دیپلماسی استفاده میکنیم و به وقت خود از قدرت بازدارندگی بهره میبریم. از هرمز تا بابالمندب، از لبنان تا خلیج فارس، واقعیت جدید منطقه آن است که امنیت تجزیهپذیر نیست و هیچ نظم سیاسی و امنیتی پایداری بدون در نظر گرفتن نقش ایران، واقعیتهای میدانی و حقوق ملتهای منطقه شکل نخواهد گرفت.
جمهوری اسلامی ایران از موضع اقتدار و ضمن دفاع از امنیت ملی و منافع راهبردی خود، در این فرآیند نه یک بازیگر منفعل، بلکه یکی از معماران اصلی نظم جدید منطقهای خواهد بود؛ نظمی که در آن هیچ توافق پایداری بدون در نظر گرفتن واقعیتهای میدانی، امنیت جمعی منطقه و احترام متقابل میان کشورهای منطقه دوام نخواهد آورد.