بستن
کد خبر: ۱۵۰۷۹۲۰

رادارهای منهدم شده در افزایش باران‌ها نقش داشتند؟

رادارهای منهدم شده در افزایش باران‌ها نقش داشتند؟
در جریان جنگ امریکا و صهیونیست ها با ایران، بار دیگر حرف و حدیث هایی درباره نقش رادارها و موشک ها در تغییرات آب و هوایی مطرح شد. اما واقعیت چیست؟

به گزارش آرمان ملی آنلاین، تابناک نوشت:این روزها در شبکه‌های اجتماعی، فیلم‌ها و پست‌هایی دست‌به‌دست می‌شوند که در آنها سامانه‌های راداری نظامی یا حتی خطوط سفید به‌جا مانده از هواپیماها، از متهمان اصلی کاهش بارش‌های ایران در سالهای اخیر معرفی می‌شوند.

رادارهای نظامی آمریکایی در منطقه حتما حال بد مردم منطقه و ایرانیان را در پی دارد، اما این که آنها توان ایجاد تغییرات آب و هوایی دارند، از نظر کارشناسان پذیرفتنی نیست.

موضوع نقش رادارهای نظامی در تغییرات آب و هوایی در خشکسالی در ایران، در روزهای گذشته باز هم مطرح شد و در این میان حتی برخی رسانه ها نیز بدان پرداختند. حال، ما مبتنی بر همان تحلیل ها و دیگر اطلاعات علمی و مستند،   مقداری روی آن تمرکز کرده ایم.

رادار چیست؟

برخی با جدیت تمام می‌گویند: «رادارها ابرها را عقیم می‌کنند» و برخی دیگر «هارپ» را مقصر می‌دانند. اما واقعیت از نظر علم فیزیک و هواشناسی چیست؟ آیا واقعاً یک دستگاه رادار چند کیلوواتی می‌تواند با ابری به بلندای چند کیلومتر و پهنای ده‌ها کیلومتر گلاویز شود و آن را از بارانداختن بازدارد؟ متخصصین در این باره چه نظری دارند؟

برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید ببینیم رادار اصلاً چیست و چه می‌کند. رادار، چه نظامی و چه هواشناسی، در ساده‌ترین تعریف، یک فرستنده و گیرنده امواج رادیویی است. کار آن مانند یک چراغ‌قوه در شب است: شما نوری می‌فرستید و اگر نوری به شما بازتاب شد، متوجه می‌شوید که آن جلو یک شیء وجود دارد. تفاوتش این است که رادار به جای نور، از امواج رادیویی استفاده می‌کند. امواج رادیویی منتشر می‌شوند، به قطرات باران یا بدنه هواپیما می‌خورند و بازمی‌گردند. رادار با محاسبه زمان برگشت این امواج، فاصله و اندازه هدف را تخمین می‌زند.

اما نکته کلیدی اینجاست: انرژی‌ای که رادار به فضا می‌فرستد، در مقیاس ابر و باران، بی‌نهایت ناچیز است. یک رادار نظامی برد بلند معمولی، توانی در حدود ۵۰ کیلووات را در هر پالس منتشر می‌کند. این عدد در نگاه اول بزرگ به نظر می‌رسد، اما وقتی این انرژی در سطح وسیعی پخش می‌شود، چگالی آن در فاصله چند کیلومتری از رادار به کمتر از چند وات بر متر مربع می‌رسد. حالا بیایید این عدد را با منبع اصلی انرژی روی زمین مقایسه کنیم: خورشید. در یک روز آفتابی معمولی، حدود ۱۰۰۰ وات بر متر مربع انرژی خورشیدی به سطح زمین و ابرها می‌تابد. یعنی خورشید حدود ۲۰۰ تا ۵۰۰ برابر پرتوان‌تر از یک رادار نظامی به ابرها انرژی می‌دهد. اگر راداری با آن توان ناچیز می‌توانست جلوی بارش را بگیرد، خورشید که هر روز ابرها را با هزاران برابر آن انرژی می‌تاباند، باید تا حالا تمام ابرهای کره زمین را برای همیشه نابود کرده بود. این یک قیاس ساده اما گویا از واقعیت فیزیکی است.

رادارهای نظامی در برابر ابر و باران!؟

بر اساس اظهارات اکثر کرشناسان و متخصصین، جالبتر اینکه رادارهای نظامی حتی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که کمترین برهم‌کنش را با ابرها و قطرات باران داشته باشند. چرا؟ چون مأموریت اصلی یک رادار نظامی، دیدن هواپیما یا موشک دشمن در پشت ابرها و در میان باران است. اگر این رادارها قرار بود بخش قابل توجهی از انرژی خود را صرف گرم کردن یا تغییر ابرها کنند، هیچ‌گاه نمی‌توانستند هدف خود را ببینند. به همین دلیل، رادارهای نظامی از باندهای فرکانسی بلند (مانند باندهای VHF، UHF و L با طول موج ۱۰ متر تا ۱۵ سانتی‌متر) استفاده می‌کنند که به راحتی از میان ابرها عبور می‌کنند. به بیان فنی، تضعیف این امواج هنگام عبور از یک ابر بارانی ۱۰ کیلومتری، کمتر از ۰.۰۱ دسی‌بل بر کیلومتر است؛ یعنی بیش از ۹۹.۹ درصد انرژی رادار بدون هیچ اثری از آن سوی ابر خارج می‌شود.

اما در این میان، بسیاری به پروژه معروف «هارپ» (HAARP) در آلاسکا اشاره می‌کنند و آن را نمونه بارز «تسلیحات جوی» معرفی می‌کنند. واقعیت چیست؟ هارپ یک تأسیسات پژوهشی است که با توان بالا (در حد چند مگاوات) امواج رادیویی را به سمت یونوسفر می‌فرستد؛ لایه‌ای از جو در ارتفاع ۶۰ تا ۵۰۰ کیلومتری از سطح زمین. اما مشکل بزرگ طرفداران نظریه توطئه این است که آب و هوا و بارش، در لایه تروپوسفر شکل می‌گیرد؛ لایه زیرین جو که تا حداکثر ۱۵ کیلومتری زمین ادامه دارد. بین یونوسفر و تروپوسفر، لایه استراتوسفر قرار دارد که دست نخورده باقی می‌ماند. گرمایش موقتی که هارپ در یونوسفر ایجاد می‌کند (حداکثر برای چند ثانیه تا ۱۰ دقیقه) هیچ راهی برای نفوذ به پایین و تأثیرگذاری بر یک ابر بارانی در ارتفاع ۳ کیلومتری ندارد. دانشمندان این پروژه نیز بارها اعلام کرده‌اند که هارپ توانایی کنترل آب و هوا را ندارد. تأثیر آن بر یونوسفر، مانند انداختن سنگی در یک رودخانه پرسرعت است: موجی ایجاد می‌شود و بلافاصله در جریان آب ناپدید می‌گردد.

پس چرا خشکسالی؟

حالا اگر رادارها و هارپ نقشی در کاهش بارش ندارند، پس علت واقعی خشکسالی‌های اخیر ایران چیست؟ در اینجا بود که رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی به سه عامل اصلی اشاره می‌کند که هر کدام پشتوانه تحقیقاتی گسترده‌ای دارند.

نخست، تغییر اقلیم است. دمای کره زمین از دوران پیشاصنعتی تاکنون حدود ۱.۲ درجه سانتی‌گراد افزایش یافته است. هر یک درجه افزایش دما، ظرفیت جو برای نگهداری بخار آب را ۷ درصد بیشتر می‌کند. این یعنی جو تشنه‌تر می‌شود، رطوبت را از سطح زمین می‌مکد، اما بارش را به شکل نامنظم، شدید و کوتاه‌مدت رها می‌کند. نتیجه؟ سیلاب به جای باران مفید.

دوم، آلودگی شهری است. شاید باور نکنید، اما دود کارخانه‌ها و اگزوز خودروها در تهران، ابرها را هم آلوده می‌کنند. ذرات معلق بسیار ریز (مانند سولفات‌ها و نیترات‌ها) به درون ابرها راه می‌یابند و تبدیل به «هسته‌های میعان» می‌شوند. مشکل اینجاست که وقتی تعداد این هسته‌ها بیش از حد شود، قطرات آب به جای اینکه بزرگ و سنگین شوند، به صورت میلیون‌ها قطره ریز درمی‌آیند که برای باریدن خیلی سبک هستند. این قطرات ریز یا در هوا تبخیر می‌شوند یا هرگز به زمین نمی‌رسند. تحقیقات بین‌المللی نشان داده که در پایین‌دست کلانشهرهای بزرگ مانند تهران، لس‌آنجلس یا دهلی نو، بارش می‌تواند تا ۲۵ درصد کاهش یابد. یعنی آلودگی هوا، بی‌آنکه بدانیم، ابرها را عقیم می‌کند، نه رادارها.

سوم، خشکسالی طبیعی است. ایران در کمربند خشک جنب‌حاره قرار دارد و هزاران سال است که دوره‌های خشک و تر را تجربه می‌کند. الگوهایی مانند النینو و لانینا می‌توانند بارش یک منطقه را تا ۵۰ درصد از سالی به سال دیگر تغییر دهند. آنچه اکنون می‌بینیم، تلفیقی از این خشکسالی طبیعی با تغییر اقلیم و آلودگی است.

خطوط سفید هواپیماها

و اما آن خطوط سفید مرموز در آسمان که بسیاری آن را «پاشش مواد شیمیایی برای کاهش باران» می‌نامند. واقعیت فیزیکی این خطوط بسیار ساده و زیباست: هوای خروجی از موتور جت دمایی نزدیک به ۹۰۰ درجه سانتی‌گراد دارد و پر از بخار آب است. در ارتفاع پرواز (بیش از ۸ کیلومتر)، دمای هوا به منفی ۴۰ درجه یا کمتر می‌رسد. برخورد این بخار آب داغ با آن سرمای شدید، باعث می‌شود بخار آب مستقیماً به بلورهای ریز یخ تبدیل شود (پدیده تصعید معکوس). این بلورهای یخ همان خطوط سفیدی هستند که در آسمان می‌بینیم. هزاران نمونه‌برداری از این خطوط نشان داده است که ترکیب آنها چیزی جز H₂O خالص نیست. هیچ ماده سمی، نقره، آلومینیوم یا باران‌زدایی در آنها یافت نشده است.

سخن آخر اینکه رادارهای نظامی، صرفاً ابزارهای شناسایی و پایش هستند. کارشناسان می گویند آنها توانایی تغییر ساختار ابرها را ندارند، چون فیزیک اجازه نمی‌دهد دستگاهی با چند ده کیلووات توان، با ابری که میلیون‌ها تن بخار آب را در خود جای داده، مبارزه کند.  

بنابراین، دفعه بعد که باران نمی‌بارد، بهتر است به سراغ سه متهم اصلی برویم: گرمایش زمین، آلودگی هوای شهرهایمان و الگوهای طبیعی خشکسالی. اینها دشمنان واقعی باران هستند، نه چراغ‌قوه‌هایی که در آسمان می‌درخشند.

 

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار