هر خبری که به معنای افزایش احتمال خاتمه جنگ باشد، این گروه را خوشحال و هر خبری که اشاره به گرههای کور ماجرا داشته و احتمال رفع تنش را کم کرده، بر نگرانی و تشویش این گروه افزوده است. عجیب اینکه در روزهایی که اینترنت بینالملل قطع است، انواع و اقسام تبلیغات خرید فیلترشکن از در و دیوار میریزد. دقیقا روشن نیست که اگر اینترنت بینالملل قطع است، این همه خرید و فروش فیلترشکن آنهم با قیمتهای تکان دهنده نشانه چیست. یک متخصص اینترنت به «آرمان ملی» میگوید: «تکنولوژی مربوط به این فضا آنقدرها قابل کنترل همهجانبه نیست. کافی است تعداد اندکی درگاه وجود داشته باشد تا مثلا اینترنت بینالملل را در مجاری خاص هدایت کند، در آن صورت چندان دشوار نیست که از همین درگاههای معدود پلی به بیرون زده شود و کسی که توانایی این کار را داشته باشد، میتواند آن را در اختیار دیگران قرار دهد». او در پاسخ به اینکه چه کسانی به این درگاهها متصل هستند، میگوید: «اینکه چه کسی این درگاه را در اختیار دارد مهم نیست، مساله این است که میتوان از این درگاه استفاده کرد و تعداد کسانی را که به اینترنت بینالملل دسترسی دارند، با قیمت گزاف بیشتر کرد». در روزهای آخر بهمنماه سال گذشته ستار هاشمی در مقام وزیر ارتباطات در جلسهای با رسانههای تخصصی حوزه اینترنت گفت: «قطع اینترنت در سال ۱۴۰۱ منجر به رشد فروش فیلترشکن شد. امروز دیگر زورمان به فیلترشکنفروشها نمیرسد». صرف نظر از اینکه چند درگاه وجود دارد و یا چند درصد از کاربران به اینترنت بینالملل دسترسی دارند، صحبت بر سر این است که وقتی کسی برای اتصال به اینترنت بینالملل حاضر است 10 میلیون تومان هزینه بپردازد، نشان میدهد که اینترنت برای او چه اهمیتی دارد و متاسفانه جایگزینهای معرفی شده نتوانستهاند مشکل را حل کنند.
*اینترنت و امنیت کشور
در جنگ دوازده روزه خبرهایی منتشر شد بر این مبنا که برخی افراد در مقام مزدوری برای دشمن، مختصات نقاط استراتژیک و نیز موقعیت افراد کلیدی نظام را در اختیار دشمن گذاشتهاند و دشمن با استفاده از این مختصات به نقاط یاد شده حمله کرده و فرماندهها و شخصیتهای کلیدی را ترور کردهاند. منطقی بودن این گزاره برای عموم کاربران موجب شد با قطعی اینترنت همراهی و تا وصل شدن دوباره آن صبر کنند. در التهابات دیماه هم مطلب تکرار شد. پشتیبانی همهجانبه دشمنان از آن التهابات که بنا به تصور آنها کار ساختار سیاسی را تمام میکرد، به معنای وجود برخی راههای ارتباطی بین خارجیها و افرادی در داخل کشور بود. کنترل اینترنت توانست فضای ملتهب را تا حد زیادی آرام کند. به ویژه که خبرهایی از ارسال چشمگیر تجهیزات ماهوارهای به گوش میرسید و روشن بود که امنیت کشور در اولویت قرار گرفته است. مدتها قبل هم البته تجربه قطعی سراسری اینترنت تجربه شده بود که تا این اندازه عمیق و اثرگذار نبود.
وظیفه مسئولان
حالا خبرها نشان میدهد که مذاکرات ایران و آمریکا در دور اول به پایان رسیده و هنوز خبری از پایان ماجرا نیست. یعنی احتمال دارد فضا دوباره تند شود و بر این اساس هنوز نمیتوان برای اتصال اینترنت زمان تعیین کرد و این حرف یعنی حالاحالاها دنیا به کام فیلترشکن فروشهاست. از سوی دیگر قطع بودن اینترنت یک تالی خطرناک دیگر هم دارد. در هنگامهای که اینترنت قطع است، فضای عمومی دوپاره میشود. فضای عمومی کشور در پلتفرمهای داخلی بازتاب دارد اما در شبکههای خارجی این فضا تماما در اختیار دیگران است. قطعی اینترنت یعنی فضای توییتر و تلگرام و اینستاگرام به تمامی در اختیار دیگرانی است که نه تنها با شرایط داخلی کشور آشنا نیستند، بلکه علاقهمندند که بر کاربران خارجی تاثیر بگذارند و کشور را به شکلی که دوست دارند به جهانیان معرفی کنند. در این شرایط پیچیده، مسئولان باید راهحلی منطقی و پایدار معرفی کنند که در آن هم شرایط امنیتی کشور لحاظ شده باشد و هم کاربران اینترنت از این ابزار مهم زندگی محروم نشوند و بیشک راهحل نهایی قطع یکسره آن نیست، بخصوص اگر نزدیک دو ماه باشد. خبر خوبی که روز گذشته منتشر شد این بود که ظاهرا تصمیم گرفته شده که اینترنت بینالملل به صورت پلکانی وصل شود.