به گزارش آرمان ملی آنلاین ؛ حمید حاجاسماعیلی با اشاره به پیامدهای اقتصادی تحولات خلیج فارس که پس از تجاوز ائتلاف آمریکایی صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران روی داد، اظهار داشت: اقدامات راهبردی ایران در تنگه هرمز که پس از این تجاوز روی داد، معادلات انرژی جهان را تغییر داده است و در صورت تداوم شرایط جنگی در این منطقه، اقتصاد اروپا، شرق آسیا و حتی ساختار مالی آمریکا با فشارهای تورمی، رکودی و ارزی جدی مواجه خواهد شد.
وی با یادآوری اینکه مدیریت تنگه هرمز باعث شده برخی اقتصادهای جهانی وارد شرایط دشوارتری شوند و حتی گزارشهایی از کمبود سوخت و تعطیلی برخی مراکز غیرضروری در کشورهای مختلف منتشر شده است، افزود: همیشه جنگ عاملی است که علاوه بر تحولات سیاسی و اجتماعی، آثار مستقیم و گستردهای بر اقتصاد دارد؛ جنگ به دلیل هزینههای بالا و ناامنیهایی که ایجاد میکند، معمولاً بخشهای مختلف اقتصادی را تحت تأثیر قرار میدهد.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: جنگ در خلیج فارس از این جهت اهمیت ویژهای دارد که این منطقه یکی از مهمترین مراکز نقل و انتقال نفت و تأمین انرژی برای کشورهای اروپایی، غربی و حتی شرق آسیاست. آمارها نشان میدهد حدود ۲۰ درصد نفت مصرفی جهان از کشورهای حوزه خلیج فارس ترانزیت میشود و همین موضوع اهمیت راهبردی تنگه هرمز را چند برابر کرده است.
وی یادآور شد: پس از نفت، مسئله گاز و حتی کودهای شیمیایی نیز به این معادله اضافه شده است؛ حوزههایی که سهم بسیار بالایی در اقتصاد جهانی دارند و حتی بسیاری از کشورها و دولتهای منطقه نیز پیشتر بهطور دقیق از میزان اثرگذاری آن آگاه نبودند. سهم گاز و کود در این منطقه بهگونهای است که میتواند تأثیرات عمیقی بر اقتصاد جهانی بگذارد.
ثبات نرخ ها در اقتصاد اهمیت ویژه دارد
حاج اسماعیلی بیان کرد: در اقتصاد، قیمت تمامشده و ثبات نرخها اهمیت زیادی دارد و هرگونه نوسان در این متغیرها میتواند کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. آنچه امروز رخ داده، صرفاً مسئله اقتصادی منطقه نیست، بلکه کل جهان از آن تأثیر پذیرفته است؛ چه در حوزه قیمت نفت و فرآوردههای نفتی، چه در بازار گاز و چه در حوزه مواد غذایی که اکنون افزایش قیمت را تجربه میکنند.
وی افزود: ما پیشتر نمونهای از چنین شرایطی را در دوران همه گیری ویروس کرونا تجربه کردیم. در آن زمان به دلیل اختلال در فعالیتهای اقتصادی و کاهش تولید، تورم جهانی افزایش یافت و سالها طول کشید تا اقتصاد جهانی بتواند به تعادل نسبی بازگردد. حتی امروز نیز آثار تورمی دوران کرونا بهطور کامل از بین نرفته است، زیرا بازسازی تعادل اقتصادی فرآیندی زمانبر است.
این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: آنچه اکنون نگرانی اصلی جهان محسوب میشود، تورمی است که میتواند در نتیجه شرایط جنگی خلیج فارس شکل بگیرد و سالها بر اقتصاد جهانی اثرگذار باشد. طبیعی است که همه کشورها نسبت به این وضعیت نگران باشند؛ زیرا شکلگیری یک تورم گسترده میتواند اقتصاد کشورهای غربی و شرقی را همزمان تحت فشار قرار دهد.
وی افزود: حتی کشورهای تولیدکننده بزرگی مانند کره جنوبی، ژاپن و چین که صادرکنندگان اصلی کالا در جهان هستند نیز به نفت خلیج فارس وابستهاند و بنابراین از این تحولات تأثیر میپذیرند. این موضوع نشان میدهد اتفاقات خلیج فارس اهمیت فوقالعادهای دارد و هرچه این روند ادامه پیدا کند، اقتصاد جهانی بیشتر تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
اقتصادهای پیش رو با خطر رکود مواجه شده اند
حاج اسماعیلی در خصوص پیش بینی بانک آمریکایی جی پی مورگان، ذخایر راهبردی نفت و انرژی آزاد شده حداکثر تا ۲۰ آوریل یعنی کمتر از سه هفته دیگر می تواند به کنترل بهای نفت کمک کند. در این صورت ایا شاهد بازگشت کشورهای مدعی توسعه به عقب نخواهیم بود؟ پاسخ داد: در هفته های نخست کشورهای غربی و آمریکا اقدام به آزادسازی بخشی از ذخایر نفتی خود کردند اما مشاهده شد که قیمت نفت کاهش چشمگیری نداشت و اکنون نیز روند قیمتها دوباره صعودی شده است.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: کشورهایی مانند ژاپن که تقریباً بهطور کامل به نفت خلیج فارس وابسته هستند، ممکن است وارد رکودهای طولانی شوند؛ ویژگی اقتصاد ژاپن این است که اگر وارد دوره رکود شود، احیای آن سالها زمان میبرد. همین وضعیت درباره کره جنوبی نیز صادق است. چین البته به دلیل شبکه گسترده ارتباطات اقتصادی و ظرفیتهای انعطافپذیر خود شرایط متفاوتتری دارد، اما همچنان از تحولات انرژی منطقه تأثیر میپذیرد.
وی اظهار کرد : اروپا نیز اکنون با مشکلات جدی مواجه شده است، زیرا سازوکار اقتصادی کشورهای اروپایی تا حد زیادی به انرژی خلیج فارس وابسته است. این کشورها سهم مهمی در اقتصاد جهانی دارند و هرگونه اختلال در انرژی میتواند رشد اقتصادی آنها را متوقف کند.
حاج اسماعیلی خاطر نشان کرد: در مورد آمریکا نیز باید توجه داشت که اقتصاد این کشور بیش از هر چیز به بازار سرمایه وابسته است. اگرچه آمریکا تولیدکننده نفت است و وابستگی مستقیمی مانند برخی کشورها به خلیج فارس ندارد، اما اقتصاد آن بر پایه بازار بورس و سرمایهگذاریهای مالی اداره میشود. بنابراین، اگر بازارهای مالی آسیب ببینند، اقتصاد آمریکا نیز دچار آسیب جدی خواهد شد.
نگرانی آمریکا دیگر حیثیت نظامی یا سیاسی نیست
این کارشناس اقتصادی گفت: در حال حاضر یکی از نگرانیهای اصلی آمریکا فقط حیثیت سیاسی یا نظامی نیست. دولت فدرال آمریکا حدود ۴۰ تریلیون دلار بدهی دارد و اگر تنشهای خلیج فارس ادامه یابد و ایران تسلط مؤثر خود بر تنگه هرمز را تثبیت کند، تجارت نفت بر پایه دلار ممکن است کاهش یابد. کاهش مبادلات دلاری میتواند ارزش دلار را در اقتصاد جهانی پایین بیاورد. در چنین شرایطی کشورها ممکن است مبادلات ارزی خود را با ارزهای دیگری انجام دهند و این موضوع میتواند موقعیت دلار را تضعیف کند.
حاج اسماعیلی ادامه داد: آمریکا اکنون در یک دوراهی راهبردی قرار گرفته است؛ از یک سو پذیرش شکست برای آن هزینه حیثیتی دارد و از سوی دیگر ادامه تنشها میتواند جایگاه دلار و نفوذ اقتصادی این کشور را در جهان تهدید کند. حتی ممکن است پس از تحولات خلیج فارس، نقش اقتصادی چین بهعنوان یک قدرت بزرگ جهانی بیش از گذشته تثبیت شود.
وی با بیان اینکه ترامپ شخصیت متعادلی ندارد و رویکردهای او بیشتر ماهیت فاشیستی دارد؛ حتی بخش قابلتوجهی از جامعه آمریکا نیز این رویکرد را نمیپذیرد، اظهار داشت: در سطح بینالمللی نیز مشاهده کردهایم که حتی برخی متحدان اروپایی آمریکا نگاه انتقادی و منفی نسبت به او دارند. هدف اصلی تهدیدهای او فشار بر زیرساختهای اقتصادی ایران است.
این تحلیلگر اقتصادی ادامه داد: در چنین شرایطی، در کنار مقاومت و ایجاد بازدارندگی نظامی، فعالسازی دیپلماسی اقتصادی و سیاسی ضروری است زیرا ادامه جنگ میتواند تبعات منفی اقتصادی برای کشورمان به همراه داشته باشد؛ هرچند ایران توان پاسخ متقابل دارد، اما تداوم درگیریها به هر حال هزینههایی را متوجه کشور خواهد کرد.