سودان درگیر فضاسازیهای منطقهای و بینالمللی شده است و مردم مسلمان این کشور شرایط سختی را تجربه میکنند. سودان کشوری بزرگ در شمال آفریقاست که از موقعیت ژئوپلیتیکی بسیار بالایی برخوردار است اما به رغم تمامی این امکانات و وسعت جغرافیایی این کشور در طول چند دهه گذشته و از سال 1956 که سودان استقلال خود را به دست آورد، 14 کودتا در این کشور صورت گرفته و نظامیها در سودان حاکم واقعی هستند. جز در دوره صادق المهدی که وی در یک انتخابات دموکراتیک به پیروزی رسید و دارای نگرشهای اسلامی بود. اخیرا بعد از اینکه سودان به دو بخش شمالی و جنوبی تجزیه شد و رژیم صهیونیستی در سودان جنوبی حضور به عمل آورد، قدرتهای منطقهای و جهانی بار دیگر به فکر افتادند که سودان را تجزیه کنند و این کشور را به بخش دارفور و سودان شمالی تقسیم کنند. در آن زمان عمر البشیر با تجزیه سودان مخالفت کرد اما در همان زمان تجزیه اتفاق افتاد اما بار دیگر در همان دوران فشارها برای تجزیه مجدد سودان آغاز شد اما البشیر بار دیگر مخالفت کرد ولی قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای با مشوقهای کاذب و دادن وعدههای پوچ وی را سرنگون کردند و نظامیها مجدد قدرت را در دست گرفتند. اکنون بخشی از نظامیها در سودان متمایل به رژیم اسرائیل هستند و با قرارداد عادیسازی رابطه با اسرائیل پای صهیونیستها را به سودان کشاندهاند و این مساله باعث درگیری بین نیروهای مسلح سودان شد و اکنون نیروهای مسلح در سودان در دو قطب در حال جنگیدن با یکدیگر هستند و شرایط برای سودانیها بسیار دشوار است و حاکمیت سیاسی بعد از سرنگونی عمرالبشیر که او نیز ژنرال نظامی بود با چالش روبهرو شد و از آن به بعد درگیریها در سودان ادامه داشت. عدهای از نظامیها مخالف عادی سازی رابطه با رژیم هستند. اگر در سودان ثبات باشد اسلامگرایان در این کشور قدرت خواهند گرفت و هدف آمریکا و اسرائیل این است که سودان تضعیف شود تا در این کشور شاهد قدرت قرار گرفتن اسلامگرایان نباشند اکنون موج مهاجرت از سودان آغاز شده به گونهای که هزاران نفر از سودانیها به چاد که کشوری فقیر است مهاجرت کردند. این موارد نشان میدهد احتمالا درگیریها در سودان ثبات در کشورهای اطراف را هم نشانه گرفته است