در برخی از کشورها حتی کشورهای غیرمسلمان هم این حق برای زنان در نظر گرفته شده است که برای رفت و آمد روزانه خود در مترو و اتوبوس در یک فضای مستقل بنشینند اما در ایران به محض اینکه در این ارتباط تصمیم گرفته میشود، شاهد واکنشهایی از سوی برخی هستیم. برخی از اول انقلاب حساسیتهایی در مورد حضور بانوان در سطح جامعه داشتند. خصوصا از زمانی که ستاد امر به معروف در دو دهه قبل شکل گرفت، این افراد احساس کردند باید هر روز ایدهای بپردازند اما توجه نداشتند در جامعهای که زنان نسبت به حقوق و سهم خود در مراکز علمی، مدیریت، ورزش و.. حساس هستند بهراحتی اجازه داده نمیشود که در مورد حضور آنها در جامعه تصمیم گیری شوند. روزگاری زنان را از بسیاری از رشتههای ورزشی حذف کرده بودند اما باتلاش آنها تمامی این محدودیتها برداشته شد. زنان محکم بر سر حقوق قانونی خود ایستادند تا اینکه امروز حدود 7میلیون بانوی دانشگاه رفته در ایران زندگی میکنند و 67 درصد دانشجویان کشور در دانشگاهها را بانوان تشکیل میدهند. وضعیت به جایی رسیده است که این حجم از زنان تحصیلکرده باید سهمی در امورات مختلف داشته باشند. نگاهی به جایگاه بانوان در سمتهای مدیریتی نشان میدهد تعداد بانوان مدیر و حتی کارمندان زن بسیار کم هستند. البته بودند دولتهایی که در زمینه افزایش سهم زنان در امورات مهم کشور تصمیم گرفتند اما برخی در دولت احمدینژاد در برابر اقداماتی که برای سهم دادن به زنان صورت گرفته بود ایستادند و آن روند را متوقف کردند و دم از تفکیک جنسیتی در ادارات میزدند. در آن زمان بود که مردم در برابر این تفکر شایع کردند که در این دولت حتی قصد دارند که خیابانها را دیوار بکشند. برخی هر فرصتی پیدا میکنند به دنبال اجرای چنین اندیشههایی هستند. در همین شهرداری تهران در دوره ششم دم از جدا سازی بخش بانوان و آقایان زدند. به طوری که برخی نسبت به برخی تصمیمات در حوزه جدا سازی بین واگن زنان و مردان در مترو به رغم اینکه این مساله امری حقوقی است و زنان حق دارند در محیطی امن حضور داشته باشند، واکنش نشان میدهند.