مهمترین نقاط قوت و ضعف دولت رئیسی را در بیست ماه گذشته چه میدانید؟ چرا رئیسی موفق نشد به برخی از وعدههای مهمی که به مردم در انتخابات داده بود عمل کند؟
همه دولتهایی که تاکنون روی کار آمدهاند نتوانستهاند وعدههای خود را عملیاتی کنند. دلیل این موضوع نیز این است که تحلیل صحیحی از شرایط کشور در زمینههای مختلف نداشتهاند. همین عامل باعث شده که گمان کنند شعارهایی که به مردم میدهند محقق خواهد شد. نکته دیگر اینکه برخی از این شعارها بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا عملیاتی. واقعیت این است که ملاک موفقیت یک کشور در بخش اقتصادی است. این در حالی است که اقتصاد ما دولتی است و دولتهایی که روی کار میآیند نیز تلاش نمیکنند از وضعیت اقتصاد دولتی خارج شویم. اقتصاد هر کشور نیازمند زیرساختهای مختلفی در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و روابط بینالملل است. به همین دلیل نیز اگر ما به دنبال توسعه هستیم باید زمینهها را برای شکل گیری یک اقتصاد کارآمد فراهم کنیم. اغلب دولتهایی که روی کار آمدهاند در زمینه اقتصادی به جای توجه به زیرساختها به روزمرگی افتادهاند و تنها به فکر مرتفع کردن دغدغههای روزمرگی بودهاند. نکته مهمتر رویکرد سلیقهای در مدیریت اقتصادی کشور است. مقام معظم رهبری بارها تأکید کردهاند که اقتصاد یک علم است و باید به صورت تخصصی به آن نگاه شود. از سوی دیگر
اقتصاد ایران یک اقتصاد دستوری و سیاسی است. کشور ما دارای ظرفیتهایی زیادی در زمینههای مختلف و به خصوص اقتصادی است که ما هنوز نتوانستهایم به خوبی از آنها استفاده کنیم. وضعیت موجود کشور نتیجه اقتصاد دستوری است. به عنوان مثال وزیر کار و رفاه اجتماعی عنوان میکند ما به کارخانهها گفتهایم15 درصد تولیدات خود را افزایش بدهند. سوال این است که این افزایش تولید قرار است با چه سازوکاری صورت بگیرد؟مگر با دستور میتوان تولید کارخانهها را افزایش داد؟ اگر قرار بود براساس دستور به نتیجه برسیم تاکنون باید بسیاری از دستورها به نتیجه میرسیده است.
چرا دولت رئیسی که از حمایت نهادهای مختلف حاکمیت برخوردار است و شرایط تصمیم گیری بهتری داشت از اقتصاد دستوری به سمت اقتصاد علمی حرکت نکرد؟
در قانون اساسی اقتصاد کشور به سه بخش اقتصاد دولتی، خصوصی و تعاونی تقسیم شده است. این در حالی است که ما نتوانستهایم به سمتی حرکت کنیم که آنچه در قانون اساسی آمده است را محقق کنیم. چرا ما هنوز نتوانستهایم در زمینه بخش خصوصی و تعاونی با قدرت عمل کنیم به شکلی که مواهب آن به اقتصاد کشور برسد. امروز دانش فنی به مراتب از تولید کالا ارزش افزوده بیشتری دارد. امروز کشورهایی در جهان وجود دارند که منابعی ندارند اما در حال تولید دانش هستند و از این طریق ارتزاق میکنند و اقتصاد خود را به سمت پویایی سوق میدهند. سیاست زمانی میتواند به اقتصاد کمک کند که سبب رشد و پویایی اقتصاد شود. اینکه ما با یک کشور توافق کنیم به معنای جذب سرمایهگذاری خارجی نیست. سرمایهگذاری خارجی زمانی صورت میگیرد که سرمایهگذار به این نتیجه برسد که از طریق این سرمایهگذاری به ثروت دست خواهد یافت. دولت رئیسی نیز در چرخه اقتصاد دستوری گرفتار شده است. به همین دلیل نیز گمان میکنند باید با جراحی اقتصادی به نتیجه رسید. جراحی اقتصادی در مقاطعی لازم است اما باید در مرحله نخست زیرساختهای کشور را محکم کرد. نمیتوان بیمحابا و بدون داشتن متخصصان در
زمینههای مختلف دست به جراحی اقتصادی زد.
آیا جراحیهای اقتصادی که در دولت رئیسی صورت گرفت توانست شاخصهای اقتصادی را تغییر دهد؟
وزیر اقتصاد و سخنگوی دولت عنوان کردند نتیجه جراحیهای اقتصادی دولت را در چهار ماه آینده باید مشاهده کرد. ما امیدواریم این اتفاق رخ بدهد و تصمیماتی که دولت گرفته همراه با نتایج مثبتی باشد. نمیتوان با آزمون و خطا کشور را مدیریت کرد. ما مشاهده کردیم که دولت در زمینههای مختلف و به خصوص در زمینه انتخاب مدیران ارشد و میانی در حال آزمون و خطا بوده است. آزمون و خطا یکی از چالشهای اصلی دولت است و به همین دلیل ما باید مراقب پیامدهای احتمالی آن باشیم. لزوم حضور مدیران متخصص و متعهد در مدیریت کشور یک واقعیت انکار ناپذیر است. در دهه1390 ما تنها 2 درصد سرمایهگذاری خارجی داشتهایم که آمار ضعیفی است. ما همواره عنوان کردهایم از دولت آقای رئیسی حمایت میکنیم و در آینده نیز حمایت خواهیم کرد اما این موضوع باعث نمیشود که چشم خود را روی نقایص و اشتباهات دولت ببندیم و انتقاد نکنیم. قرار نیست با عینک جناحی و جریانی به موضوع نگاه کنیم. هیچ دولتی نمیتواند مدعی شود که هیچ عیب و نقصی ندارد و همه دولتها دارای نواقص و کمبودهایی هستند. در چنین شرایطی باید با انتقاد سازنده دولت را به مسیر صحیح هدایت کرد. قطار پیشرفت در کشور راه
افتاده اما اقتصاد دستوری مرتب ترمز این قطار را میکشد و اجازه نمیدهد به مسیر خود ادامه بدهد.
چرا تیم اقتصادی دولت برای این چالش یک راه حل پیدا نمیکند؟
واقعیت این است که تیم اقتصادی دولت به شکلی که ما انتظار داشتیم از افراد قوی و تأثیرگذار تشکیل نشده است. امروز ما مشاهده میکنیم که سه وزیر اقتصادی دولت یعنی وزیر کار و رفاه اجتماعی، کشاورزی و صمت با انتقادات زیادی مواجه بودهاند به شکلی که دو وزیر تغییر کرده و یک وزیر دیگر نیز در آستانه تغییر قرار گرفته است. این در حالی است که شاکله اصلی اقتصاد کشور در همین سه حوزه قرار داشته است. این رویکرد دولت مورد انتقاد است. جوانگرایی در مدیریت کشور اتفاق خوبی است اما قرار نیست باتجربهها و کسانی که از پول بیتالمال تجربه اندوزی کردهاند را کنار گذاشت. از سوی دیگر با جناح بندی و نگاه سلیقهای نیروهای متعهد و متخصص را کنار بگذاریم. وجود مدیران متخصص و متعهد لازمه پیشرفت کشور است. مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود خواستار هم افزایی قوای سه گانه و دوری از حواشی شدند. به همین دلیل همه ظرفیتهای موجود در قوا و به خصوص ظرفیتهای انسانی باید به بهبود وضعیت کشور کمک کنند. برخی افراد که امروز به وزیر تبدیل شدهاند سابقه مدیریت یک اداره را نیز نداشتهاند. نباید به شرایط به شکلی باشد که کارشناسان آینده خود را روشن نبینند. مغز
متفکر و راهبردی وزارتخانهها نیروی انسانی آنهاست. به همین دلیل توانایی نیروی انسانی در ابعاد مختلف سازمانی موضوع مهمی است که ما آن را فراموش کردهایم. در شرایط کنونی برخی از کشورهای جهان هنوز با چالش کرونا مواجه هستند و برخی از مردم این کشورها به دلیل کرونا جان خود را از دست میدهند. این در حالی است که عملکرد دولت آقای رئیسی در این زمینه خوب بوده است. از سوی دیگر ذخیره ارزی صندوق بینالملل در شرایط خوبی قرار دارد. فروش نفت نیز در دولت وجود داشته اما به اندازهای در گذشته چالش ایجاد شده که عبور کردن از این چالشها کار سادهای نیست. ما باید محاسن و معایب دولت را با هم در نظر بگیریم. نکته مهم در این زمینه این است که تا زمانی که هدف و برنامه داشته باشیم اما از نیروی متخصص و متعهد بهره نبریم آب در هاون میکوبیم.
به نظر میرسد آقای رئیسی به این نتیجه رسیده که برخی از وزرا و مدیران ارشد از توانایی کافی برخوردار نیستند و به همین دلیل دست به تغییر زده است. آیا این تغییرات را کافی میدانید یا فکر میکنید باید تغییرات بیشتری در دولت صورت بگیرد؟
در شرایط کنونی با سونامی مدیریتی مواجه هستیم. امروز جامعه ما با مشکل مدیریتی مواجه است و به همین دلیل در مرحله نخست باید این مشکل را حل کنیم. این سونامی مدیریتی تنها در دولت آقای رئیسی وجود نداشته، بلکه در دولتهای دیگر نیز همین وضعیت وجود داشته است. برخی مدیران با حضور در دولت برای خود رزومه درست کردند و بدون عملکرد قابل دفاع خود را مدیر باتجربه معرفی کردند. نمونه این مدیران در دولت آقای روحانی وجود داشت که عملکرد قابل قبولی از خود ارائه ندادند، اما رزومه برای خود ایجاد کردند. بدون تردید برای توسعه کشور نمیتوان روی چنین مدیرانی حساب کرد. برای توسعه کشور باید از انرژی و تفکر مدیران جوان و تجربه مدیران باتجربه که درگذشته کارنامه موفقی داشتهاند استفاده کرد. اگر قرار است تحولی در کشور به وجود بیاید نباید یک وزیر برود و وزیر دیگری روی کار بیاید که از وزیر قبلی ضعیفتر باشد. نام این اتفاق تحول نیست. نباید با چنین رویکردی برای دولتها هزینه تراشی کنیم. نباید با آدرس غلط دادن برخی افراد را برای مسئولیتهای مهم انتخاب کنیم. این رویکرد برای کشور هزینه دارد. از همه مهمتر اینکه نباید در تصمیم گیریها آزمون و خطا
داشته باشیم. آزمون و خطا به معنای عامل ترمزکننده در مسیر پیشرفت کشور است. مدیریت یک علم است که این علم را باید هنرمندانه اجرا کنیم. برخی تنها در زمینه مدیریت تحصیلکردهاند اما از هنر مدیریت برخوردار نیستند. ما به مدیرانی نیازمندیم که تصمیم گیریهایی انجام بدهند که این تصمیم گیریها مبتنی بر یک فرایند منطقی برای توسعه باشد.