سیاست خارجی هر کشوری در امتداد سیاستهای داخلی است، اما در عین حال به نظر میرسد که ایران یک تجدید نظر کلی در سیاست خارجی خود انجام داده است که میتوان گمانهزنیهایی در این زمینه مطرح کرد که چرا این تجدید نظر انجام شده است. اما در ارتباط با منطقهگرایی و سیاستهای منطقهای یکی از اهداف عمده سیاست خارجی ایران به ویژه دولت سیزدهم این بوده که یک روابط عمده و خوبی با کشورهای همسایه و مسلمان داشته باشیم. بنابر این به نظر میآید که ما اگر بخواهیم با همین بضاعت منابع ملی که داریم با توجه به تحریمها به کار توسعه خودمان نیز برسیم در واقع به یک دنیای به دور از تنش نیاز داریم یک سیاست خارجی که بتواند آرامش را در خارج از مرزهای کشورمان خصوصا در منطقه به ارمغان بیاورد. لذا این لازمه توسعه هر کشوری است. خصوصا کشوری که منابع ملی محدودی دارد و در ضمن دچار تحریمهایی شده که به راحتی نمیتواند با دنیای خارج داد و ستد کند. این جزو ملزومات سیاست خارجی کشوری است که بخواهد در راه توسعه و... قدم بردارد و در خارج از مرزهای خود به یک آرامشی دست پیدا کند که بتواند به کارهای خود برسد. اما حال اینکه که چرا ایران در این مرحله آمده و یک تجدید نظر کلی در سیاست خارجی خود کرده تا حدودی به یکسری ضروریات بازمیگردد. ایران خواهناخواه یکسری جهت گیری خاصی در سیاست خارجی خود داشته و اینکه نفوذ منطقهای خود را در عراق، سوریه، لبنان و... حفظ کند. حال یک دشمنی هم با رژیم صهیونیستی به عنوان دشمنی که مرتب در امور ایران کارشکنی میکند هستیم. لذا صهیونیستها سیاستی تهاجمی علیه ایران در پیش گرفتهاند. چنانکه روابط خوبی با عربستان، امارات، بحرین و... برقرار کرده و این نفوذ را به صورت گاز انبری به همسایگان شمالی ایران نیز سرایت داده، با آذربایجان سفیر مبادله کردند و رفت و آمد دارند و در مسائل امنیتی نیز نشستهایی دارند. لذا با وجود این تهاجم سیاسی و دیپلماتیک که صهیونیستها پیش گرفتهاند ایران نیز ضرورت دیده تا روابط خود را با کشورهای همسایه خصوصا کشورهای حوزه خلیج فارس بهبود ببخشد. برای همین امر نیز در احیای روابط با عربستان سعودی پس از 7 سال واسطهگری چین را پذیرفت. به زودی نیز روابط دیپلماتیک برقرار و سفارتخانههای دو کشور باز خواهد شد. همینطور با امارات به گونهای روابط بهتر میشود و این امکان وجود دارد که با بحرین و امارات نیز مستقیم یا با واسطه ارتباطات برقرار شود. بنابر این یک ضرورتی هم ایجاب میکرد که ایران روابط دیپلماتیک خود را با حوزه خلیج فارس برقرار کند. همینطور در ارتباط با افغانستان نیز باید این روابط منطقهای را تقویت شده ببینیم. ایران در خصوص افغانستان واقع گرایی را در پیش گرفت به جای اینکه بر مسائل دیگری پافشاری کند سعی شده تا طالبان را به نحوی رفتار نماید که در مرزهای شرقی کشورمان امنیت برقرار شود و خیال جمهوری اسلامی ایران از مرزهای شرقی راحت باشد. بنابراین آنچه که اتفاق میافتد این است که ایران ضرورت دید با توجه به اینکه میخواهد در جهت توسعه، پیشرفت و منافع ملی خود حرکت کند لازم بود که آرامش را در حوزه خلیج فارس برقرارکند که خیال چینیها و آنهایی که میخواهند در ایران سرمایهگذاری کنند راحت شود که امنیت دراز مدتی در حوزه خلیج فارس خواهیم داشت.