گمانهزنیها درباره طرح برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای استیضاح وزیر خارجه جمهوری اسلامی با افزایش انتقادها از عملکرد دستگاه دیپلماسی قوت گرفته است. شماری از نمایندگان مجلس انتقاداتی از وزیر خارجه در خصوص قطع جریان آب رودخانه هیرمند از سوی طالبان افغانستان، تهدیدهای الهام علیاف، رئیسجمهوری آذربایجان علیه ایران و متوقف شدن روند مذاکرات هستهای مطرح کردهاند. با اینکه استیضاح وزرا و نظارت بر عملکرد دستگاههای دولتی حق قانونی نمایندگان است اما وزیر خارجه قطعا مسئول رفتار تهاجمی برخی مقامات کشورهای خارجی نیست. سقوط دولت منتخب اشرفغنی و به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان معلول یک سلسله توافقات پشتپرده و سالها مذاکره بین این مجموعه و آمریکا در دوحه قطر بوده و ایران راهی غیر از تعامل همراه با بدبینی و احتیاط با طالبان ندارد. هدف اصلی آمریکا از ایجاد هرج ومرج وسرنگونی دولت سابق اشرفغنی درافغانستان سپردن قدرت به طالبان بود که در واقع نوعی کودتای «موتورسیکلتی» تلقی میشود. هدف بعدی آمریکا از تعامل با طالبان شکل گیری یک مجموعه حاکمیتی مزاحم در افغانستان برای ایران بود اما دستگاه دیپلماسی با هوشمندی مناسبات کاملا احتیاط آمیزی را با این مجموعه برقرار کرد. تعیین یک نماینده تام الاختیار از سوی رئیسجمهوری اسلامی ایران بااختیارات تام در افغانستان یک اقدام هوشمندانه از سوی رئیسجمهوری و دستگاه دیپلماسی بود. اما اقدامات تحریک آمیز طالبان در مرزهای شرقی و قطع حقابه ایران از رودخانه هیرمند که استان سیستان وبلوچستان را با کمآبی و یک چالش جدی مواجه ساخته قطعا با هماهنگی آمریکا صورت گرفته است. در خصوص تهدیدات مکرر الهام علیاف، رئیسجمهوری آذربایجان قطعا آمریکا و رژیم صهیونیستی در تشویق علیاف برای بحرانسازی علیه ایران نقش دارند. در حقیقت رئیسجمهوری آذربایجان بدون توجه به ترکیب جمعیتی و حجم جغرافیایی کشور خود همان رفتاری را در برابر ایران در پیش گرفته که صدام حسین، دیکتاتور معدوم عراق در اوائل پیروزی انقلاب اسلامی علیه ایران در پیش گرفته بود. وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران رفتاری کاملا هوشمندانه در برابر تهدیدات الهام علیاف در پیش گرفت تا از بروز یک درگیری ناخواسته بین تهران و باکو جلوگیری کند. در خصوص توقف مذاکرات در وین نیز 3 کشور اروپایی انگلیس، فرانسه وآلمان ضمن پیروی از سیاستهای آمریکا ثابت کردند که طرفهای قابل اعتمادی نیستند ودر پی زیادهخواهی از ایران هستند. در چنین فضایی امکان هرگونه مانور سیاسی در راستای پیشبرد روند مذاکرات وین برای دستگاه دیپلماسی و شخص وزیر خارجه باقی نمیماند. از سوی دیگر وزیر خارجه و دستگاه دیپلماسی ایران در ایجاد همگرایی بین ایران و برخی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس عملکردی کاملا موفق داشتهاند. اما اینکه همه مشکلات و ناکامیهای سیاسی متوجه شخص وزیر خارجه شود دراین شرایط زمانی خاص به سود کشور نیست و استیضاح وزیر خارجه که از تمام توان خود برای عملیاتی کردن سیاستهای کلان کشور استفاده کرد قابل توجیه نیست. آقای حسین امیرعبداللهیان ثابت کرده که یک دیپلمات حرفهای، کم حاشیه و واقع نگر است که طی دو سال اخیر موفق شده گامهای کاملا محکم و سازندهای را برای حل مناقشات ایران با برخی کشورهای منطقه بردارد. لذا هرچند استیضاح این وزیر ممکن است در حد یک شایعه باقی بماند اما طرح چنین شایعاتی فضای تعامل وزارت خارجه با جامعه جهانی را تحت تاثیر قرار خواهد داد.