بیش از یک سال از دستور اجرای مقررات نسخه الکترونیکی یعنی حذف نسخه کاغذی و درج نسخ و دستورات پزشکان در سامانه طراحی شده توسط وزارت بهداشت ودرمان وآموزش پزشکی میگذرد. آنچه عملا اتفاق افتاده این مقررات در مراکز درمانی وابسته به دولت ونهادهای عمومی در حال اجرا است اما توسط پزشکان ومراکز درمانی بخش خصوصی به صورت دلبخواهی اجرا میشود و بسیاری از پزشکان هیچ احساس مسئولیتی برای اجرای آن نمیکنند، حداکثر روی نسخه کاغذی شماره کارت ملی بیمار را مینویسند و میگویند این برای دستگاه بیمهگر است در حالی که درج شماره کارت ملی هیچ ارزشی برای دستگاه بیمهگر ندارد وقتی بیمار به داروخانهها و آزمایشگاههای تشخیصی و عکسبرداری و پاراکلینیکها مراجعه میکند با این پاسخ مواجه میشود، فقط در صورت ثبت دستورات پزشک در سامانه نسخه الکترونیکی و ارائه کد ثبت شده هزینه نسخه به صورت بیمه محاسبه میشود در غیر این صورت بیمار باید به صورت آزاد کل هزینه نسخه یا آزمایشگاه و خدمت درمانی دریافتی را پرداخت کند و بیمار هم چارهای جز پرداخت نقدی به قیمت آزاد ندارد. وقتی با یکی از پزشکان در مورد این مشکل صحبت میکردم ایشان پاسخ داد پزشک باید
تمرکز و توجهاش به معاینه، تشخیص بیماری و تعیین دارو برای معالجه بیمار باشد نه آنکه برای ورود به سامانه ثبت نسخه وزارت بهداشت وقت بگذارد آن هم که دائم قطع میشود یا اینترنت نداریم. ایشان میگفت پزشک باید طبق معمول نسخه را روی کاغذ بنویسد و شماره کدملی بیمار را هم درج کند، وظیفه داروخانه یا هر مرکز تشخیصی است که در سیستم وضعیت و نوع بیمه بیمار را کنترل کند و مطابق آن هزینه را از بیمار اخذ کند. اگر با داروخانهها و غیره هم صحبت کنیم برای خودشان حرفهایی دارند که باید شنیده شود و ارزیابی گردد و سیستم اصلاح شود یا مقررات مطابق واقعیتها مورد بازبینی قرار گیرد. موضوع بسیار با اهمیت این است که تکلیف مردم چیست آیا برخی از پزشکان میتوانند هرطور دلشان خواست عمل کنند؟ آیا وزارت بهداشت اختیاری ندارد؟ اگر دارد چرا عمل نمیکند؟ اگر نیاز به قانون دارند بروند قانونش را بنویسند و به مجلس بدهند تا تصویب کند. بررسی شود که در سایر کشورها چگونه عمل میشود بالاخره ما باید از تجارب دیگر کشورها استفاده کنیم، ببینیم دنیا چه میکند و چگونه این موضوع را حل کردهاند. سوالی که پیش میآید این است، مسئولیت وزارت بهداشت و سازمان
نظام پزشکی چیست؟ چرا موضوعی به این مهمی که همه بیمه شدگان یعنی کارگران وکارمندانی با آن مواجه هستند و درحالی که در شرایط بسیار سخت اقتصادی زندگی میکنند باید تاوان اجرای مقرراتی را بدهند که هیچکس خود را در مقابل آن مسئول نمیداند و پاسخگو نیست آیا اجحافی از این بالاتر میشود که کارگران و کارمندان و همه بیمه شدگان هر ماه هزینههای بیمهای را پرداخت میکنند ولی در زمان بیماری از حقشان که برخورداری از مقررات و تسهیلات بیمههای درمانی است محروم هستند و باید هزینههای درمانیشان را به صورت آزاد پرداخت کنند چرا وزارت بهداشت این موضوع مهم را مورد رسیدگی و ارزیابی قرار نمیدهد و به وظیفه نظارتیاش عمل نمیکند؟ آیا اجحافی از این بالاتر وجود دارد؟ پاسخ وزارت بهداشت و شرکتهای بیمهگر چیست؟ برای اصلاح این مقررات چه اقدامی انجام شده است و نتیجه آن چیست؟ مردم باید چه بکنند؟ حداقل متولیان بیایند در یک برنامه تلویزیونی شرکت کنند موضوع را برای مردم باز کنند و توضیح دهند تا بیمه شدگان بدانند تکلیفشان چیست وچگونه باید از حقشان بهرهمند شوند.
از دستگاههای نظارتی انتظار میرود به این موضوع بسیار مهم که اکثریت مطلق جامعه با آن درگیر هستند ورود پیدا کنند؟ راهکار بدهند و از حقوق عامه دفاع کنند.