واقعیت این است که شاهدیم سیاست نزدیک شدن به همسایهها نتیجه داده هرچند سه دور از مذاکرات ایران و عربستان در دولت قبل صورت گرفته و دو دور در دولت آقای رئیسی و هر پنج دور در عراق بود ولی با وساطت و نقشآفرینی چین که میخواست خلیجفارس یک دوره باثبات را تجربه کند، به خاطر اینکه بالاخره چین عمده نفت مصرفیاش از کشورهای عراق، عربستان سعودی و ایران است و این ثبات در خلیج فارس میتواند امنیت انرژی را برای چین تثبیت کند. به همین دلیل عملا از اعتبار خودش در نزد ایران و عربستان استفاده کرد و توانست بعد از 7 سال و پنج دور مذاکرات قبلی که انجام شده بود، در دور ششم این مذاکرات را به نتیجه برساند. البته قطعا خواست ایران و عربستان بود ولی نقش چین را نمیتوان نادیده گرفت و تاثیرگذاریاش در به نتیجه رسیدن این مذاکرات و حل و فصل نهایی اختلافات که یک امتیاز مثبت برای چین بود بهخصوص که موقعیت این کشور را در رقابتی که با آمریکا داشت تقویت کرد. ایران بلافاصله عادیسازی مناسبات خود را با بحرین و امارات هم ادامه داد البته امارات را از قبل شروع کرده بود ولی بحرین بعد از عربستان سعودی بود و همچنین بحث مذاکراتی که الان در یمن در جریان است و قرار است عربستان سعودی پایان جنگ در یمن را اعلام کند، نتایج همین مذاکراتی است که بین ایران و عربستان انجام شده و به نظر میرسد تاثیرگذاریاش در تقویت موقعیت ایران در برجام هم مثبت است و اینکه هرقدر ایران مشکلاتش با همسایگانش کمتر باشد در موضع منطقهای به عنوان یک قدرت منطقهای تاثیر مثبت دارد و از این جهت به نظر میرسد اگر مذاکرات با آژانس به نتیجه برسد در دور بعدی که با 1+4 یا 1+5 در آن وضعیت دست ایران پرتر خواهد بود. ایرانی که مشکلاتش را با کشورهای حوزه خلیج فارس حل و فصل کرده است. از طرفی گفتوگوهای تلفنی آقای امیرعبداللهیان با وزیر خارجه آذربایجان هم اقدام مثبتی بوده چون این اقدام هم کمک میکند نقشه اسرائیلیها برای درگیر کردن ایران در جنگ ناخواسته در بخش آذربایجان و ارمنستان بینتیجه بماند و حداقل آقای امیرعبداللهیان در این گفتوگو حتما حجت را با طرف آذربایجان تمام کرده که ایران مایل نیست وارد جنگ شود و دنبال جنگیدن نیست و خواهان روابط دوستانه با همسایههاست ولی به این معنا نیست که از مرز تاریخی بین ایران و ارمنستان بگذرد و قطعا اگر مرز ایران با ارمنستان مخدوش شود با همه امکانات خواهد ایستاد. با این مجموعه مولفههایی که در ارتباط با همسایگان بیان شد، به نظر میرسد الان موقعیت ایران نسبت به اسفند سال 1400 که مذاکرات با 1+5 عملا متوقف شده بود، بهتر است. از طرفی آمریکاییها دنبال این هستند که توافق موقتی با ایران انجام دهند یعنی ایران بپذیرد که غنیسازی 60 درصد را متوقف کند و در ازایش آمریکاییها بخشی از داراییهای بلوکه شده ایران که بیشتر منظور 7میلیارد بلوکه شده در کره جنوبی است را آزاد کند ولی بعید به نظر میرسد دولت ایران قبول کند چون میخواهد مشخصا یک توافق باثبات داشته باشد تا سرمایهگذاران برای سرمایهگذاری اعتماد داشته باشند و بدانند که نسبت به آینده تشکیکی وجود ندارد بنابراین تن دادن به یک توافق موقت اگرچه میتواند اقتصاد ما را مثبت کند ولی نتایج آن خیلی کوتاه مدت است و نمیتوان روی آن حساب کرد. بنابراین دولت ایران توافق موقت را نپذیرد اما پیشبینی این است که باید تکلیف مذاکرات ما با آژانس تا خردادماه مشخص شود و به سوالات ما با آژانس پاسخ داده شود. اگر در این بخش ایران موفق شود که مشکل خود را با آژانس حل کند احتمال قریب به یقین آمریکاییها مذاکرات را شروع خواهند کرد چون دیگر بهانهای برای به تاخیر انداختن مذاکرات ندارند و اینجاست که باید ببینیم به سمت چه توافقی خواهند رفت و پیشبینی اینکه چه توافقی شکل میگیرد، مشکل است یا اصلا شکل میگیرد یا نه؟ ولی به هر حال به نظر میرسد که شروع مذاکرات منوط به حل مشکل ما با آژانس است.