یکی از نیازهای مهم انسانها در زندگی اجتماعی،احساس رضایت از زندگی، سرخوشی و سر زندگی است. انسانهایی که احساس مفید بودن میکنند و میتوانند در برنامههای اجتماعی مشارکت داشته باشند و تاثیرگذار هم باشند، میتوانند دربرآورده شدن این نیاز مهم موفقیت داشته باشند. البته هستند انسانهای بزرگی که در مقاطعی از زندگی در عرصههایی کاری خود بسیار تاثیرگذار بودند ولی ممکن است همین انسانهای بزرگ و موفق در مقاطعی از زندگی خود، در مقطع دیگری بنا به دلایل مختلف چنین موفقیتی را احساس نکنند و رضایت از زندگی خودشان کمتر و کمتر شود. معمولا چنین افرادی در این زمانها بیش از هر زمانی نیاز به توجه دارند تا احساس تنهایی نکنند. گاهی اوقات افراد مشهور و شناخته شده و به نظر همه ما انسانهای موفق در حوزه کاریشان که ممکن است خاطرات خوبی هم از آنها داشته باشیم ولی وقتی از نزدیک با زندگیشان آشنا می شویم، ممکن است احساس تنهایی زیادی داشته باشند. فراموش نکنیم که یکی از نیازهای بشر وجود ارتباط با دیگران است. در راستای این ارتباط است که افراد میتوانند به هم مهر بورزند، محبت کنند و از حال هم خبر داشته باشند. متاسفانه امروزه بنا به دلایل مختلف از جمله گسترش تکنولوژی، تغییر ساختار خانوادهها و ارتباطات مردم در محلهها، مشغلههای فراوان فرصت دیدارهای چهره به چهره کم شده است و همین موضوع باعث شده دوری فیزیکی که نتیجهاش دوری عاطفی نیز میتواند باشد در جامعه بیشتر شود. فقر محبت بین مردم و حتی خانوادهها و احساس تنهایی اجتماعی که امروزه یکی از نگرانیهای جدی محسوب میشود نیز موضوع جدی است که نباید از آن غافل شویم. چرا که در این صورت که افراد احساس تنهایی میکنند احتمال آسیبپذیرشان در ابعاد سلامت روانی- اجتماعی بیشتر شود. تاملی بر برخی آمارهای ارائه شده توسط وزارت بهداشت در چند سال اخیر گویای آمار قابل توجه افراد دارای اختلالات روانی است که قبلا این درصد شیوه بین 23 تا 25 درصد اعلام شده بود و آخرین آماری که منتشر شده بود حدود 29 درصد بود که بسیار نگران کنندهتر شده است. بعد از تجربه بحران کرونا و مشکلات اقتصادی و اتفاقاتی که در کشور افتاده است حتی نهادها و تشکلهای حوزه روانشناسی هم بارها از سونامی این موضوع در جامعه سخن به میان میآورند. بدون شک جامعهای که در حوزههای سلامت روانی- اجتماعی اینگونه تهدید میشود آبستن پذیرش اتفاقات تلختر هم باید باشد که از جمله آنها میتوان به اقدام به خودکشی، گرایش به سوء مصرف مواد مخدر و روانگردانها، الکل و... اشاره کرد. نگرانی من به عنوان یک مددکار اجتماعی که بارها وبارها هم درباره آن نوشتهام و گفتهام این است که ارتقای سلامت روانی اجتماعی باید در کشور جدی گرفته شود در غیر این صورت باید هرساله شاهد پیامدهای منفی این غفلت باشیم. گرچه لازم است اشاره کنم که تاثیر عوامل و شرایط اقتصادی، فرهنگی و حتی سیاسی را در افزایش یا کاهش شاخصهای سلامت روانی اجتماعی نباید نادیده گرفته شود.