دولت سیزدهم از ابتدای مسیر اعلام کرد که سیاست منطقهای خود را در نگاه به کشورهای همسایه بر اساس حسن همجواری قرارداده و در نظر دارد که در طول دوره چهار ساله خود با کشورهای همسایه وارد تعامل و برقراری رابطه و افزایش سطح مناسبات شود. دولت یک مسیر دیگر را هم برای خود اتخاذ کرد، مسیر نگاه به شرق که بر اساس شواهد عضویت ایران در شانگهای و برقراری رابطه با عربستان و افزایش سطح روابط با کشورهای منطقه نشان میدهد که این وعدههای دولت تحقق یافته است. نکات مهمی در اینجا قابل ذکر است و آن اینکه جمهوری اسلامی ایران سیاست نه شرقی و نه غربی را از ابتدا در دستور کار خود قرار داده است. از این جهت دولت نباید در سیاست نگاه به شرق، آنقدر به شرق بنگرد که شعار سیاست خارجی ایران به فراموشی سپرده شود. در نتیجه باید تعادلی در نگاه به جهان ایجاد کرد. نگاه به شرق به معنای آن است که شرق میتواند به ایران کمک کند که در برابر هژمونی غرب ایستادگی کند. اگر قرار باشد هژمونی شرق جایگزین هژمونی غرب شود، این مورد نقض غرض است و دقت در این زمینه از سوی دستگاه سیاست خارجی امری لازم و ضروری است . ایران باید تلاش کند با قدرت دیپلماسی با شرق و غرب دنیا در ارتباط باشد و چنین موقعیتی به منظور افزایش ضریب توسعه داخلی استفاده کند. اینکه دولت صرفا در حد نشست و برخاست و برقراری روابط دیپلماتیک در سطح نشستها و اجلاسها اقدام کند، این گونه سیاست خارجی نمیتواند تاثیری بر وضعیت اقتصادی کشور داشته باشد. شاید چنین دیپلماسی که از سوی دولت مورد پیگیری قرار گرفته بیش از ایران برای اقتصاد طرفهای مقابل سود داشته باشد. چنانچه میبینیم عراق از موقعیت اقتصادی ایران استفاده میکند و ایران کمتر میتواند از بازار عراق به نفع خود سود ببرد. از این منظر باید تعریفی در دیپلماسی اقتصادی دولت صورت بگیرد. دولت سیزدهم در برقراری رابطه با کشورهای مختلف از جمله عضویت در شانگهای و حضور در اجلاسهای مختلف اقتصادی توانسته است گام مثبتی را بردارد اما این گامها باید موجب شود که منافع اقتصادی ایران نیز تامین گردد.