تحولات امروز سیاست خارجی، برگرفته از تلاشهای یکی دو روزه نیست. از منظر نگارنده سیری از وقایع به وجود آمده که بر اساس آنها این تحولات از جمله روابطه با شرق و دوستی با کشورهای همسایه به مرحله مطلوبی رسیده است. بحث تنظیم روابط با کشورهای همسایه و منطقه حتی ارتباط با کشورهای حوزه شرق آسیا از گذشته دور در دستور کار بوده است. به طوری که بحثهای مختلفی در محافل سیاسی و علمی در این ارتباط صورت گرفته و دیدگاههای مختلفی در این زمینه وجود دارد. ارتباط با شرق و همسایگان سیاستی نیست که یکباره اختراع شده باشد و از گذشته دور وجود داشته است اما اینکه چرا در مرحله کنونی دیپلماسی در نگاه به شرق و همسایگان به نقطه مطلوبی رسیده است، جای بررسی دارد. عوامل مختلفی باعث به وجود آمدن چنین شرایطی شده و تنها نمیتوان یک علت را عامل اصلی دستاوردهای کنونی دانست. یکی از این دلایل این است که در طول چند سال گذشته اتفاقاتی در منطقه افتاده است که به نوعی برای کشورهای منطقه شرایطی را به وجود آورده که حاکمان این کشورها بررسی مجدد سیاستهای خود را در دستور کار قرار دادند و نگاه تازهای به وقایع و تحولات منطقه حتی بر اساس منافع خود پیدا کردند. این مورد کاملا قابل احساس است. تحولات به وجود آمده در طول سالهای گذشته و خصوصا سالهای اخیر، تحولاتی است که عمدتا در حوزههای امنیتی، ایفای تعهدات قدرتهای خارج از منطقه، سست شدن برخی باورها در بین حاکمان نسبت به حمایتهای غربیها از برخی از حکومتها و رژیمهای منطقه است. کشورهای منطقه تلاش کردند فضایی را به وجود آورند که این فضا به ثبات و امنیت آنها کمک کند. برخی از این طرحها و نگاهها جواب نداد و درعوض تهدیدی برای امینت کشورهای منطقه تبدیل شد. از این جهت بستر و زمینهای فراهم آمد که در این بستر تلاشهایی که دولت صورت داد به نتیجه رسید. در ایران نیز طبق قانون اساسی نهادهایی مانند شورای عالی امنیت ملی، شورای روابط خارجی و سایر نهادها میتوانند به بررسی شرایط مختلف بپردازند. احتمالا این بررسیها موجب شد واقعیتهایی به صورت طبیعی و یا متاثر از برخی از عوامل مشاهده شود و مسیر به سمت دوستی با کشورهای منطقه و شرق آسیا هموارتر شود. گاهی برخی افراد این تحلیل را ارائه میدهند که شرایط کنونی در حوزه دیپلماسی برنامهای از سوی غربیهاست چرا که غربیها برنامهای برای اداره منطقه دارند. این تحلیل قابل پذیرش نیست چرا که ما معتقدیم دولتهایی که به حق و حقوق قانونی خود در چارچوب مرزهای داخلی متعهد نیستند و منافعی را برای خود خارج از کشور تعریف کردند، به هیچ کدام از برنامههای خود نرسیدند. از این جهت عوامل مختلفی دست به دست هم داد و موجب شد نگاه این دولت به منطقه و جنوب شرق آسیا به نتیجه برسد. دولت قبل تمام تخممرغهای خود را در سبد غرب قرار داد، سبدی که توسط ترامپ پاره شد و شرایطی را به ضرر دولت قبل تغییر داد. هرچند که دولت قبل با توسل به این نگاه تمایل داشت که چرخ توسعه را در کشور بچرخاند. این نگاه به علت بدعهدیهای طرف مقابل مشاهده نشد. این درحالی است که بسیاری از کارشناسان در دولت قبل اعلام میکردند که نباید از شرق آسیا غافل شد و قدرتهای نوظهور را نادیده گرفت اما در دولت جدید به این مورد توجه بیشتری شد و شرایط موجود در معادلات قدرت جهانی هم به کمک دولت آمد و دولت توانست گامی را در این جهت بردارد. البته نمیتوان گفت این تحولات صد درصد نتیجه اقدامات دولت است چرا که عوامل مختلف باعث شد این شرایط به وجود آمده و دولت کنونی نیز از آن استفاده کند.