سعید سمنانیان، رئیس اسبق دانشگاه تربیت مدرس، در پاسخ به این سوال جماران که آموزش عالی در حال حاضر دچار چه چالشهایی است؟ گفت: اگر یک سری اصلاحات در این حوزه صورت نگیرد ما در بسیاری از جایگاههای خود افت خواهیم کرد چراکه شرایط مدیریتی این حوزه وضع مناسبی ندارد. اکنون ما با بحران بزرگی در بحث بودجه دانشگاهها روبرو هستیم. هم اکنون حدود 90 تا 95 درصد بودجه دانشگاهها صرف دستمزد میشود. سال گذشته دانشگاه تهران حدود 110 درصد بودجه خود را صرف حقوق و مزایا کرده است. مدیر دانشگاه با این مبلغ اندک چگونه میتواند هزینه آب، برق، تلفن، وسایل آزمایشگاهی و امور رفاهی دانشجویان را پرداخت کند؟ از طرفی اساتید دانشگاهها، کارمندان و دانشجویان نیز در مضیقه قرار گرفتهاند. یک استاد جوان که بیست سال تحصیل کرده و از بقیه عقب مانده است، هم اکنون با حقوق ماهیانه 14 میلیون تومان استخدام میشود آن هم با مراحل اذیت کننده و دشواری که برای بهکارگیری اساتید تعیین نشده است. تشکیل یک زندگی حداقلی برای چنین فردی اصلا امکانپذیر نیست. اگر او در جای دیگری هم مشغول به کار شود، به امور علمی خود نمیرسد چرا که اگر یک استاد در 5 تا 10 سال اول خدمت خود، خوب عمل نکند، تا زمان بازنشستگی هم نمیتواند عملکرد خوبی داشته باشد. وضعیت معیشت کارمندان دانشگاه به مراتب سختتر است. امور دانشجویان را هم نمیدانیم چطور میچرخد! حقوق یک دانشجوی دکتری 800 هزار تومان و به صورت وام است.. در چنین شرایطی انتظار داریم دانشگاه بتواند مشکلات کشور را رفع کند؟ تجهیزات ما در دانشگاهها فرسوده شده و بسیاری از آنها خراب شده است. هزینه یک پایاننامه دکتری مناسب در علوم تجربی کمتر از 100 میلیـــون تومان نمیشــــود در حالیکه دانشگاه تنهــــا 6 میلیون میپردازد. همه این مصائب ما را مجبور میکند از کارهای علمی فاخر باز بمانیم و به امور سطحی بپردازیم.سمنانیان با انتقاد از محدودیت های ایجاد شده در روند جذب اساتید، گفت: استاد ضعیف دانشجـــوی ضعیــــف تربیت میکند و همان دانشجو، استاد ضعیــــــف آینده میشود و ایـــن چرخه تا چند نســـل ادامه پیدا میکند لذا وارد کردن اساتیــــد کمســـواد به دانشگــــاهها یک خطـــای نابخشودنی است. فاجعه مهاجرت دانشجویان ما نیز در کمتر کشوری رخ میدهد. آیا میتوان این جوانان مهاجر را مقصر دانست؟ اصلا اینطور نیست. وقتی باسوادترین جوانان ما، کشور را ترک میکنند، انتظار داریم باقیماندهها کشور را خوب اداره کنند؟ بی تدبیری از این بالاتر که نیروی انسانی خود را تقدیم کشورهایی کنیم که آنها را دشمن میخوانیم؟ دل هر ایرانی برای این ماجرا به درد میآید. مهاجرت امروزه از سطح دانشجو و اساتید به صاحبان حرفهها میروند.رئیس اسبق دانشگاه تربیت مدرس، ادامه داد که «آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم، یکی از دانشمندان آلمانی به نام فون براون را جذب میکند که بعدها پدر سیستم موشکی این کشور میشود. همین آمریکا پس از فروپاشی شوروی که دشمنش بود، دانشمندان فیزیک و ریاضی و غیره شوروی را در دانشگاههای خود جذب میکند تا خود را قویتر کند. اما در کشور ما به فردی ایرانی که بیست سال در یک کشوری پیشرفته تحصیل و تدریس کرده و طبعا دو تابعیتی است میگوییم تو اجازه نداری در اینجا تدریس کنی. بنابراین تاکید میکنم شرایط دانشگاهی ما خوب نیست و نیاز به تصمیم گیریهای عاقلانهتر و پختهتر دارد. در یک دانشکده دانشگاه تهران از 70 استاد، حدود سی نفر مهاجرت کردهاند. اینها افرادی هستند که مملکت خود را دوست دارند اما شرایط مناسبی ندارند.»