در پی 2 سال مذاکرات سخت میان جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی با میانجیگری عراق و سپس چین، طی خبری ناگهانی اعلام شد با حمایت جمهوری خلق چین توافقی به منظور از سرگیری روابط کامل دیپلماتیک حاصل شده است. این خبر در حالی است که خبرهای ضد و نقیض منطقهای هر روز از نزدیک شدن احتمال یک برخورد شدید نظامی در سطح منطقه طی روزهای گذشته فضای خبری و رسانهای منطقهای و بینالمللی را پر کرده بود. تقریبا 7 سال پیش که در سال ۲۰۱۶ در پی اعدام شیخ نمر، واعظ شیعی سعودی توسط عربستان، تظاهراتی مقابل سفارت عربستان سعودی در تهران انجام شد که در نهایت با حمله نیروهای تندرو به سفارت و تخریب اموال آن، روابط ایران و عربستان دچار چرخشی دراماتیک شد. پیش از آن نیز، در پی تهاجم عربستان به یمن برای سرنگونی دولت تحت حمایت حوثیهای یمن و همچنین اختلافات دو طرف در مورد جنگ داخلی سوریه، هر روز احتمال اوجگیری و تشدید تنشها میان جمهوری اسلامی ایرن و عربستان سعودی بالاتر میرفت.
بازگشت به توافق ایران و عربستان در دولت خاتمی
مذاکراتی که به رهبری سعید ایروانی، معاون علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در عراق صورت گرفت، در نهایت ظاهرا با سفر علی شمخانی به پکن در تاریخ ۱۵ اسفند به مدت چهار روز پی گرفته شده و در نهایت به توافقی دست یافتهاند که تا کنون از محتویات کامل آن اطلاعی در دست نیست. در بیانیهای که از سوی دو طرف منتشر شده است، به توافقنامه امنیتی سال ۲۰۰۱ (توافق دولت خاتمی) میان جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی به منظور مبارزه با تروریسم، جنایات سازمانیافته و مواد مخدر و توافقنامه همکاری در زمینههای اقتصادی صنعتی علمی و فرهنگی سال ۱۹۹۸ مستقیم ارجاع شده است. مطابق قرارداد جدید قرار است که دو طرف ظرف دو ماه آینده مقدمات از سرگیری روابط کامل دیپلماتیک و نیز بازگشایی سفارتخانههای دو طرف را فراهم کنند. به نظر میرسد در میان موضوعات مهم مطرح شده در میان دستگاههای امنیتی دو طرف، مباحث منطقهای از جمله پروندههای یمن، عراق، سوریه و البته مسئله نفت مطرح و بررسی شده باشد. به عبارت سادهتر دور از انتظار نیست که هر گونه توافق دیپلماتیکی بدون توافقات اصولی و اولیه برسر این پروندهها به موفقیت و پایداری دست پیدا کند. این در
حالی است که عربستان سعودی درگیر مذاکرات پیچیدهای نیز با آمریکا و رژیم صهیونیستی به منظور پیوستن به روند عادیسازی روابط با تلآویو است؛ مذاکراتی که با سه شرط سعودیها برای آمریکا همراه بوده است؛ ۱) شناسایی حق غنیسازی از سوی آمریکا برای عربستان سعودی ۲) در صورت هستهای شدن جمهوری اسلامی ایران شناسایی حق هستهای شدن عربستان سعودی ۳) تضمین تمامیت ارضی عربستان توسط آمریکا و ۴) تضمین حق خرید محصولات نظامی مورد نیاز عربستان سعودی توسط این کشور. معادلات منطقهای در حال ورود به نقطه عطفی است که جای کوچکترین اشتباه محاسباتی نخواهد داشت. در حالی که عربستان مذاکرات موازی را با جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی به ترتیب با وساطت بغداد و پکن و ایالات متحده به پیش میبرد، تهران نیز مذاکرات حساسی را به صورت موازی با دولتهای منطقهای یعنی ترکیه و عربستان سعودی پیش میبرد. این در حالی است که توافقات ایران و آژانس بینالملی انرژی اتمی نیز میتواند نقطه اتکایی برای گسترش مذاکرات هستهای و زمینهسازی به منظور بازگشت همه طرفها به توافقات هستهای محسوب شود. از زمان اعلام خبر توافقات موضعگیریهای مختلفی از سوی
دولتهای مختلف صورت گرفته است، در حالی که آمریکا به این توافقات موضعگیری محتاطانه همراه با احتیاط داشته است دولتهای منطقه از جمله عراق، قطر و عمان از این توافقات استقبال کردند؛ این در حالی است که حزبا… لبنان مشتاقانه از این توافقات استقبال کرده است، اما در تلآویو موضعگیریهای مختلفی را شاهد بودیم. در حالی که نفتالی بنت و یائیر لاپید رقبای سیاسی نتانیاهو این توافق را شکست برنامههای «بیبی» در برابر جمهوری اسلامی ایران قلمداد کردند. اما شاید مهمترین سوالات این توافق به میزان پایداری این توافق در برابر بحرانهای منطقهای و روند رو به گسترش شرایط آشوبناک منطقهای دانست. در این میان نتیجه روند عادیسازی میان عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی و نیز روند تحولات جنگ داخلی یمن را میتوان مهمترین مولفههایی دانست که میتواند بر سرنوشت این توافق تاثیرگذار باشد. به هر صورت این توافق به نظر میرسد که با آزاد کردن کانال معاملات درهمی تاثیر مثتبی در بازار ارز داشته است. همچنین به نظر میرسد که ممکن است این توافق تاثیرات مثبتی نیز روی توافقات و مذاکرات هستهای داشته باشد. چین از طریق توافقات به دنبال کاهش سطح
تنشها در منطقه و در نهایت گسترش شبکه قدرت خود در منطقه به منظور تضمین جریان انرژی ارزان از منطقه است؛ مسألهای که در صورت کاهش تنشهای تهران با سایر دولتهای منطقه میتواند کمک بزرگی به حفظ رشد اقتصادی چین باشد.