یکسال به انتخابات مجلس مانده و اصلاحطلبان و اصولگرایان در حال بازسازی آرایش سیاسی خود هستند. اصولگراها با رویش تشکیلاتی، کوشش میکنند با عبور از سنتگرایان ، راهی جدید برای برآوردن آرمانهای خود پیدا کنند. «شریان»، تشکیلاتی است که نمایندگی این جریان جوان را برعهده گرفته و در برابر پیرمردهای محافظهکار در تشکیلات «شانا» قرار دارد. در مقابل، اصلاحطلبان در گذار از بازسازی تشکیلاتی، هدف انتقادات گفتمانی قرار گرفتند. آرمان اصلاحات که از خرداد ۷۶ دنبال انجام اصلاحات در چارچوب قانون اساسی بوده، حالا با مطالبات معترضان کف خیابان قرار دارد. اهمیت این مطالبات از آنجا برجسته میشود که طیفی از طبقه متوسط جامعه ، مسیر مهاجرت را در پیش گرفته و بخش ضعیفتر این طبقه در مواجهه با فشارهای اقتصادی به طبقه ضعیف جامعه پیوسته است.
سیاست در شرایط فقدان سیاست
گفتوگو با حاکمیت به گفته فعالان اصلاحطلب متوقف شده و حتی عاملان گفتو گو مورد سرزنش تندروهای اصولگرا قرار گرفتهاند. هجمه رسانه های اصولگرا افزایش یافته است و روزی نیست که حملات سازمانیافته برخی رسانههای اصولگرا علیه مطبوعات اصلاحطلب، هدفی به جز حذف رقیب را دنبال نکند. مسیری برخلاف وعدههای دولت سیزدهم برای آزادی مطبوعات و رسانهها که نمود آن دیدارهای انتخاباتی ابراهیم رئیسی با مدیران مسئول روزنامههای اصلاحطلب، یک هفته مانده به انتخابات ۱۴۰۰ بود. وعدههایی که به نامه اعتراضی محمدرضا عارف خطاب به رئیسی، منجر شد. در چنین شرایطی برای هرگونه کنشگری اصلاحطلبان در فضای سیاسی امروز، چند سوال مهم مطرح است. آیا مسیر اصلاحات از انتخابات میگذرد؟ آیا برای اصلاح وضع موجود نیاز به ابزار قدرت در قوه مجریه و مقننه است؟ آیا الزاما اصلاح وضعیت موجود از مسیر دسترسی به قدرت ساختاری میگذرد؟ آیا با تجربه اصلاحات، اصلاح در چارچوب قانون اساسی ممکن است؟ نسبت اصلاحطلبان با تغییرطلبان قانون اساسی در داخل و خارج چیست؟ آیا نهاد اصلاحطلبی قادر به نمایندگی مطالبات جامعه خواهد بود؟ برآیند پاسخ به این سوالات، اصلاحطلبان را
در برابر متغیرهای «سیاستهای جمهوری اسلامی»، «مطالبات کف خیابان» و «تغییرطلبان داخلی و خارجی» به سه مسیر رهنمون نموده است. مسیرهای متفاوتی که در راهبرد اصلاحات هم نظر اما در روش اجرا و هرگونه کنشگری با چشمانداز انتخابات ۱۴۰۲، بهگونهای متفاوت عمل میکنند.
سه راهی تاکتیکی در راهبرد واحد اصلاحات
در چنین چارچوبی شاهد نظرات متفاوت حول مفهوم اصلاحطلبی بین احزاب اصلاحطلب هستیم. در این راستا سعید نورمحمدی، سخنگوی حزب ندای ایرانیان گفت: «هیچ صحبتی در جبهه اصلاحطلبان در خصوص انتخابات مجلس آینده و شرکت در آن نشده است. اتفاقاتی طی چند ماه گذشته در کشور رخ داده که اصلاحطلبان نمیتوانند نسبت به آن تحولات بیتفاوت باشند. اصلاحطلبان باید هم تحلیل کافی و هم پاسخ مناسبی برای جامعه و پایگاه اجتماعی خودشان داشته باشند و بدون آن، صحبت در مورد انتخابات بیمعناست.» سخنان سعید نورمحمدی در حالی است که مصطفی کواکبیان میگوید: «جبهه اصلاحات شامل طیفهای مختلف هست، یک عده میگویند ما تحت هر شرایطی در انتخابات باید شرکت کنیم، یک عده هم معتقدند انتخابات از حالت رقابتی خارج شده ما در حزب مردمسالاری هیچکدام از این دو دیدگاه را نه تایید میکنیم و نه رد، ما میگوییم؛ اگر در انتخابات افرادی از ما حضور داشته باشند و تایید صلاحیت بشوند، حضور پر رنگتری خواهیم داشت و لیست هم میدهیم.» مصطفی رستهمقدم، عضو شورای مرکزی حزب اصلاحطلب اتحاد ملت نیز، در سخنانی کاملا متفاوت، معتقد است: «طیفی از اصلاحطلبان دست بالا را دارند که در
حالت خوشبینانه به چارچوب موجود علقه و علاقه عاطفی دارند، این در حالی است که بدنه اصلاحطلبان، حداقل از لحاظ عاطفی چنین پیوندی را ندارند و به جای کارویژه حفظ این چارچوب، به نهادینه کردن، تثبیت و تعمیق دموکراسی میاندیشند.»
استعفای بهزاد نبوی؛ زنگ خطر برای اصولگرایان
خروج بهزاد نبوی از مهمترین تشکیلات اصلاحطلبان از آنجا زنگ خطر برای اصولگرایان بهشمار میرود که این کنارهگیری بیش از آنکه برای اصلاحطلبان مساله باشد، نمایانگر خروج میانهروها از مسیر اصلاح وضع موجود از مسیر نهادهای اصلاحطلب است. چالشی که گمانه زنیها برای بازگشت بهزاد نبوی را مطرح کرد .