رقابتهای حزبی
در آمریکا و معمای ایران
سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در قبال ایران در بیش از چهار دهه گذشته، در عین تجربه برخی نوسانات ظاهری، از ثبات و تداوم قابل ملاحظهای برخوردار بوده است. دولتهای مختلف آمریکا در عین اتخاذ تاکتیکهای مختلف در رابطه با کشورمان، درسطحِ کلان، به برخی اصول و گزارههای مشترکِ راهبردی اعتقاد داشته و دارند و از همین چشمانداز نیز سیاست خارجی خود در رابطه با ایران را تنظیم میکنند. شاید عینیترین جلوه از تغییرات کم عمق ظاهری و در عین حال ثبات سیاست خارجی دولتهای مختلف آمریکا در رابطه با ایران را بتوان در مقایسه رویکرد دولتهای ترامپ و بایدن به ایران درک کرد. دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق آمریکا و تیم پرحاشیه و افراطی امنیت ملی و سیاست خارجی او، کارزار فشار حداکثری علیه ایران را در کلانگفتمانِ استحاله و به تسلیم واداشتن نظام سیاسی ایران در برخی موضوعات راهبردی در پیش گرفتند. با این حال، پس از پیروزی بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، بهرغم طرح دیدگاههای مختلف مبنی بر تغییر رویکرد واشنگتن در رابطه با تهران و نشان دادن انعطاف بیشتر از سوی این کشور در رابطه با تهران، نه تنها این مساله محقق نشد بلکه بایدن
کارزار فشار حداکثری دولت ترامپ را به سمت تقابلِ هوشمندانه با ایران و اقناع سازی جامعه بینالمللی علیه ایران سوق داد. مسالهای که عملا در نوع خود، رفع نقص رویکرد دولت ترامپ در رابطه با ایران را هدفگذاری کرده است. رویکردی که در زمان خود سبب شده بود تا خودِ دولت ترامپ در عرصه بینالمللی در مورد مسائل مرتبط با ایران منزوی شود. با این همه، پس از وقوع پدیده اعتراضات در کشورمان و البته طرح اتهامهای مختلف از سوی جهان غرب مبنی بر دخالت و کنشگری ایران در جنگ اوکراین و البته تشدید فشارهای حقوق بشری، سیاسی و اقتصادی علیه ایران، شاهد جهت گیریهای تازه، البته در سطح تاکتیکی و نَه راهبردی، از سوی دولت بایدن در رابطه با ایران بوده ایم. اولا، دولت بایدن با توجه به فضای بینالمللی منفی ایجاد شده، بر دامنه تحریمها علیه ایران افزوده و در این رابطه کشورهای اروپایی را بیش از پیش فعال ساخته و تحریک میکند. دوما، دولت بایدن به صراحت از روی میز نبودن دستورکار ازسرگیری مذاکرات احیای برجام با ایران سخن میگوید و تاکید دارد که اکنون موضوعات حقوق بشری در رابطه با تهران برای این کشور اولویت دارد؛ و در نهایت باید گفت که واشنگتن
رویکردی فعال را جهت تقابل و برخورد با ایران در پیش گرفته است. البته که همسو با این قبیل تحرکات دیپلماتیک، آمریکاییها در ابعاد رسانهای و نظامی نیز جبهههای نبرد گستردهای را علیه کشورمان با یاری متحدان بینالمللی و منطقهای خود ایجاد کردهاند و سعی دارند به هر نحو ممکن، دکترین محدودسازی همکاریهای بینالمللی ایران را در کارزار فشار حداکثری علیه تهران تا جای ممکن به پیش برند.
دولت بایدن و گزاره هراس از افکار عمومی آمریکا
بر کسی پوشیده نیست که در شرایط کنونی، جو بینالمللی در نتیجه تبلیغات و جنگ روانی شبانه روزی جریانهای سیاسی و رسانهای رقیب و مخالف با ایران، چندان به نفع کشورمان نیست. در این راستا، برگزاری اعتراضاتی در برخی شهرهای مهم کشورهای غربی نیز نقشی قابل توجه در تشدید جو منفی بینالمللی علیه ایران داشته است. افکار عمومی آمریکا خود به یک اهرم فشار علیه دولت کشورشان تبدیل شدهاند و عملا هرگونه تعامل با نظام سیاسی ایران را به یک خط قرمز پرهزینه برای دولت بایدن تبدیل کردهاند. در این بحبوحه عجیب نیست که شاهدیم حتی فردی نظیر رابرت مالی نیز که همواره از حامیان گزاره تعامل با ایران بوده هم در ماههای اخیر رنگ عوض کرده و به دلیل فشار افکار عمومی در آمریکا، مواضع تقابلی را در دستورکار قرار داده است. در این فضا، باید اذعان کرد که اساسا دولت بایدن میدان مانور خاصی را جهت تعامل با ایران ندارد و اگر بخواهد به صورت آشکار چنین کند، با هزینههای قابل توجهی رو به رو خواهد شد.
رقابتهای حزبی در آمریکا و معمای ایران
یکی دیگر از متغیرهایی که دولت بایدن و البته دیگر دولتهای پیش و پس از آن، بایستی با توجه به آن اقدام به تنظیم سیاست خارجی خود در رابطه با کشوری همچون ایران کنند، توجه به رقابتهای حزبی در آمریکاست. از یاد نبریم که زمانی دولت بایدن قبل از برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره اعلام کرد که حصول توافق با ایران را به پس از برگزاری انتخابات مذکور موکول کرده است. موضوعی که در نوع خود گواهی روشن بر این موضوع بود که دموکراتها نمیخواهند به واسطه دستیابی به یک توافق جدید با ایران قبل از برگزاری انتخابات میاندورهای کشورشان، خود را به سیبلی جهت حملات و تحرکات حزب جمهوریخواه تبدیل کنند. حال در شرایط کنونی که وضعیت مساله ایران در قالب سیاست خارجی آمریکا ماهیت به مراتب پیچیده تری را به خود گرفته و کار با ایران برای دولت بایدن به مراتب پرهزینهتر و سختتر شده، دولت بایدن جدا از سیاست کلی دولتهای آمریکا در تقابل با ایران (به دلیل تفاوتهای گفتمانی تهران-واشینگتن)، راهی جز اتخاذ سیاست یک بام و دو هوا در رابطه با کشورمان ندارد.