اختلافاتی میان ایران و آژانس به وجود آمده بود که معمولا رسانههای غربی به آن دامن زدند که نمونههایی از غنیسازی 84 درصد در ایران پیدا شده است و به همین جهت نیز غربیها شانتاژهای رسانهای انجام میدادند تا سفر آقای رافائل گروسی، مدیرکل آژانس به تهران را تحت الشعاع تحرکات خود قرار دهند. از طرفی مساله هستهای ایران با توافق به نحوی به دست فراموشی سپرده شده و به قولی به اغما رفته است . لذا به نظر میآید که نه آمریکاییها آنقدرها متمایل و شایق هستند تا این توافق احیا شود و نه اروپاییها سعی کردند در خصوص حل و فصل این مساله پیشقدم شوند. از طرف دیگر این رابطه ایران و آژانس است که در این دوره بسیار مهم و حیاتی شده است. البته در گذشته نیز ایران که دست بالا را در مذاکرات داشته بیشترین همکاریها را با آژانس داشته و بنابر این هیچ گونه اقدامی درباره غنیسازی و مسائل هستهای بدون اطلاع آژانس انجام ندادهایم. اکنون نیز آنگونه که آقای اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی اعلام کردند مذاکراتی جدی و خوب بوده است. لذا طبق اعلام ایران اینگونه است که اگر آمریکا و اروپاییها هم نخواهند کمک کنند و مذاکرات را انجام دهند اما ایران از لحاظ پادمانی همکاری خود را با آژانس انجام میدهد. به هر جهت به نظر میرسد که این مذاکرات پیش درآمدی خواهد بود بر مذاکراتی که در آینده صورت خواهد گرفت. به چند دلیل میتوان این گفته را پی گرفت. نخست اینکه ؛ هرگونه گزارشی از رئیس این سازمان یعنی آقای گروسی در وین منتشر شود که جنبه مثبت داشته باشد به این صورت که ایران کمال همکاری را با آژانس انجام میدهد و غنی سازی 84 درصد چندان صحت ندارد و آژانس به طور معمول کار خود را انجام میدهد و مشکلی نیست مذاکره میکنیم تا مشکلات و مسائل محل اختلاف حل و فصل شود صد درصد ایران با دست پر تر و غربیها نیز به پای میز مذاکره خواهند آمد و مساله را حل و فصل خواهند کرد. مساله دیگری که بحث تحریمهایی است که غربیها علیه ایران اعمال میکنند که به نظر میرسد فرار به جلو است. یعنی در برههای به جای اینکه تحریمها را متوقف کنند چندین شرکت را که در رابطه با مسائلی اقتصادی ایران فعالیت میکنند مورد تحریم قرار میدهند و حتی کشتیهایی که بار حمل و نقل میکنند را مورد تحریم قرار میدهند. اما اگر بخواهیم قضیه را از آن سو نگاه کنیم میتوان گفت که آمریکاییها با این تحریکات میخواهند با دست پر پای میز مذاکره بنشینند و اگر بخواهند مذاکرات را به نتیجه برسانند به توافقنامهای دست یابند که بسیار بهتر از توافقنامههای قبلی باشد. مساله دیگر نیز اینکه درست است اروپاییها به تحولات داخلی ایران در ماههای گذشته امید بسته بودند اما اکنون مدتی است که این مساله فروکش کرده و اروپاییها نیز که تا مدتی بر طبل مساله حقوق بشر ، زنان و... میزدند اکنون این موضوع را فهمیدند که از این طریق نمیتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند. لذا باید یک بار برای همیشه به درستی پای میز مذاکره بنشینند و مساله هستهای ایران را حل و فصل کنند. این مساله که میگویند اگر ایران بخواهد به بمب اتم دست پیدا کند فقط 12 روز زمان احتیاج دارد همه به نحوی نشان دهنده این است که در سیاست اروپاییها و آمریکا تجدید نظری خواهد شد و بالاخره آنها نیز راضی به مذاکره خواهند شد. هر چند که این دیدگاه مثبت و از رویکرد واقعی غربیها بیخبر هستیم که آیا منتظر هستند اوضاع اقتصادی ایران بدتر شود و فشار را بیشتر کنند یا رویکرد دیگری پیش میگیرند اما در عین حال سه موضوع آمدن گروسی به تهران، موضع جبهه غرب در باب مذاکرات و خاموشی فعلی اروپا پس از جبهه گیریهای تند قبلی مهمترین مسائلی است که میتوان در باب آنها بحث و بررسی بیشتری داشت.