بستن
کد خبر: ۱۰۵۲۲۳۱

چند اپیزود از حیات و اندیشه سیدجواد طباطبایی

چند اپیزود از حیات و اندیشه 
سیدجواد طباطبایی


سید جواد طباطبایی، در جامعه آکادمیک ایرانی با نظریه‌پردازی در اندیشه سیاسی ایران و تاریخ نگاری در اندیشه سیاسی غرب شناخته می‌شد. آثار پربار و حلقه موافقان و مخالفان کثیر افکار او بر کسی پوشیده نیست. طباطبایی، بدون هیچ‌گونه تردیدی، یکی از بزرگ‌ترین اندیشه‌ورزان معاصر ایرانی است که همین امر لزوم پرداختن به دوران حیات، آثار، افکار و اندیشه‌هایش را دو چندان ضرورت می‌بخشد. او در سال‌های حضور در فرانسه، به حلقه لوئی آلتوسر، فیلسوف مارکسیست و فرانسوا شاتله، فیلسوف هگلی مارکسی وارد شد. او همزمان با مشارکت فعال در حلقه‌های فلسفی - فکری، چند یادداشت و مقاله را از اندیشمندان صاحب‌نامی همچون لنین، آلتوسر و جان لوئیس ترجمه کرد. طباطبایی در سال ۱۳۶۳ با نوشتن رساله‌ای درباره «تکوین اندیشه سیاسی هگل جوان»، با دریافت درجه ممتاز دکترا در رشته فلسفه سیاست به ایران بازگشت. پس از بازگشت به عضویت هیأت علمی دانشگاه تهران درآمد و معاون پژوهشی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شد. در همان حال، او سردبیری نشریه همین دانشکده را به عهده گرفت. او پس از مدت کوتاهی تدریس در دانشگاه، با طرح اتهاماتی اخراج شد. پس از اخراج، طباطبایی به کار پژوهشی خود در مراکز دیگر ادامه داد. با امکاناتی که در مراکز پژوهشی فرانسه، آلمان، و آمریکا فراهم آمد، پژوهشی درباره تاریخ اندیشه در ایران را دنبال کرد. او در سال ۱۳۷۶ موفق شد جایزه نخل آکادمیک، عالی‌ترین نشان علمی فرانسه، و مدال نقره تحقیقات در علم سیاست را از دانشگاه کمبریج کسب کند. او در ادامه عضو هیأت علمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی شد. طباطبایی در کنار افرادی همچون محمدعلی قره‌داغی، آیت‌‌ا... شیخ محمدآصف محسنی قندهاری و محمود ایوب موفق به کسب مقام برگزیده در جشنواره فارابی سال ۱۳۹۶ شد و از سوی رئیس جمهور لوح تقدیر دریافت کردند. طباطبایی در سال ۱۳۹۷ برای تکمیل پژوهش‌های خود و درمان بیماری در آمریکا اقامت گزید. یکی از نکات قابل توجه حیات طباطبایی حضور فعال و ارتباط وثیق با اندیشمند برجسته مارکسیست فرانسوی یعنی لویی آلتوسر است. به‌رغم نزدیکی به آلتوسر، سیدجواد در اندیشه و افکاراش راهی دیگر را برمی‌گزیند که آن هم رجوع به فیلسوف ایده‌آلیست آلمانی، گئورگ ویلهلم فریدریش هگل است. این استاد فلسفه و اندیشه سیاسی پس از قریب به ۴ سال دسته‌وپنجه نرم کردن با بیماری در ۹ اسفند ۱۴۰۱ (۲۸ فوریه ۲۰۲۳) دیده از جهان بست.
آثار و نگاشته‌های سیدجواد طباطبایی
سیدجواد طباطبایی از همان دوران آغاز به تحصیلات آکادمیک تا واپسین روز‌های حیات‌اش، مشغول نگارش، تحلیل و اندیشه‌ورزی بود. آثار طباطبایی را می‌توان به ۲ دوره تقسیم کرد؛ دوره‌ نخست شامل آثار دهه‌‌های ۶۰ و ۷۰ او می‌شود- یعنی سه کتاب «تاریخ اندیشه سیاسی در ایران»، «زوال اندیشه سیاسی در ایران» و «خواجه نظام الملک» - آثار این دوره بیشتر دارای رویکردی متن‌گرا بوده و بر خودبسندگی متون و کشف منطق درونی میان متن‌های مختلف، استوار است. دوره دوم نیز شامل سه رساله «دیباچه‌ای بر نظریه انحطاط»، «مکتب تبریز» و «حکومت قانون در ایران» در دهه‌ ۸۰ می‌شود که دارای رویکردی زمینه گراست؛ یعنی فهم متون در بستر تاریخی بر مبنای زمینه‌های ایدیولوژیک و تاریخی درونی هر دوره است. ابن خلدون و علوم اجتماعی، ترجمه تاریخ فلسفه اسلامی هانری کُربَن، ترجمه فلسفه ایرانی و فلسفه تطبیقی، هانری کربن، تأملی درباره ایران (سه جلد)، ملت، دولت و حکومت قانون؛ جُستار در بیان نص و سنت، تاریخ اندیشه سیاسی جدید در اروپا، تأملی در ترجمه متن‌های اندیشه سیاسی جدید؛ موردِ شهریارِ ماکیاولی، فلسفه و سیاست؛ مجموعه مقالات جواد طباطبایی، ترجمه لنین و فلسفه و سه مقاله دیگر در ف‍ل‍س‍ف‍ه م‍ارک‍س‍ی‍س‍ت‍ی، لوئی آلتوسر، ترجمه یادداشت‌هایی درباره دیالکتیک، ولادیمیر لنین و ترجمه مسائل حاد کارگری و کمونیستی؛ پاسخ به جان لوئیس، لوئی آلتوسر از دیگر آثار این اندیشمند ایرانی هستند.او شخصی مساله محور بود و به شناخت مسائل و مفاهیم اعتقادی راسخ داشت. از نوشته‌های سیدجواد می‌توان چنین برداشت که بزرگ‌ترین مساله او بدفهمی و عدم شناخت مفاهیم در عصر تجدد بوده است. او معتقد است که جامعه ایرانی، حتی در محفل آکادمیک شناختی صحیح از سنت و تجدد نداشته‌اند.
سیدجواد و پرورش نظریه «ایران‌شهری»
از جمله اندیشه‌هایی که در دوره معاصر هم تاثیرگذاری زیادی داشته و هم در محافل فکری درباره آن بحث و گفت‌وگوی فراوانی شده است، موضوع ایران‌شهری است. مفهومی که سیدجواد طباطبایی در 3 دهه اخیر به پرورش آن پرداخته است. طباطبایی در تبیین اندیشه سیاسی ایرانشهری می‌نویسد: «آمیختگی سیاست به همه اموری که به نوعی با کشورداری پیوند می‌داشته، از ویژگی‌های اساسی ایران‌شهری است، زیرا در دوره باستانی ایران، تأمل در امور سیاسی و فرمانروایی، با هرگونه اندیشه‌ای درباره کشورداری به معنای گسترده‌ آن پیوندی ناگسستنی می‌یافته و این امور در درون اندیشه‌ای فراگیر که می‌توان آن را «سیاسی» توصیف کرد، فهمیده می‌شده است.» از نظر طباطبایی «مفهوم بنیادین اندیشه سیاسی ایرانشهری، شاه آرمانی دارای فرّه ایزدی است». درعین‌حال، «شاه آرمانی... از آنجا که دارای فرّه ایزدی است، در نوشته‌های ایرانشهری به‌عنوان انسانی خداگونه، نماینده و برگزیده خدا بر روی زمین فهمیده» می‌شد. البته این هم هست که طباطبایی در «تأملات» می‌نویسد: «برابر اصول اندیشه ایرانشهری، «شخصِ» شاه، «خدای بر روی زمین» ... بود».

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی