سفر اخیر آقای گروسی به تهران را در شرایطی که بحرانهای جدیدی بر پرونده ایران و آژانس افزوده شده است را چگونه ارزیابی میکنید؟
در شرایط کنونی اتهامی علیه تهران مبنی بر غنیسازی اورانیوم بالای 80 درصد مطرح شده است. گروسی در این ارتباط و راستیآزمایی در مورد توضیحات تهران در مورد غنیسازی در این سطح به تهران آمده است. سفر آقای گروسی اگر کمکی به افزایش بحران در طرفین نکند، کمکی هم به تنشزدایی و توافق نخواهد کرد. واقعیت آن است که مناسبات ایران و آژانس بیتاثیر از فضای سیاسی نبوده است. همین ادعای غنیسازی 84 درصدی رویترز ادعای جدی است و رویترز عملا تنها رسانهای است که در موضوع پرونده هستهای ایران اخباری را منعکس میکند که این اخبار بعدها اثر واقعی خود را میگذارند. یعنی رویترز جایگاه جدایی در رسانهها دارد و معمولا خط خبری که این رسانه شکل میدهد، خط فنی و البته سیاسی در رابطه با ایران و آژانس است. در چنین شرایطی اگر توضیحات کامل فنی وجود داشته باشد، مفید خواهد بود در غیر این صورت بر ابهامات موجود بین ایران و غرب افزوده میشود. سفر مقامات سیاسی آژانس اگر بعد از تعدیلهای سیاسی صورت بگیرد، مفیدتر است.
چرا افزایش تنش؟ ایران که توضیحات خوبی در این ارتباط داده است؟
سفر گروسی، سفری اضطراری به تهران در شرایط طرح اتهامات تازه علیه ایران است و اگر در گزارش خود از قصد ایران برای غنیسازی بالای 60 درصد نکاتی را بیاورد، در آن معنا خواهد بود که چالشهای جدیدی در راه است اما اگر تحت عنوان غنیسازی خارج از اراده گزارش دهد، این گزارش نشان دهنده عزم آژانس است که مانع تصاعد و گسترش بحران شود.
گزاش مثبت آژانس در مورد فعالیت هستهای ایران در معنای بازگشت طرفین به میز مذاکرات است؟
خیر در این معنا نیست که طرفین به میز مذاکرات بازخواهند گشت. آژانس مامور سیاستهای کنترلی در ایام برزخ دیپلماسی است.
چرا برزخ دیپلماسی؛ ایران که گفته است که به دنبال بازگشت به برجام است؟
عملا برنامهای برای حضور در میز مذاکرات وجود ندارد. موضوع مذاکرات هستهای از دستور خارج شده است. فرصتهای به وجود آمده از دست رفته و مسائل دیگری امروز بر مذاکرات موثر است. مسائلی از جمله انتظار کشورهای غربی برای تداوم کاهش چانهزنی ایران در مسائل داخلی و خصوصا اقتصادی. در این معنا که غربیها هنوز انتظار دارند ناآرامیهای ایران ادامه پیدا کند. از سوی دیگر مسائل مربوط به جنگ اوکراین هم به پرونده هستهای ایران سایه افکنده است. البته تلاش ایران به خصوص وزارت خارجه در این زمینه قابل توجه است. وزارت خارجه تلاشهایی کرد که مساله اوکراین را از هستهای جدا کند اما این تلاشها دیر صورت گرفت. حتی اگر مساله هستهای از جنگ اوکراین جدا شود باز هم مسائل داخلی ایران در مذاکرات بسیار موثر است.
با این حساب همانطور که شما گفتید نمیتوان از سفره گروسی چندان هم به نفع برجام ماهی گرفت؟
بله همان طور که در جواب سوال قبل هم اعلام شد سفر گروسی میتواند جنبه خطرناک هم داشته باشد. آقای گروسی میتواند اتهاماتی را علیه ایران اعلام کند که پرونده تهران در آژانس به شورای حکام و حتی شورای امنیت سازمان ملل متحد، منتقل شود. اگر پرونده ایران در شورای حکام مورد بررسی قرار بگیرد احتمال انتقال و ارجاع آن به شورای امنیت هم وجود دارد. با همه این شرایط باید در انتظار بود که چه یافتهای از این سفر به دست میآید به شخصه امیدوارم که ایران راهبردی برای خود نداشته باشد، چراکه اگر ایران راهبردی در نظر داشته باشد، گروسی هم در غالب یک راهبرد عمل خواهد کرد، چراکه بعید نیست رژیم صهیونیستی و آمریکا به صورت مجزا اتهاماتی را علیه ایران مطرح کنند.
آمریکا ممکن است چه مکانیزم جداگانهای را علیه ایران ایجاد کند؟
آمریکا ممکن است کانال انپی تی را علیه ایران فعال کنند. این کانال از جمله کانالهایی است که کشورها با آن ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد قرار میگیرد. امیدواریم که این شرایط اضطرار شکل نگیرد. افرادی که این اضطرار را به پرونده هستهای ایران تحمل کردند و بارها در برابر توصیهها مقاومت کردند. توصیههایی که میتوانست ایران را در جایگاه برتر دیپلماسی در کل منطقه یا بخشی از دنیا که مرتبط با موضوع هستهای است قرار دهد اما در حال حاضر اضطراری شکل گرفته که همان افرادی که از نام بردن از برجام اکراه داشتند خواستار برجامند و این مورد نشان دهنده فرصتهایی است که از بین رفته است.
برخی از اعضای دولت فعلی زمانی که در قالب منتقد دولت روحانی قرار داشت، آن دولت را به غربگرایی متهم میکرد و خودشان هم اکنون به شرقگرایی متهم است! چرا هر دولتی به سمت تمایلات خود در عرصه بینالمللی حرکت کرده و سیاست واحدی در ارتباط با جهان وجود ندارد؟
دوگانه شرق و غرب و دوگانه منطقه و جهان همواره در سیاست خارجه ایران وجود داشته است. البته بخشی از انتقادها به سیاست خارجه دولت گذشته به ویژه بعد از برجام وجود دارد که میلیاردها یورو قرارداد بدون پشتوانه با کشورهای اروپایی منعقد کرد که حتی نتوانستند که آب باریکه اینستکی را فعال کنند. در همان زمان کشورهایی مانند چین قراردادهای غیرقابل انجام بسته شد.
آقای فلاحتپیشه چه باید کرد تا از این چالشها عبور کنیم؟
راهحل این است که موضوع هستهای که جز موضوعات کلان سیاست خارجی است از حوزه منافع خرد خارج کنیم. هر دولتی بخشی از جناح سیاسی است و منافع خرد خود را در مساله هستهای اعمال میکند. راهکار بعدی این است که یک تیم فرادولتی و فراجناحی را بر پرونده هستهای مسلط کنیم.
فضا برای آن فراهم است که دولت از دیپلماتهای کارکشته در این زمینه استفاده کند تا شرایط دیپلماسی بهبود یابد؟
دولتها در ایران معمولا چنین کاری را انجام نمیدهند که از جناح مقابل یا دولت گذشته فردی را در راس سیاستهای خود قرار دهند. این مورد در تمامی دولتهای گذشته بوده است. در دولت کنونی هم همین خواهد بود. مگر اینکه ارادهای خارج از اراده دولت شکل بگیرد و چنین شرایطی به وجود بیاید. به اعتقاد بنده راهکار همین است وقتی موضوع هستهای به عنوان مقوله کلان سیاست خارجه به حساب آید که این مقوله کلان در معنای واقعی کلان باشد و در کلان در مورد آن تصمیم بگیرند و نه اینکه ارگان خاصی در مورد آن تصمیم بگیرد، آنگاه به طور طبیعی مشکلات در معرض حل قرار خواهد گرفت. این سازوکار باید درون شورای امنیت شکل بگیرد. در این دولت اگر مهرهای از دولت قبل بهکار گرفته شود، دچار چالش خواهد شد اما به نظر امکان کار بر روی پرونده هستهای در شورای عالی امنیت ملی فراهم است. یک بار این تصمیم گرفته شد و امکان آن وجود دارد که بار دیگر این تصمیم گرفته شود.
اجازه دهید سراغ چین و سفر رئیس جمهور به این کشور برویم. چین آیا به اندازهای برای ایران فعالیت میکند؟
اگر چالش هستهای حل شود، چین به ایران توجه بیشتری خواهد کرد. مجموعه قراردادهایی که چین با ایران منعقد کرد به 70 میلیارد دلار رسیده است و بخشی از آن هم اکنون در حال اجراست اما سرمایهگذاری چین در ایران شاید کمتر از یک دهم این رقم باشد. تجربه نشان داده دوگانه شرق و غرب بیش از اینکه برای ایران سود داشته باشد به ایران آسیب زده است. امروز روسیه و چین هم در سازمان ملل در مورد یمن نظرشان را به غربیها نزدیک کردند. امروز کشورهای شرقی هم دنبال تنوع مناسب در روابط خود هستند. زمانی که در عرصه سیاسی کشورها با هم مشکل دارند در عرصه اقتصادی هم حریم برای شرکای خود قائل میشوند. این موارد باید دیده شود. رهایی از برخی تنگناها یک لازمه دارد و آن وسعت دید در سیاست خارجی و استفاده از دیپلماتهایی است که تخصص دارند و به جای وابستگی جناحی وابسته منافع ملی باشند.