موضوع مسموميت دختران دبيرستاني که ابتدا در شهر قم و سپس در بروجرد اتفاق افتاد ميرود به فاجعهاي تبديل شود که با نوع خبررساني تا امروز توسط مسئولين بر روحيه مردم خصوصا والديني که دختران دبيرستاني دارند علاوه بر تاثير منفي نوعي بياعتمادي به برخي مسئولين و خبررساني آنها را دامن ميزند. رئيس مجلس، آقاي قاليباف از مسموميت دختران دانشآموز در دو شهر قم و بروجرد ياد ميکند. حال اينکه ديگر نماينده مجلس به صراحت از مسموميت دختران دبيرستاني در بيش از 10 تا 15 شهر ياد ميکند و ديروز هم ديديم که دامنه جغرافيايي انتشار مسموميت به پرديس تهران هم کشيده شد. پسران را هم بينصيب نگذاشتند. اينکه بعد از مدتي عليرغم حساسيت موضوع و عمق فاجعه هنوز نتوانستهاند منشا انتشار سموم مورد استفاده را پيدا کنند. توقع جامعه اين است که به جدّ به دنبال کشف واقعيت و منشأ گسترش اين سموم باشند. دستگاههاي ديجيتال و دوربين که کمترين پنهانکاري را محال ميسازد. فرض کنيم صحنههاي اوليه در مدارسي که براي نخستين بار اتفاق افتاد از چشم تيزبين دوربينهاي امنيتي و شهري و خصوصا به فرض پنهان مانده باشد اما از روزي که دايره اين نوع اعمال گسترش پيدا کرد ديگر زيبنده دست اندرکاران امنيتي و قضائي نيست که دنبال سرنخ و کشف واقعيت نباشند. تا امروز گمانهزنيهاي فراواني در اين مورد از ناحيه افراد مختلف صورت گرفته است. نوع گاز بهکار گرفته شده در هر نوبت ظاهرا متفاوت است. پرسش اوليه اين است که اين نوع گازها در کجا توليد ميشوند؟ چه کاربردي دارند؟ يعني توليد ميشود که با آن چه کنيم؟ نوع نگهداري آنها چگونه است؟ آيا بايد در ظروف خاصي نگهداري و حمل شود و شيوه انتشار آنها چگونه است؟ اولين سوالي که پيش ميآيد نوع اطلاعرساني در زمانهاي مختلف ظرف همين چند روز است. از نوعي حشرهکش تا ميوههاي گنديده و در مورد انتشاردهندگان از دانشآموزان خاطي تا ديگراني که بر ما شناخته شده نيستند. چند مساله اصلي در قضيه مسموميت دختران دبيرستاني، موضوع را از ديگر قضايا مستثنا ميکند. جز مورد محدودي که ظاهرا در دبيرستان پسرانه اتفاق افتاده سوژه اصلي مورد توجه عامل يا عاملين دبيرستانهاي دخترانه است. حتي برخي بر اين باورند که موردي که در دبيرستان پسرانه اتفاق افتاد براي رد گم کردن است. نگاهي به وضعيت حجاب در جامعه بعد از مرگ مهسا اميني اين پرسش مطرح ميشود که آيا ميتوان حجاب برخي زنان و دختران را به وضع قبل از 25 شهريور 1401 برگرداند؟ ذهن برخي به اين سو ميرود که برخورد با دختران دانشآموز لابد به صورت عمدي صورت ميگيرد که از هم الان به فکر پوشش مناسب باشند و منشا آن هم دبيرستانهاست. هرچند باور اکثريت مردم اين نيست و نميپذيرند که به عمد و به قصد مقابله با بدحجابي کساني باشند که دست به چنين اعمال غيرقابل قبولي بزنند. از طرفي بيپاسخ ماندن سوالات مردم و مهمتر از همه پيدا نشدن يا پيدانکردن سرمنشا اقدامات مجرمانه مسموميت دختران دانشآموز هم نميتواند مسئوليت نهادهاي امنيتي و قضائي را ناديده بگيرد. در عصر حاکميت فضاي مجازي و حضور همه جانبه دوربينها در همه مکانها چگونه است که تابهحال نتوانسته يا نخواستند دنبال واقعيت باشند. اين ديگر اسيدپاشي يک يا دو، سه نفر مثلا در اصفهان نيست که در خياباني خلوت نسبت به زني تنها پشت فرمان صورت گرفته باشد که در نقطه کور دوربينها اتفاق بيفتد. دبيرستانها را نميتوان گوشه خلوتي دانست که امکان بزن در رو را فراهم آورده باشد. گازهاي سمي به کار گرفته شده نميدانم درچه صنعتي کاربرد دارد. اما ميدانيم که توليد آنها خاص و در اختيار توليدکنندگان محدود شناخته شده است. زيرا اين امتياز يا اجازه توليد به هر کس داده نميشود که بتواند گازي سمي توليد کند. از طرفي پرسش اين است که کاربرد اين نوع گازها در عالم واقع و قبل از شيوع واقعه چه بود. آيا اين گازها، گازهاي سمي جنگي است يا کاربرد کشاورزي دارند؟ در چه رشته و زمينهاي اين نوع گازها در گذشته مصرف ميشده است؟ شيوه توليد آنها و کارگاههايي که آنها را توليد ميکند و نوع نگهداري و بستههايي که بتوان آنها را حمل کرد، چگونگي پرتاب و شليک مخزن اين نوع گازها چيست؟ بايد پاسخ قانع کنندهاي به مردم داد. عدم کشف واقعيت و عدم پاسخگويي بهموقع ضريب اطمينان مردم به نهادهاي دست اندرکار را کاهش خواهد داد و دامنه شايعات را نيز گسترش خواهد داد. بايد فکري به حال افکار عمومي کرد.