شرايط کنوني بهگونهاي است که اميدها براي بهبود شرايط اقتصادي کم شده است. دولت وعدههايي براي بهبود شرايط داد که هنوز محقق نشده است؛ وعدههايي که اگر اجرا ميشد ميتوانست اميد را در دل مردم تقويت کند. افرادي که امروز در قدرت قرار دارند، همان افرادي هستند که در زمان دولت قبل در مقام منتقد نشسته بودند و دولت قبلي را به بيعملي و انفعال متهم ميکردند. دولتمردان کنوني در آن زمان اعلام ميکردند که اگر قدرت در دست افرادي باشد که به تئوريهاي دولتهاي يازدهم و دوازدهم يعني تئوري اقتصاد آزاد باور نداشته باشند و اقتصادي درونگرا در دستور کار قرار گيرد، هم تورم کنترل خواهد شد، هم بهواسطه توجه به توليدات داخلي رشد اقتصادي ايجاد خواهد شد. اما امروز شاهد هستيم که همان منتقدان در دولت قرار گرفتهاند و يکي از منتقدان دولت قبل اکنون سکان اقتصاد کشور را در دست گرفته است اما شرايط اقتصادي نه تنها بهبود نيافته است بلکه آنگونه که هويداست، شرايط سختتر هم شده است؛ قيمت سکه، ارز، وضعيت بازار سهام همه و همه نشان ميدهد که وضعيت اقتصادي کشور چگونه است. از سوي ديگر همان منتقدان و مخالفان برجام که صراحتا اعلام ميکردند که برجام هيچ دستاوردي براي کشور نداشته است و حتي برجام اقتصاد کشور را قفل کرده است. اکنون در دستگاه سياست خارجه کشور سکان و هدايت بهسمت احياي برجام و مذاکره رفتهاند. حال اينکه اين افراد همان منتقدان دولت قبلي بودند که بارها اعلام کردند که در صورتيکه کليد حل مشکلات در دستان آنها قرار گيرد، خواهند توانست مسائل را حل کنند. البته براي عبور از شرايط کنوني راهحلهايي وجود دارد واقعيت آن است تا زمانيکه اختلاف نگاه وجود داشته باشد و تا زمانيکه فاصله بهوجود آمده ترميم نشود نميتوان اميد داشت که شرايط بهبود يابد. دشمنان کشور و ملت ايران هم بهخوبي اين را ميدانند و دقيقا زمانيکه بالاترين حد مشارکت سياسي در داخل هويدا شد برجام به نتيجه رسيد. از اين منظر بايد در ابتدا در داخل براي حل مشکلات گام برداشت شايد آشتي ملي در اين روزها اهميت داشته باشد.